ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤ - امّا بعد
نكته پنجم بيان سهل و ساده مراتب و ربط آن مراتب و دريافتها با حوادث جارى و اعمال و اقوال است. در واقع خروج از پيچيدگىها، غوامض و دالانهاى تودرتو كه بر حجم ابهامات مىافزايد، بيان ساده و بسيط مراتب در هر يك از اين دستهها باعث شده تا جماعت زيادى به سوى فرقهها متمايل شوند؛
نكته ششم سهلگيرى و تسامح در انجام اعمال و تكاليف است؛
نبايد از ياد برد كه جمعيت هدف اين دستهها و نحلهها «جوانان، اعم از دختران يا پسران» اند. اين جمعيت به دلايل مختلف جسمى و روانى، بهويژه در عصر پرشتاب، شلوغ و به قول معروف زندگى ساندويچى تمايل به انجام سهل و ساده تكاليف دارد. ملاحظه اين معنا در صدور نسخهها و دستورالعملهاى مذهبى و اخلاقى حائز اهميت است؛ همانكه عموم فرقههاى شبه عرفانى بر روى آن تمركز جدى دارند.
و ...
متأسفانه، فقدان امكان دسترسى سهل و ساده تشنهكامان و جويندگان، به صاحبان سخن و مربيان
راه رفته در ميان علما و اربابان سير وسلوك، كنارهگيرى عمومى آنها از حضور در ميادين و مناسبات عمومى و اجتماعى، بيان اجمالى مباحث با ادبيات پيچيده و غامض، بالاخره فقدان تاب و تحمل شايسته براى شنيدن (و نه، گفتن مدام، نصيحتگويى و صدور امر و نهى) و از اينهمه مهمتر، فقدان نظام و سيستم آموزشى سهل و ساده، باعث شده تا بازار رطب و يابسبافى داغ و گرم و مجال شبه افكنىهايشان فراهم باشد.
بىشك، بزرگان ما از جمع فرهيختگان اهل سير و سلوك نيز معذوريت ويژه خود را دارند، امّا؛
١. آيا اينهمه به معنى و منزله رها كردن جوانان در دام گسترده صدها و هزاران فرقه شبه مذهبى و شبه عرفانى است؟
٢. آيا ابهامزدايى، رفع شبهات، پاسخگويى به سؤالات و دستگيرى جوانان در عصر غيبت از عهده ما ساقط شده است؟
٣. آيا آنهمه معارف و حقايق نهفته در سينه اوليا و مستور در ميان آثار مكتوب براى پاسخگويى در دستگيرى كافى نيستند؟
٤. آيا در وقت احساس ضرورت نمىبايست حسب شرايط و مقتضيات در شيوهها و روشها تجديد نظر كرد و براى سد كردن رخنهها وارد عمل شد؟
٥. آيا رهانيدن خود از مهلكهها و تماشاى افتادگان در غرقاب بلا، شرط مروّت است و امام عصر (ع) را خوش مىآيد؟
٦. آيا نمىتوان پذيرفت كه آمادگى گرايش به فرقههاى شبهعرفانى از آمادگى جوانان براى شنيدن و بهكار بستن مفاهيم حقيقى خبر مىدهد؟ آنها جوياى مراتب بالاترى هستند و اين تشنگى و طلب آنها را مستعدّ غلطيدن در دام رهزنان مىسازد.
آيا همين اندازه، فقط همين حدّ ما را مكلف نمىكند تا براى تغذيه و سيراب كردن طالبان و مستعدّان چارهاى بينديشيم؟
بىگمان اين وظيفه از عهده سازمانها و نهادهايى كه در حوزه فرهنگى عهدهدار امور سختافزارىاند ساخته نيست.
اينجانب به عنوان يك طلبه، يك دانشجو، يك مربى ساده در محيطهاى دانشگاهى و دانشجويى، يك روزنامهنگار كه همه عمر خود را در حشر و نشر با عموم مردم و بهويژه جوانان سپرى ساخته و با بسيارى از ابتلائات و دسيسهها آشناست، حوزههاى علميه، علما، اربابان معرفت و سير و سلوك، حتى مراجع معظم را مخاطب خويش ساخته، دست طلب و تقاضا به سويشان دراز مىكند و اميد دارد كه پيش از سپرى شدن فرصتها در اينباره انديشيده و برايش چارهجويى شود. اميد كه توفيقات آسمانى و عنايات ويژه حضرت ولىعصر (ع) همراه و قرين با همه اقدامات و تقاضاهامان شود. إنشاءالله
سردبير