ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣ - امّا بعد
٣. جماعتى با حور و قصور دلخوش داشته، دامن فراچيده و در حاشيه ميدان نشستند؛
٤. جماعتى فرصت را غنيمت دانسته، برگزارى اجلاس و انتشار رنگيننامهها و صدور بيانيه را چاره كار فرض كردند؛
٥. جماعتى درگير با همه شيوههاى كهنه، مضامين كهنه، ادبيات كهنه و صورتبندى فرسوده و نخنما در هواى قرون ٧ و ٨ هجرى روزگار گذراندند؛
٦. جماعتى متجدّدمآب، دين را عصرى و خود را به تندباد عرفىگرى سپردند؛
٧. برخى شوراها و سازمانهاى رسمى و متوليان امور فرهنگى نيز به جلسات هفتگى و ماهانه فرمايشى و برخيز و برپاى رسمى و بىخاصيت مشغول و تدارك گزارش براى مقامات را تكليف خويش شناختند؛
٨. جماعتى هم افشاى تبهكارى و سيهروزى هر مدّعى و سؤال كننده را چاره كار.
در ميان اين غوغا، فراروى فرزندان ما، چالهاى به گشادى:
الف) صدها فرقه و دستههاى مذهبى و شبهمذهبى كه جان فرزندان سرزمين اسلامى ما را نشانه رفته بودند؛
ب) هزاران شبه مذهبى و فرهنگى در موضوعات مختلف و با مضامين مختلف؛
ج) هزاران سؤال درباره همه عملكرد ما و مسئوليتهايمان؛
د) هزاران طلب و تمنّا براى درك حقايق و دسترسى سهل و روان به امور يقينى و اعتقادى،
دهان گشود.
نبايد از ياد برد كه، گذشت زمان، نه تنها باعث فراموشى اين موارد و مرتفع شدن آنها نمىشود، بلكه باعث مزمن شدن، جاىگير شدن و مؤثر افتادن نيز مىشود.
پيش از اين نيز در اين باره طرح مسئله شده بود. مطالعه همه بندهاى پنجگانه مجالى ديگر مىطلبد.
امّا درباره بند الف؛
برخى اطلاعات و آمار حاكى از آنست كه طى دو سه دهه اخير قريب به ٤٠٠٠ فرقه شبهمذهبى و شبهعرفانى در جهان بهوجود آمده، برخى امواج و سرريز آنها به سرزمين اسلامى ما نيز رسيده و هر يك جماعتى از جوانان و سايرين از ميان مردم را به گرد خود آورده است.
صرفنظر از دست ابليس و جنود انسانى او در جهان كه حسب ترس از رشد و گسترش اديان حقيقى در طراحى و نشر اين فرقهها نقش اصلى را ايفا كردهاند؛ تقاضا و طلب نسل حاضر، حسب شرايط تاريخى ويژهاى كه پيشآمد كرده، زمينه و بستر طرّاحى و توليد اين فرقهها را در خود داشته است. در واقع، فرقهها، پاسخ مجازى و مزورانه به «طلب حقيقى و صميمانه» دادهاند. بههمين جهت است كه صرف مقابله با روشهاى حذفى و سلبى نمىتواند باعث عقبنشينى فرقهها، كنترل آنها يا حذفشان از دايره مناسبات فرهنگى نسل حاضر شود.
در اين باره نكاتى چند قابل توجه است:
نكته اول، جوانى صميمى مىگفت: در حالى كه در بازار كتاب، امكان دستيابى به چند عنوان كتاب عرفانى اسلامى و شيعى با زبان ساده و جوانپسند وجود ندارد، تدارك يك وانت بار هم براى حمل و نقل بيش از چهار هزار عنوان كتاب با موضوع و محتواى عرفان وارداتى كفايت نمىكند؛
نكته دوم و قابل توجه ادبيات روان و ساده جارى در اين آثار است كه مضامين و مفاهيم را به رشته كلمات كشيدهاند. به صرافت طبع مىتوان دست شيطان و القائات او را در جعل مضامين مندرج در اين آثار ملاحظه كرد؛
اين ادبيات، برخلاف ادبيات مرسوم و جارى در ميان عموم انديشمندان، محققان، مترجمان مسلمان مضامين پيچيده را ساده مىنمايند، با مخاطب رابطه برقرار مىكنند، او را جذب و مفاهيم و مضامين را مقبول طبعش جلوهگر مىسازند.
نكته سوم، بيان سيستماتيك و منظم مضامين و مفاهيم بسيارى از اين آثار است. معمولًا اذهان منظم و آموخته شده با سيستمها، اصول، فروع و ربط شاخهها و شعبهها را با اصول و نتايج به راحتى بيان مىكنند، متكى به منطقى آن را جدى و قابل تأمل جلوه مىدهند و مخاطب را اقناع مىسازند. عموم دانشآموختگان نظام جديد مدرسى- حسب آموزههاى علوم جديد كه متّكى به دريافتهاى كمّى از عالماند و تحت تأثير منطق رياضى، تكنيك و تكنولوژى عصر جديداند- با نگاه سيستماتيك، مطالعه سيستماتيك و شنيدن به همان سبك خو كردهاند. ديگر نمىتوان با مجملگويى، پراكندگى، بىاستناد و مستندات گويى آنان را راضى نگه داشت.
برخى متأسفانه در هنگام گفتوگو با جوانان و در مجالس سخنرانى، بىهيچ آمادگى قبلى، هيچ طرح و نقشه پيشبينى شده و تنها به صورت شانسى و اتفاقى به مبحثى وارد و به همان صورت از آن خارج مىشوند. اينان به خود، به مخاطبان، به موضوع و مبحث مطرح شده، ظلم روا مىدارند و ميدان را براى حضور اغيار فراهم مىكنند؛
نكته چهارم بيان كاربردى و عملياتى مباحثى است كه برخى از مدعيان حلقههاى عرفانى مطرح مىكنند. در واقع اينان، با خروج از اجمال و بيان كلى موضوعات و مضامين، به دريافتهاى مجعول خود وجه اى مىبخشند كه شنونده مىتواند آنهمه را به ميدان عمل كشيده، به تجربهاش بنشيند. عموم حلقههاى عرفانى و نسخههاى پيچيده شده توسط مدعيان عرفان و سير و سلوك- به ويژه شاخههاى هندى- از اين مشخصه برخوردارند.
بىگمان، عجله و شتاب جوانان به اقتضاى سن و سالشان و شتابزدگى حاكم بر زندگى و تمدن جارى، مجال صبورى در پيچ و خمهاى سير و سلوك به شيوههاى اسلاف را نمىدهد و آنان اين شيوه را برنمىتابند و به سادگى به سمت نسخههايى مىروند كه به سرعت آنان را از ساحت مطالعات به ساحت دريافت نتايج و بهكارگيرى آنها در مناسبات فردى و اجتماعى بكشد.
نگارنده واقف به تمامى ويژگىهاى سير و سلوك، معرفت نفس و مقتضيات ويژه آن هست. در اينجا تبيين همه آنچه كه در مطالعه و بررسى جريانات فرقهاى و شبه عرفانى حاصل آمده، منظور است؛