ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٩ - ارزش اعتقاد به ولايت اهل بيت (ع)
اعتقاد به ولايت و امامت اميرالمؤمنين (ع) و يازده فرزند معصومش (ع) باشد. تمام اين اعتقادات بايد همانند حلقههاى زنجير به هم متّصل باشند. اگر يكى از اينها از قلم بيفتد، تمام آنها از قلم افتاده است. چنانكه در حديث قدسى هم خوانديم، اگر انسان صدهزار سال عمر كند و علىالدّوام بگويد: «لاالهالاالله محمّد رسولالله»، اما كنار آن على ولىالله نباشد توحيد نخواهد بود و روى نجات و سعادت نخواهد ديد! اين يكى از معانى «و اركاناً لتوحيده» است. توحيد خدا همچون بنا و ساختمانى است كه اركان و پايههاى آن امامان معصوم (ع) هستند و بديهى است كه با فرو ريختن پايه و ستون، ساختمان نيز فرو مىريزد، يعنى با كنار رفتن امامت على و آل على (ع) نيز توحيدى باقى نمىماند.
حديث معروف منقول از وجود اقدس امام ابوالحسنالرضا (ع) كه در نيشابور بيان فرمودند، در مقام بيان همين حقيقت مىباشد كه خدا فرموده است:
كلمة لاإلاإلّاالله حصنى فمن قالها، دخل حصنى و من دخل حصنى أمن من عذابى.
كلمة لاإلهإلاالله (كلمه توحيد) قلعه محكم من است؛ هر كه آن را بگويد [معتقد به آن باشد]، داخل قلعه من شده است و هر كه داخل قلعه من بشود از عذاب من ايمن شده است.
بعد، امام (ع) فرمودند:
بشروطها و أنا من شروطها
كلمه توحيد شروطى دارد و من [از آن نظر كه امام معصوم منصوب از جانب خدا هستم] از جمله شروط آن مىباشم.
يعنى اعتقاد به ولايت و امامت، شرط لازم و ركن تحقّق حقيقت توحيد است.
حديثى نيز از اميرالمؤمنين (ع) نقل شده كه فرمود:
لاإلاإلاالله شرطهايى دارد! من و ذريّهام از شرطهاى آن مىباشيم.
يعنى اعتقاد به ولايت من و ولايت امامان معصوم از فرزندان من، شرط تحقق توحيد است. احتمالًا شرط اوّل، التزام واقعى به اعتقاد به وحدانيّت خدا، شرط دوم، اعتقاد به نبوّت ختميّه حضرت محمّد مصطفى (ص) و شرط سوّم اعتقاد به ولايت و امامت امام معصوم منصوب از جانب خدا مىباشد.
سند طلايى حديث سلسلة الذهب:
تذكر اين نكته هم مناسب است كه حديث نيشابور حضرت امام رضا (ع) به حديث سلسلةالذهب معروف شده است. «ذهب» يعنى طلا. در توجيه اين نام گفتهاند: چون تنها حديثى است كه سلسله راويان آن همگى امامان معصوم (ع) مىباشند، از اين جهت داراى سند طلايى است و هيچ حديثى از اين جهت به پاى اين حديث نمىرسد و اين درخشندگى را نشان نمىدهد! راويان ساير احاديث تا به امام برسد افراد عادى مىباشند امّا راويان اين حديث از امام ابوالحسنالرّضا (ع) آغاز شده و به خداوند عزّوجلّ رسيده است.
حديث ديگرى هم داريم كه قرين همين «حديث توحيد» است و آن را هم مرحوم شيخ صدوق در كتاب عيون اخبارالرّضا از امام رضا (ع) نقل مىكند، منتها چند جملهاى در آنجا اضافه دارد تا به اينجا مىرسد:
از پيامبر (ص) از جبرئيل از ميكائيل از اسرافيل از لوح از قلم روايت شده است كه فرمودند: خداوند عزّوجلّ فرمود: ولايت علىبن ابىطالب حصار و قلعه مستحكم من است. هر كه وارد آن شود، از عذاب من در امان است.
امتياز ويژه حديث سلسلةالذهب:
مرحوم نراقى در خزائن از سيّد جزائرى نقل مىكند كه در زهر الرّبيع پس از نقل اين حديث مىگويد:
اين حديث را با اين سند بر هر مريضى بخوانند شفا پيدا مىكند، و اگر به كسى كه بر اثر بيمارى صرع بيهوش شده است بخوانند به هوش مىآيد، و اگر آن را بنويسند و در ميان آبى بشويند و به دردمندى بدهند كه بنوشد، دردش آرام مىگيرد.
وى مىگويد: «اين عمل مكرراً تجربه شده است». (البته صحّت اين مطلب به عهده جزائرى است).
به تناسب مقام، حديثى از سفينةالبحار محدّث قمى عرض مىكنيم. ايشان نقل مىكنند:
امام مجتبى (ع) در سنّ كودكى مريض شد. حضرت صدّيقه كبرى (س) نور ديدهاش را كه تب شديد داشت، بغل كرد و نزد پيامبر اكرم (ص) آورد. در آن موقع جبرئيل امين نازل شد و گفت: يا رسولالله! تمام سورههاى قرآن «ف» دارد كه از حروف كلمه «آفت» است. تنها سورهاى كه اين حرف را ندارد سوره حمد است، لذا شما اين سوره را كه حرف آفت در آن نيست؛ چهل بار بر آب بخوانيد و به بدن كودكتان كه تب دارد بپاشيد؛ شفا خواهد يافت. همين كار را كردند و كودك در همان لحظه شفا پيدا كرد و شايد براى همين است كه براى شفاى مريض مىگويند يك حمد تنها بخوانيد؛ چون سوره «قلهوالله احد» «ف» دارد.
ارزش اعتقاد به ولايت اهل بيت (ع)
گفتيم، اهل بيت اطهار (ع) اركان توحيد خدا هستند و انكار ولايت آن بزرگواران در واقع انكار توحيد خداست. ما وقتى ارزش اعتقاد به ولايت اهلبيت (ع) را مىفهميم كه نگاهى به عقايد نامعقول فرقههاى مخالف مذهب درباره خدا و پيامبر اكرم (ص) بيفكنيم كه چگونه بر اثر دور افتادن از مكتب اهل بيت به گمراهى فكرى و اعتقادى مبتلا شدهاند. از باب نمونه درباره خدا اعتقاد دارند كه خداوند در روز قيامت با چشم سر ديده مىشود و ساق پاى خود را بالا مىكشد و آيه: