ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - ساير ديدگاه ها
گروه ديگرى از بزرگان تأكيد و تأييد كردهاند كه:
«تشيع و ولايتپذيرى ابى الحسن (ع) در زمان رسول خدا (ص) ايجاد شده و رسول اكرم (ص)، على (ع) را از بعد خودش به عنوان خليفه و مرجع عام براى امت تعيين كرده است».
ساير ديدگاهها
گروهى از مؤلفان بر اين عقيدهاند كه تشيع در زمان پيامبر (ص) ايجاد نشده و بعد از آن به وجود آمده است. در زير، اسامى آنها و ديدگاهشان را مىآوريم:
١. ابن خلدون: وى معتقد است كه:
«شيعه در ايّام شورا پيدا شد و آنجا جماعتى از صحابه كه خود را پيرو و شيعه على (ع) مىدانستند و معتقد بودند كه او سزاوارتر به خلافت است تا غير او، چون خلافت به غير او رسيد، ناراحت و متأسّف شدند؛ مانند زبير، عمّار بن ياسر، مقداد ابن اسود و ديگران و قوم براى سابقه و قدمت آنها در دين كارى جز نجوا و تأسّف و اندوه نكردند».[١]
اين رأى مورد اعتماد نيست؛ زيرا همان طور كه قبلًا توضيح داده شد، شيعه در زمان رسول خدا (ص) ايجاد شد و پيشواى آن، كه از بزرگان صحابه است، با حجّت بالغه با ابوبكر به احتجاج پرداخت و اين از محكمترين اسناد سياسىاى است كه شيعه براى اثبات حقّانيت امام بر خلافت، به آن احتجاج مىكند.
٢. ابن حزم: او بر اين عقيده است كه، شيعه بعد از قتل عثمان آشكار شد.
او مىگويد: «عثمان خليفه شد و دوازده سال حكومت كرد، تا اينكه مرد و با مرگ او اختلاف پيدا شد و امر شيعيان پا گرفت».[٢]
٣. عثمان بن عبدالله حنفى: اين شخص نيز بر ديدگاه ابن حزم تأكيد كرده و گفته است: «جدايى امت در زمان ابوبكر و عمر و عثمان نبود و همانا بعد از كشته شدن عثمان، رافضه آشكار شد».[٣]
آنچه ابن حزم و حنفى گفتهاند، دلايل علمى ندارد؛ چون ظهور شيعه و ايجاد آن در زمان رسول خدا (ص) بوده و تشكيل دولت شيعه بعد از كشته شدن عثمان و به پيروى از امام على (ع)، فقط به دليل خلافت و امر حكومت بود و به دنبال آن عدل و مساواتى شروع شد كه مردم مانند آن را نديده بودند و همان عدالت بود كه موجب انتشار تشيع و موالات براى اهل بيت (ع) در همه گروههاى اسلامى گرديد.
٤. ابن نديم: وى بر اين باور است كه:
«شيعه هنگامى به وجود آمد كه طلحه و زبير با على (ع) مخالفت كردند و آن را به بهانه خونخواهى عثمان بن عفان رد كردند و على (ع) آنها را متمرّد دانست و با آنها جنگيد. پس هر كس پيروى از على كرد، او را شيعه ناميدند و على به آنها مىگفت شيعه من و آنان را طبقه اصفيا، اوليا، شرطة الخميس و اصحاب مىناميد».[٤]
بر حسب آنچه ما بيان كرديم، ظهور شيعه در زمان رسول خدا (ص) بود و تمرّد طلحه و زبير و عايشه از حكومت على (ع)، مطلقاً دخالتى در ايجاد شيعه ندارد.
٥. طه حسين: متن آنچه دكتر طه حسين بيان كرده، اينگونه است:
«شيعه به معنى دقيق كلمه، آنطور كه نزد فقها و متكلّمان و مورخّان معروف است، در زمان على (ع) يافت نمىشد و بعد از مرگ او، به مدّت كمى به وجود آمد. كلمه شيعه در زمان على (ع)، معنى لغوى قديمى را كه در سورههاى قصص و صافات آمده است، داشت:
وَ دَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلى حِينِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِها فَوَجَدَ فِيها رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلانِ هذا مِنْ شِيعَتِهِ وَ هذا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسى فَقَضى عَلَيْهِ[٥].
وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ.[٦]
كلمه شيعه در اين دو آيه و آيات ديگر از اين دست، به معناى فرقهاى از پيروان و انصار است؛ آنهايى كه موافق رأى و روش كسى يا گروهى عمل مىكنند. مردى كه شيعه موسى بود، فردى از بنى اسرائيل بود و مردى كه از دشمنان موسى بود، از مصريان بود.
به اين طريق مفسّران قدما، كه تفسير را از فقهاى اصحاب نبى گرفتهاند، اين آيه را كه «ابراهيم شيعه نوح بوده است»، به معناى پيرو سنّت، راه و رأى او و متديّن به دين او گرفتهاند. همانگونه كه دسته ديگر از مفسّران نيز مىگويند كه شيعه على (ع) در زمان خلافت او، همان اصحاب او بودند كه با او بيعت كردند و پيرو رأى او شدند.