ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤١ - اما مصحف على (ع) چيست؟
خلفا خوشايند نبود، مىآوريم:
والشّجرة الملعونة فى القرآن[١]؛
و آن درخت نفرين شده در قرآن؛
كه شأن نزول آن درباره بنى اميه و يا افرادى از صحابه پيامبر (ص) است.
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ؛[٢]
اين آيه در شأن فاسقى از بنى اميه بنام وليد بن عقبه نازل شده و اين وليد برادر مادر عثمان بن عفان، خليفه سوم است كه در زمان عثمان مدتى والى كوفه بود. داستان شرابخوارى و خواندن نماز چهار ركعتى صبح در مسجد كوفه و ساير مفاسدش در تاريخ ثبت شده است.
٣. اگر شما دو زن به سوى خدا بازگرديد كه دلهاى شما منحرف گرديده (به سود شماست) و اگر عليه او (پيامبر) متحد شويد، بدانيد كه خدا خود يار و مددكار او بوده و جبرييل و صالح مؤمنان و فرشتگان بعد از آن پشتيبانى او خواهند بود اى بسا كه اگر شما را طلاق گويد، خداوند زنانى بهتر از شما نصيب او كند، زنانى مسلمان، مؤمن، تسليم، تائب، عابد و هجرت كننده غير دوشيزه و دوشيزه.[٣]
هر دو آيه درباره عايشه بنت ابى بكر و حفصه بنت عمر نازل شده كه هر دو از زنان پيامبر بوده و هر دو هم دختران خليفه اول و دوم بودند كه عليه پيامبر توطئه نموده بودند.
و همچنين آياتى در قرآن آمده كه شأن نزول آنها در مدح و ستايش اهل بيت (ع) نازل شده و اين آيات خوشايند مكتب خلفا و حكومت غاصبانه آنها نبود و نمىخواستند با تفسير و شأن نزول آن آيات، حكومتشان متزلزل شود؛ مانند:
١. خداوند تنها اراده كرده تا رجس و پليدى را از شما اهلبيت بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند.[٤]
اين آيه در شأن پيامبر (ص)، على (ع)، فاطمه (ع)، حسن (ع)، حسين (ع) (و به تبع آنها در شأن ساير ائمه (ع) نيز نازل شده است.
٢. وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ؛[٥]
و از مردم كسى است كه نفس و جان خود را در راه رضايت خدا مىفروشد و خداوند به بندگان مهربان است.
اين آيه در شأن على (ع) نازل شده، آنگاه كه آن حضرت در شب اول ربيعالاول سال ١٣ بعثت در بستر پيامبر (ص) خوابيد و آن شب، پيامبر (ص) توانست از مكه به مدينه هجرت نمايد و به شب ليلة المبيت مشهور است.
آيات ديگرى در ستايش و معرفى اهل بيت (ع) (مانند سوره آل عمران، آيه ٦١ كه به آيه مباهله مشهور است) در قرآن وجود دارد، اما تنها به ذكر اين دو آيه اكتفا نموديم.
لذا چون شأن نزول اين آيات و غير آنها در مصحف على (ع) به املاى رسول الله (ص) و خطّ على (ع) آمده بود، اين با سياست خلفا سازگار نبود و آنها هم شعار «حسبنا كتاب الله» را اعلام نمودند (تنها قرآن ما را بس است) و قرآن را از حديث پيامبر (ص) جدا ساختند، قرآن، تعليم و تدريس و بيان و نسخهبردارى شد اما فقط لفظ قرآن بود، بدون تفسير و بدون شأن نزول آيات، و با اين سياست جلوى بسيارى از حقايق و معارف عميق اسلام را گرفتند و نگذاشتند تا اين مصحف قرآنى كه همراه با تفسير و شأن نزول بود، در جامعه معرفى و تعليم داده شود.
حضرت على (ع) آن مصحف را نزد خود نگاه داشت، اين مصحف بعد از ايشان در اختيار ائمه (ع) قرار گرفت و ائمه (ع) از آن قرآن كه همراه با تفسير و شأن نزول بود، براى مردم و اصحاب روايت مىنمودند و اين مصحف اكنون در اختيار حضرت مهدى (ع) است كه پس از ظهور آن را آشكار ساخته و دستور مىفرمايند تا از روى آن تدريس شود.[٦]
اين مصحف با آن مشخصات كه قرآنى همراه با تفسير و شأن نزول آيات بود و به املاى پيامبر (ص) و خط على (ع) تدوين شده بود، به اضافه كتاب جامعه (كه تنها احكام بود) و ساير مواريث نبوت و امامت را بعد از خود به امام حسن (ع) سپردند و بدين ترتيب تمام مواريث و اين مصحف هم در حال حاضر در اختيار امام مهدى (ع) است تا انشاءالله در زمان ظهورش و حكومت عدلش، تعليم و تدريس و عمل گردد.
پىنوشتها:
[١]. اصول كافى، ج ١، ص ٢٣٩؛ بصائرالدرجات، ص ١٥١؛ وافى، ج ٢، ص ١٣٥.
[٢]. همان.
[٣]. سنن ابن ماجه (باب استيذان)؛ كتاب الادب و مسند احمد، ج ١، ص ٥٨ و ص ١٠٧.
[٤]. شيخ صدوق، أمالى، ج ٢، ص ٥٦؛ بصائر الدرجات، ص ١٦٧؛ ابراهيم بن الحنفى القندوزى، ينابيع المودة، ص ٢٠.
[٥]. بحارالانوار، ج ٢٦، ص ٩١، ح ١٤؛ بصائر الدرجات، ص ١٦؛ شيخ مفيد، الاختصاص، ص ٣١٤.
[٦]. اصول كافى، ج ١، ص ٢٩٧؛ وافى، ج ٢، ص ٧٩.
[٧]. كافى ج ١، ص ٢٣٥- بصائر الدرجات ص ١٧٧ و ص ١٨٦ و ص ١٨٨- وافى ج ٢ ص ١٣٢.
[٨]. الغيبة، شيخ طوسى، ص ١٢٨؛ مناقب، ابن شهر آشوب، ج ٤، ص ١٧٢؛ بحارالانوار، ج ٤٦، ح ٣، ص ١٨.
[٩]. كافى، ج ١، ص ٣٠٥، ح ٢؛ اعلام الوى به اعلام الهدى، ص ٢٦٠؛ بصائرالدرجات، ص ٢٤؛ بحارالانوار، ج ٤٦، ص ٢٢٩؛ وافى، ج ٢، ص ٨٣.
[١٠]. كافى، ج ١، ص ٣٠٥؛ وافى، ج ٢، ص ٨٢؛ بصائر الدرجات، ص ١٦٥؛ اعلام الورى، ص ٢٦٠؛ بحارالانوار، ج ٤٦، ص ٢٢٩.
[١١]. بصائر الدرجات، صص ١٥٨ و ١٨٠ و ١٨١ و ١٨٦.
[١٢]. الغيبة نعمانى، ص ١٧٧؛ بحارالانوار، ج ٤٨، ص ٢٢، ح ٣٣؛ اصول كافى، ج ١، ص ٣١١؛ الارشاد، شيخ مفيد؛ بصائر الدرجات، ص ١٦٤، ح ٧ تا ٩.
[١٣]. كافى، ج ٧، ص ٤٠، ح ١؛ من لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ١٥١؛ معانى الاخبار، شيخ صدوق، ص ٢١٧؛ التهذيب، ج ٩، ص ٢١١، ح ٨٣٥؛ وسائل الشيعه، ج ١٣، ص ٤٥٠، ح ١.
[١٤]. رجال نجاشى، ص ٢٧٩.
[١٥]. وسائل الشيعه، ج ١ (كتاب الطهاره، باب السُور السفور).
[١٦]. همان. (كتاب الزّكوة، باب تحريم منع الزَّكوة).
[١٧]. همان، ج ٣ (كتاب الحدود، باب ثبوت الحد على من شرب الخمر).
[١٨]. همان، ج ٣ (كتاب الديات، باب مسأله ديه مِنَ الكِلاب).
[١٩]. كافى، ج ١، ص ٥٣؛ الارشاد، شيخ مفيد، ص ٢٥٧.
[٢٠]. لسانالعرب و مفردات راغب، ماده صحف.
[٢١]. سوره اسراء (١٧)، آيه ٦٠.
[٢٢]. سوره حجرات (٤٩)، آيه ٦.
[٢٣]. سوره تحريم (٦٦)، آيه ٥.
[٢٤]. سوره احزاب (٣٣)، آيه ٣٣.
[٢٥]. سوره بقره (٢)، آيه ٢٠٧.
[٢٦]. القرآن الكريم و روايات المدرستين (علامه سيد مرتضى عسكرى)، ج ١٤، ص ١٧٥.