ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - واما آخرالزمان
در بحارالانوار، در بيش از سى حديث از پيامبر اكرم (ص) به عنوان پيامبر آخرالزمان تعبير شده است. در سى و هفت حديث از ظهور آقا بقية الله (ع) در آخرالزمان گفتوگو شده است. در دهها حديث از رواج ستم در آخرالزمان، بازگشت حضرت عيسى در آخرالزمان، ياران حضرت مهدى (ع) در آخرالزمان، بانگ آسمانى، رجعت امامان و خروج دابة الارض در آخر الزمان گفتوگو شده است. در شمارى از احاديث عصر پيامبر، عصر اميرمؤمنان (ع) و عصر امام صادق (ع) نيز تعبير آخرالزمان اطلاق شده است. در تعدادى از احاديث از تأسيس «زوراء» يعنى بغداد در آخرالزمان گفتوگو شده است. بنابراين واژه آخرالزمان واژه كشدارى است و به دو معنى اطلاق مىشود ١. به معنى اعمّ و به اصالت، يعنى از بعثت پيامبر تا آغاز قيامت و ٢. به معنى اخصّ، يعنى به عصر حضرت مهدى (ع) كه آن نيز به دو بخش متمايز، پيش از ظهور و بعد از ظهور تقسيم مىشود. برداشت مسلمانان عصر رسالت، نزديك شدن رستاخيز و كوتاهى اين مكتب است؛ ولى در منابع زرتشتى و مسيحى از سلطنت هزار ساله منجى سخن رفته، در تاريخ طبرى مدت آخرالزمان هفت هزار سال تعيين شده ولى در آموزههاى شيعى مدت حكومت حضرت مهدى (ع) سيصد و نه سال تعيين شده، ولى دوران رجعت بسيار طولانى است كه از فرمانروايى پنجاه هزار ساله امام حسين (ع) و چهل و چهار ساله اميرمؤمنان (ع) گفتوگو شده است.
آخرالزمان چه نسبتى با دوران ظهور دارد؟
آخرالزمان به بخش پايانى جهان گفته مىشود، هر چه به پايان جهان نزديكتر بشويم انطباق اين كلمه با آن مقطع زمانى قوىتر خواهد بود، دولت كريمه اهل بيت (ع) آخرين دولت در جهان است و در بخش پايانى جهان يعنى در مقطع آخرالزمان- به معنى خاص- قرار دارد. تنها در بحارالانوار، سى و هفت حديث از ظهور امام زمان (ع) در آخرالزمان، در شش حديث از ياران خاصّ حضرت در آخرالزمان، در چهار حديث از رجعت امامان (ع) در آخرالزمان، در دهها حديث از حوادث آخرالزمان در آستانه ظهور و در دهها حديث از ترسيم سيماى جهان در عصر ظهور سخن رفته است. پس واژه آخرالزمان رابطه تنگاتنگى با دوران ظهور دارد.
در آموزههاى اسلامى چه تصويرى از آخرالزمان ارائه شده است؟
با توجه به تقسيم آخرالزمان به دو بخش متمايز: پيش از ظهور و بعد از ظهور، در آموزههاى اسلامى نيز تصويرى كاملًا متفاوت از آخرالزمان ارائه شده است: ١. قتل، غارت، جنگ، كشتار، سيل، زلزله، طوفان، بلاهاى طبيعى، مرگهاى ناگهانى، حكومت اشرار، خشكسالى، قحطى، بىعفتى، گستاخى جوانان، بىبركتى عمر، بىاحترامى به پدر و مادر، بىاعتنايى به دانشوران، قصاوت دلها، بىمروّتى، رواج دل فروشى، آوازه خوانى، رواج مترفين، شيوع رشوه و ربا، مدعيان دروغين، نفاق و دورويى و علنى شدن روابط نامشروع، شيوع روز افزون فساد در جامعه، در بخش نخستين و بدتر شدن روز به روز آن در آستانه ظهور؛
٢. آبادانى جهان، عدل فراگير، احياى ارزشهاى انسانى و اسلامى، برقرارى مساوات، وفور نعمت، نزول بركات، پايان چالشها، طلوع جامعه بشرى، سازش انسان با طبيعت، دنياى ارتباطات، پيروزى حق بر باطل، وراثت صالحان، شكوفايى تكامل اجتماعى و طبيعى، دوران فنّاورى، استخلاف انسان، بىنيازى از انرژى خورشيدى، دانش برتر، حكومت واحد جهانى بر اساس عدالت و آزادى، پايان غمها و سرآغاز شادىها در دوران پس از ظهور.
چگونه مىتوان از فتنههاى آخرالزمان نجات يافت؟
در آموزههاى اسلامى راههاى فراوانى براى محفوظ ماندن از فتنههاى آخرالزمان ارائه شده كه از آن جمله است: ١. پايبندى به آموزههاى دينى؛ ٢. پارسايى و پرهيز از گناه؛ ٣. كثرت دعا براى فرج؛ ٤. شكيبايى و خويشتن دارى؛ ٥. حفظ زبان و رازدارى؛ ٦. گمنامى و فرار از اشتهار؛ ٧. قطع رابطه با مترفين؛ ٨. مجالست با علماى ربانى؛ ٩. مداومت به توسل و دعا و دعاهاى رسيده از معصومين براى عصر غيبت؛ ١٠. توجه دائم به حضرت بقيةالله (ع) و انتظار لحظه به لحظه فرج.
در احاديث، علل فتنهها بيان شده كه با ريشهيابى آنها و پرهيز از عوامل آنها، انسان مىتواند خودش را در برابر اين فتنهها بيمه كند كه به شمارى از آنها اشاره مىكنيم.
١. زلزله و طوفان در اثر آوازهخوانى؛ ٢. مرگهاى ناگهانى در اثر شيوع بىبند و بارى؛ ٣. خشكسالى در اثر كمفروشى و ربا؛ ٤. كاهش محصول در اثر منع زكات؛ ٥. سيطره دشمن در اثر پيمانشكنى؛ ٦. رانش زمين در اثر روابط نامشروع؛ ٧. مستجاب نشدن دعاها در اثر نفاق و دورويى؛ ٨. ترس و وحشت در اثر رشوه؛ ٩. تسلط اشرار در اثر ترك امر به معروف و نهى از منكر؛ ١٠. طوفان و گردباد در اثر منكرات؛ ١١. از بين رفتن بركات در اثر فرار از علما؛ ١٢. گرفتارى همگانى در اثر دورويى و رياكارى؛ ١٣. سيطره رهبران نكوهيده در اثر رواج تصوّف.
با ريشهيابى فتنهها و پرهيز از عوامل آن، انسان را مىتوان در برابر فتنهها بيمه كرد. انشاءالله.
پىنوشت:
[١]. شيخ مفيد، امالى، ص ٢١٢.