ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٢
مىدهم. و همچنين ديدن نهر جارى و درختان ميوهدار در غير فصل خود و غير اينها. (كه تماماً گذشت) و اين مسائل باعث شد من يقين كنم كه ايشان بقيةالله- ارواحنافداه- بودند. مخصوصاً در قسمت اذن دخول و پرسيدن اينكه آيا امام زمان خود را مىشناسى. يعنى وقتى كه گفتم: مىشناسم، فرمودند: سلام كن، چون سلام كردم، تبسم كردند و جواب دادند. به كفشدارى آمدم و از حال آن حضرت سؤال كردم. كفشدار گفت: ايشان بيرون رفتند. بعد پرسيد آن سيد رفيق تو بود؟ گفتم: بلى.
بعد از اين اتفاق به خانه ميهماندار خود آمدم و شب را در آنجا به سر بردم. صبح كه شد، نزد جناب شيخ محمد حسن كاظمينى آل ياسين رفتم و آنچه را ديده بودم نقل كردم. ايشان دست خود را بر دهان گذاشته و مرا از اظهار اين قصه و افشاى اين سر نهى نمود و فرمود: خداوند تو را موفق كند. به همين جهت، من آن را مخفى مىداشتم، به احدى اظهار ننمودم تا آنكه يك ماه از اين قضيه گذشت. روزى در حرم مطهر، سيد جليلى را ديدم كه نزد من آمد و پرسيد: چه ديدهاى؟ گفتم: چيزى نديدهام. باز سؤالش را تكرار كرد. اما من به شدت انكار نمودم. او هم ناگهان از نظر ناپديد شد.
پيامها و برداشتها
١. كسانى كه به دنبال انجام وظيفه الهى هستند، امكان تشرّف به محضر والاى امام عصر (ع)، همراه با رضايتمندى آن حضرت براى آنها وجود دارد.
در نامهاى كه از طرف آن حضرت در روز عيد فطر سال ٤١٢ ق. به افتخار شيخ مفيد صادر شد، چنين آمده است:
اگر شيعيان ما- كه خداوند توفيقشان دهد- دلهايشان در وفا به عهد و پيمانى كه با ما دارند، گرد هم مىآمد (و جملگى عمل به وظيفه مىكردند) از فيض ديدار ما محروم نمىشدند، و سعادت ديدار ما زودتر نصيبشان مىشد؛ ديدارى راستين و از روى معرفت. پس چيزى (ديدار) ما را از آنان باز نمىدارد، جز خبرهايى كه به ما مىرسد و ما را خوش نمىآيد و انتظارش را از آنها نداريم.
حاج على بغدادى در اثناى پرداخت وجوهات شرعىاش بود كه موفق به ديدار آن حضرت گرديد. امام باقر (ع) در روايتى فرمودند: «براى هيچ كس حلال نيست كه از خمس چيزى را بخرد تا وقتى كه حقّ ما را به ما برساند».[١]
٢. امام زمان (ع) ادا كننده حقوقشان را به خوبى مىشناسند و شهادت به پرداخت آن مىدهند. اين مضمون در اين آيه شريفه نيز آمده است:
و اينچنين ما شما را [ائمه معصومين (ع)] امت ميانهاى قرار داديم (در حد اعتدال، ميان افراط و تفريط)، تا بر مردم گواه باشيد، و پيامبر هم بر شما گواه باشد.[٢]
معلوم است كه شاهد تا وقتى كه چيزى را با حواسّ خود حس نكرده باشد، نمىتواند شهادت بدهد. پس امام زمان (ع) ناظر اعمال ما و شاهد بر آنها هستند. روايات فراوانى در اين باره، در باب عرض اعمال بر رسول الله (ص)[٣] و عرض اعمال بر ائمه (ع) ٥ و لزوم ترسيدن از عرض اعمال بر آنها نقل شده است.[٤]
٣. امام (ع) ابتدا به حاجى على بغدادى سلام نمودند و «سلام تحيت اهل بهشت است،[٥] خداوند متعال افشاء آن را دوست مىدارد،[٦] شايستهترين فرد نسبت به خدا و رسول (ص) كسى است كه ابتدا سلام كند.[٧]
٤. امام (ع) فرمودند: مراجع وكلاى ما هستند. و اين جمله ارتباط معنوى و پشتوانه روحى مراجع را مىرساند. در توفيق شريف به خطّ مولايمان صاحبالعصر و الزمان (ع) آمده است: «و اما حوادثى كه واقع مىشود؛ پس در آنها به راويان حديث ما (مجتهد جامعالشرائط) مراجعه نماييد كه ايشان حجّت من بر شما هستند و من حجّت خدا هستم».[٨]
٥. اعمال انسانها اگر توأم با ولايت باشد قبول مىشود و بدون آن قبول نيست. علامه مجلسى (ره) در جلد ٢٧ بحارالانوار بابى را تحت عنوان اينكه اعمال بدون ولايت، قبول نيست ذكر كرده و در آن هفتاد و يك روايت آن را ذكر كردهاند كه يك روايت را اينجا نقل مىكنيم:
«... قسم به آن خدايى كه جان محمد (ص) در دست اوست، اگر بندهاى روز قيامت به اندازه عمل هفتاد پيامبر بياورد خداوند از او قبول نمىكند تا وقتى كه خدا را به ولايت من و ولايت اهل بيت من ملاقات كند».[٩]
٦. در روايات متعددى، فوائدى براى زيارت سيدالشهداء (ع) ذكر شده است كه از جمله آن فوائد، استغفار امام (ع) براى او، خوشحالى معنوى به پاداش خداوند متعال، پاك شدن از گناهان، دور شدن از آتش و دخول در بهشت است.
در روايتى نقل شده كه امام حسين (ع) به زائر خويش نظرى مىفرمايد و آن حضرت (ع) بهتر از شناخت هر يك از شما نسبت به فرزندش، به ايشان، نامهايشان و نامهاى پدران و به درجات و منزلتشان نزد خداى عزّوجل آگاهى دارد. و همانا امام حسين (ع) مىبيند كسى را كه براى او گريه مىكند، پس براى او استغفار مىكند و مىفرمايد: اگر زائر من مىدانست آنچه را كه خداوند براى او ذخيره كرده است، هر آينه خوشحالى او بيشتر از ناراحتى او مىبود. به درستى كه زائر امام حسين (ع) برمىگردد در حالى كه هيچ گناهى بر او نيست.[١٠]
٧. عمل فرد صالح قبول است. اما آن جوانى كه اهل لهو و لعب بود و مادرش را هم كشته بود، امام (ع) نسبت به قبول زيارتش سكوت نمودند. قرآن كريم صريحاً مىفرمايد كه خداوند تنها از متّقيان قبول مىكند.
امام صادق (ع) مىفرمايند: «اگر مردم ببينند اعمالى را كه از آسمان بر مىگردد، هر آينه خواهند گفت: خداوند هيچ عملى را از هيچ كس قبول نمىكند[١١] و اين تهديد از آن جهت است كه اكثر اعمال انسانها مردود مىشود و بر مىگردد به گونهاى كه مردم اگر ببينند فكر مىكنند همه اعمال برگشت داده شده است».
٨. گرچه سؤال كردن كليد علم است و در قرآن كريم اين