ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - لايق توجه
براى آن حى قيوم است. فقط خداوند مىداند كه او كيست و خود اين عزيز مىداند كه تا كجا رفته و به چه حدّى رسيده است. عالمى بايد از اين بزرگى، انگشت حيرت بر لب بگيرد. مطلب اينجا روشن مىشود.
از رسول خدا (ص) نقل شده كه فرمودند:
من عرف الله و عظّمه منع فاه من الكلام و بطنه من الطعام ...؛
كسى كه به معرفت خدا برسد و به بزرگى او پى ببرد، دهان را از سخن و شكم را از خوراك مىبندد و نفس را به صيام و قيام خسته مىكند.
حاضران متحير شدند و به آن حضرت عرض كردند كه، اينها چه كسانى هستند؟ آيا اينها اوليايند؟
پيامبر خدا (ص) فرمودند: [خير، بلكه] اوليا كسانى هستند كه اگر سخن بگويند، سخنانشان حكمت و اگر سكوت كنند، سكوتشان تفكر، اگر نگاه كنند، نگاهشان عبرت و اگر در ميان مردم راه بروند، راه رفتنشان موجب بركت است.
خداوند فرموده است:
يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً؛[١]
[خدا] به هر كس بخواهد حكمت مىبخشد، و به هر كس حكمت داده شود به يقين، خيرى فراوان داده شده است.
آن دسته اول اوليا نيستند بلكه در آغاز راهاند و اين دسته، اولياى الهى هستند.
حال، چنين فردى كه راه رفتنش بركت، نظرش عبرت، سكوتش تفكر، سخنش حكمت است، لياقت مىيابد كه به امام زمان (ع) توجه پيدا كند.
در دعاى ندبه كه هر روز جمعه خوانده مىشود، اين جمله را بنگريد كه:
أين وجه الله الذى اليه يتوجّه الأولياء؛
كجاست آن وجه [خدايى] كه اوليا به سويش توجه مىكنند.
اوليا در آن روايت بيان شده است.
اما «وجه» چيست؟ وجه، عبارت از طريق توجه به صاحب وجه است. هر كس بخواهد به صاحب وجه، توجه كند، بايد از آن طريق توجه كند. خود او [صاحب وجه] هم اگر بخواهد به چيزى توجه كند، طريق توجهش همين- وجه- است.
خلاصه، امام زمان (ع) به جايى رسيده كه وجه خدا شده است. آنچه خدا بخواهد [به وسيله آن] به عالم كون و مكان توجه نمايد، وجه الله، يعنى حجت بنالحسن (ع) است و هر چه از [اجزاى] اين عالم بخواهد به خداوند توجه كند، [طريق آن] وجه الله، حجت بن الحسن (ع) است.
نكته مهم اين است كه اين وجه، به قدرى رفيع است كه هر كسى لايق توجه به آن نيست. از اينرو، در دعاى ندبه آمده است: «كجاست آن وجه خدايى كه اوليا به او توجه مىكنند؟»
آرى، او وجهى است كه اوليا مىتوانند به سويش توجه پيدا كنند.
دست ما كوتاه و خرما بر نخيل
حالا، راه چيست؟
اما راهى وجود دارد. آن راه اين است كه شب نيمه شعبان، همه براى دعا اجتماع كنند. سرّ جمع شدن براى دعا، عمل امام ششم (ع) است. آن حضرت، به نقل از امام چهارم (ع) فرمودند:
هر وقت پدرم از امرى محزون مىشد، زنان و فرزندان را جمع مىنمود، آنگاه همه دعا مىكردند و همه آمين مىگفتند.
او كه مستجاب الدعوة مطلق است، در عين حال زن و بچه را جمع مىكند و مىفرمايد كه همه دعا كنيد و همه آمين بگوييد، تا اينكه [ما بياموزيم و] مشكل ما امروز حل شود.
ما راهى جز اين نداريم. ممكن است وقتى «يا صاحبالزمان» گفته مىشود در خيابانها، جوانى از هوس برگشته- كه كار يوسف كرده- باشد و به بركت نفس او صداى همگان شنيده بشود. بايد در همه شهرها گفته شود: «يا صاحب الزمان». شايد در گوشهاى، يكى از اولياى خدا نشسته باشد و به نداى او، عطف نظر شود.
ما بايد اعتراف كنيم كه آبرو نداريم، اما در اين مملكت آبرومندان هستند. اى امام زمان (ع) ... به حرمت قدمهاى خسته و دلهاى شكسته اين مردم در عزاى مادرت، به «يا صاحبالزمان» آنها، به ما هم نظرى كن. در آن شب، قطعاً ارواح يكصد و بيست و چهار هزار پيامبر (ع) دور قبر سيد الشهدا (ع)- كه مطاف همه ملائكه است-
هستند.
بايد در آن شب، اين ندا در اين مملكت بلند بشود و به بركت اين ندا، كمر تمام مخالفان حجتبنالحسن (ع) بشكند و به بركت اين نداى عام و اين استغاثه عمومى به صاحب الزمان (ع)، ايران، عراق و ... از كيد كفار و شرّ اشرار حفظ بشود.
پىنوشتها:
اين سخنرانى در تاريخ نيمه شعبان ١٤٢٤ ق. (١٦/ ٧/ ١٣٨٢) در شهر مقدّس قم ايراد گرديده است. (برگرفته از: پايگاه اينترنتىvahid -khorasani .ir )
[١]. مفاتيح الجنان، اعمال شب نيمه شعبان.
[٢]. همان، دعا براى امام زمان (ع)؛ شيخ طوسى، مصباح المتهجّد.
[٣]. سوره حشر (٥٩)، آيات ٢٢- ٢٤.
[٤]. سوره بقره (٢)، آيه ٢٦٩.