ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - لايق توجه
نيستى به هستى است. فهم اين مهم، نيازمند فهم مقام وحى و شناخت كسانى است كه علم و مقاماتشان [به بيان قرآن كريم] «برگرفته از چراغى است كه با روغنى افروخته مىشود كه از درخت پر بركت زيتونى گرفته شده- كه نه شرقى است و نه غربى- [اين روغن آنچنان صاف و خالص است كه] نزديك است بدون تماس با آتش شعلهور شود؛ نورى است بر فراز نورى».[١]
انوار تابيده شده بر اين قلوب از كجا سرچشمه مىگيرد؟
[آنچه گفتيم مربوط به مولود مبارك اين شب است] اما اين زمان (شب نيمه شعبان) چه زمانى است؟
در همه طول سال، دو شب [ممتاز] وجود دارد؛ اول، شب قدر و دوم شب نيمه شعبان. شب قدر، شب خاتَم [پيامبران] (ص)، اما شب نيمه شعبان، شب وصى خاتَم (ص) است. اين، رمز بزرگى شب نيمه شعبان است.
اما كسى كه در اين شب به دنيا آمده، چه كسى است [و چه مقامى دارد؟]
يونس بن عبدالرحمان دعايى را از امام هشتم (ع) نقل مىكند كه خود، اقيانوسى از علم و معرفت است. اين كلام چنان عظمتى دارد كه اگر به آن توجه شود، از شدت عظمت، قدرت ناطقه (عقل) انسان ضعف پيدا مىكند.
در اينجا به چند جملهاى از آن اشاره مىكنيم:
فإنّه عبدك الذى استخلصته لنفسك، و اصطفيته على غيبك، و عصمته من الذّنوب و برّأته من العيوب و طهّرته من الرجّس و سلّمته من الدنس.[٢]
به حقيقت، او [امام زمان (ع)] بنده توست كه او را براى خودت خالص گردانيده، براى احاطه بر غيبتات برگزيدهاى. او را از همه گناهان عصمت بخشيده، از همه عيبها مبرّا نموده و از ناپاكى، پاك و از آلودگى مصون گردانيدهاى.
اين عبارت، نُه موضوع را بيان كرده است. دريايى از فيض در اين كلمات موج مىزند.
فقه حديث و فهم كلمات اهل بيت (ع) نيازمند آن است كه دقت كنيد اساس كلام بر چه چيزى استوار است؟ اينكه بدانيد، فيض دهنده كيست؟ فيض چيست و فيض گيرنده چه كسى است؟
اما، فيض دهنده: خداوند است [اوست كه امام (ع) را چنين فضيلتى بخشيده است.]
اوست خدايى كه غير از او معبودى نيست، داننده غيب و آشكار است، اوست رحمتگر مهربان اوست خدايى كه جز او معبودى نيست؛ همان فرمانرواى پاك سلامت [بخش و] مؤمن [به حقيقت حقّه خود كه] نگهبان، عزيز، جبّار [و] متكبّر [است]. پاك است خدا از آنچه [با او] شريك مىگردانند اوست خداى خالق نوساز صورتگر [كه] بهترين نامها [و صفات] از آنِ اوست. آنچه در آسمانها و زمين است [جمله] تسبيح او مىگويند و او عزيز حكيم است.[٣]
موضوع سخن ما، كارى است كه خداوند- كه اسما و صفاتش را انبيا بايد شرح دهند- درباره اين بشرِ برتر از عقل و تصوّر انجام داده است. همان شخصيتى كه ما به عبارت ساده از ايشان به «صاحبالزمان (ع)» تعبير مىكنيم.
دعاى امام هشتم (ع) مشتمل بر نُه ويژگى است كه خداوند متعال در وجود مبارك امام عصر (ع) نهاده و شرح هر يك از آنها از حوصله اين مجالس فراتر است. به عنوان نمونه، تنها به همين ويژگى:
[تو] او را از هر ناپاكى پاك گردانيدى؛
فكر كنيد. اين وجودى است كه در آن، چركى وجود ندارد. نقىاى است كه آلودگىهاى عالم نتوانسته به ساحت مقدس او راه پيدا كند. سپس مىفرمايد: «تو خودت [كه تو را- آنچنان كه هستى- غير از خودت احدى نمىشناسد] او را از آلودگىها پاك و طاهر گردانيدهاى».
امام زمان (ع) مطهّر است؛ مطهر از همه ناپاكىها و آلودگىها. اين چه پاكى است و آن پاكى از دست چه پاك كنندهاى؛ رب الارباب. فقط اشارهوار مىگذريم اما كيست كه عمق آن را بفهمد؟
سپس مىفرمايد:
[تو] او را از همه عيبها مبرّا، و بر غيبها آگاه ساختى.
هر عيبى كه در نفس انسان است، در برابر غيبى از ماوراى تمام اين عالم ماده- از زمين و آسمان- قرار دارد. هر عيبى، حجاب يك غيبى مىشود. در اين روايت نكته ويژه و قابل توجهى كه براى عقلهاى انسانهاى به كمال رسيده عالم بيان شده، دو جمله بالاست. بار خدايا، تو او را از هر عيبى تبرئه كردى. كيست در عالم كه از هر عيبى مبرّا باشد؟
(افسوس كه عمرمان، تمام شد و او را نه شناختيم و نه به مردم شناسانديم! كتابها پر شد، مجالس غوغا شد ولى به كجا رسيديم؟!)
خلاصه اينكه، كارى با او [ولىات] كردى كه كليد مفاتح غيب را به دستش دادى. از همه اينها كه بگذريم، آنچه موجب تحير عقلهاى انسان به كمال رسيده است، اين عبارت است كه:
فإنّه عبدك الذى استخلصته لنفسك.
استخلاص اين است كه طلا را به كوره مىبرند، ذوب مىكنند و تمام اجرام غير آن را از آن خارج مىسازند، تا عيار آن كامل شود. جملهاى كه انبيا را هم نگران مىكند، اين جمله است، كه خداوند كارى با ولى عصر و مهدى موعود (ع) كرده كه منحصر به فرد بوده و فقط بين پيامبر خاتم و خاتم اوصياى انجام شده است.
آن كار اين است كه، تمام آنچه در عالم وجود تصور مىشود، از اين وجود، به وسيله خود خدا بيرون آمده و [به تعبير ما] طلاى بيست و چهار عيار شده است. اما اين طلاى ناب نه براى آدم و ابراهيم و ... بلكه مخصوص و خالص شده