پندهاى رسول اعظم به عبد الله ابن مسعود - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١١١ - ٣٨ - اخلاص در عمل
را كه وسائل و اموال سفر در آن بود به سرقت مىبرد. فلذا اين مرد اهل و عيال خود را بر الاغ ديگر سوار و خود پياده به دنبال آنها به راه خود ادامه مىدهند. وقتى به سامرا رسيدند، رفت به خدمت ميرزاى شيرازى ديد عده اى از بزرگان دور آقا نشستند، آقا او را صدا زد و فرمود: شما مرد خراسانى هستيد كه مركبتان را دزديده اند گفت بلى. آقا فرمود: پسر شما در مكه است؟ گفت بلى. فرمودند: ايشان براى شما صد تومان فرستاده و آن را داده بدست يك حاجى خراسانى، هنگامى كه به كربلا رسيدى آن حاجى تو را مىبيند.
فلذا پول خود را بگير و اين هم بيست و پنج قران براى مخارج سفرت به كربلا. آن مرد مى گويد پيش خود گفتم آقا از كجا خبر دارد و چه كسى به فرزندم اطلاع داده است؟ دست آقا را بوسيدم و از محضرش مرخص شدم وقتى به كربلا رسيدم شخصى به من گفت فلانى، يك حاجى خراسانى دنبال شما مىگردد آن حاجى را ديدم و مبلغ مذكور را به من داد.
عزيزان چه لطف و عنايتى در كار است خدا چطور الهام كرده. بياييد خود را بسازيم و خود را عوض كنيم با خدا بيشتر ارتباط داشته باشيم تا مورد عنايت بيشتر قرار بگيريم.
٣٨- اخلاص در عمل
يَابْنَ مَسعُود اذا عَمِلْتَ عَمَلًا فَاعْمَلْ للهِ خالِصاً لِانَّه لا يَقْبَلُ مِنْ عِبادِهِ الّا ما كانَ خالِصاً هر گاه كارى انجام مىدهى سعى كن خالص براى خدا باشد زيرا خدا هيچ عملى را نمى پذيرد مگر خالص براى او باشد.