ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٣ - چرا امام (ع) بايد بيايد
چرا امام (ع) بايد بيايد ...
اشاره:
در حال جمع كردن مطالب مجله نيمه شعبان بوديم كه به ذهنمان رسيد، اين بار قلم را به دست خوانندگان بدهيم و خودمان به جاى آنها بنشينيم و بخوانيم. براى همين منظور، به ميان يك جمع جوان دانشجويى رفتيم و رشته سخن را به دستشان سپرديم. به قول خودمانى، هيئت تحريريه آزاد موعود، اين صفحه را نوشتند. پس بخوانيم و ببينيم چه گفتند. سؤال ما اين بود كه، چرا امام (ع) بايد بيايند؟ و امام (ع) از ما چه توقعى مىتوانند داشته باشند؟
مهدى امينيان؛ دانشجوى رشته علوم سياسى از تهران، به سؤال اول اينطور پاسخ داد كه، دليل ما براى نياز داشتن به حضور ايشان، همان دليل نيازمان به يك امام حى حاضر در هر عصر و زمانى، پس از رحلت پيامبر اعظم (ص) است. بدون حضور او احكام اسلام، كاملًا و به طور صحيح قابل استخراج و اعتماد نيست، چون قرآن ناطق و خليفه پيامبر (ص) اوست و علم ديگر علما به شريعت تنها در غيبت او و از روى اضطرار قابل پيروى است.
بدون حضور او، طريقت عرفانى اسلام، بىمُرشد است و بدون حضور او، هرچقدر شاگردان او در مكتب اهل بيت (ع)، تلاش كنند، باز هم باعث سردرگمى سالكان و تفرقه مسلكهاست. بدون حضور او، مؤمنان واقعى در اقليتند و هرگز نخواهند توانست اسلام را پياده و جهان را به سمت اهداف او پيش ببرند.
هر چند ايشان در پس پرده غيبت، فقها را يارى مىكنند، سالكان را دستگيرى مىكنند و گرفتارىهاى مؤمنان و ديگران را برطرف مىنمايند، اما بدون حضور او، انسان و جهان، طعم واقعى معارف اسلامى و ديگر علوم، و عدالت اجتماعى و ديگر مصالح جامعه را نخواهد چشيد. انسان رها شده است و هر چند لنگان لنگان در مسير معرفت و عدالت حركت كند، اما لطف خداوند اقتضا مىكند، براى آنانكه شيدايى اين طريقند، مسير را روشن نمايد و فضاى جامعه را آماده كند. در واقع بدون حضور او، دنيا به هدف غايى خود نمىرسد، گويا در منزلى از منازل است كه ناگاه پايان مىپذيرد و اين با حكمت خداوندى در تناقض است. بدون حضور او، ظالمان، سزاى دنيوى داده نمىشوند و مظلومان به حق خود نمىرسند و اين با عدل الهى منافات دارد.
هدف ما اعتلاى كلمه اسلام است و بس. بحث اينجاست كه در دوره فعلى، اعتلاى كلمه اسلام و يكتاپرستى به چيست؟ به نظر مىرسد جز در سايه ظهور ايشان، اسلام، اعتلاى واقعى خود را نخواهد يافت و حق در برابر باطل پيروزى و نمود قدرتمندى نخواهد داشت. ضمن اينكه تلاش براى ظهور قطب عالم امكان و قطب معرفت و حاكم عدالت، تلاش براى ظهور همه خوبىهاست.
او درباره سؤال دوم، يعنى توقع امام زمان (ع) از ما، معتقد بود:
توقع ايشان از ما، در واقع چيزى جز فلسفه وجود ما در اين دنيا نخواهد بود، چون او خليفه خدا در زمين است و تشريع او با تكوين ما همجهت است. براى ظهور ايشان ٣ مقدمه مورد نياز است: ١. فراگيرى ظلم ٢. پرورش جبهه حق ٣. تشنگى عالميان به ظهور منجى و آمادگى نسبت به يارى او.
در مورد شرط اول، ما اجازه افزايش ظلم را نداريم، بلكه الگوى ما سيدالشهدا (ع) است كه زندگى زير بار ظلم را ننگ مىداند. در مورد شرط دوم، ابتدا بايد خود را بسازيم و متعلق به جبهه حق شويم و خود را آنچنان پرورش دهيم كه هر لحظه براى يارى ايشان، در غيبت و حضور، آماده باشيم و فعاليت كنيم. پس از آن، بايد اطرافيان خود و شاگردانى را تربيت كنيم كه در راه مقاصد او خودسازى و ديگرسازى كنند و اين حلقهها تا آخر پرورش يابند و آماده ايثار خود و خانواده و مال و آبرويشان باشند و اين كار سادهاى نيست.
اما در مورد سوم بايد گفت، اگر ما بتوانيم در جهان ندا در دهيم كه اين منجيان كه براى خود برگزيدهايد همه كاذبند و نه جدل و نه ظلم را توان برطرف نمودن ندارند، جهانيان را آماده نمودهايم. اين حركت پس از جنگهاى جهانى آغاز شد و انقلاب اسلامى، فرياد بلندى عليه حاكمان و منجيان دروغين بود. از همينرو، تقويت اهداف انقلاب اسلامى از وظايف اساسى ماست كه به همين علت خار چشمان ظالمان گشته است و به هر طريقى درصدد حذف آن هستند.