ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - گروه مدعى سفارت امام در بحرين
گفتوگو مىپرداختند و هر يك از ديگرى در مورد خوابهاى شب گذشتهاش سؤال مىكرد.
آنها سپس به تحليل و تفسير اين خوابها مىپرداختند و آن را به واقعيتهاى موجود در زمان خود ربط مىدادند يكى از آنها مىگفت. در كتاب العروة الوثقى مطلبى در مورد غسلى خوانده است كه هر كس آن غسل را انجام دهد، مىتواند معصوم را ببيند و با او گفتوگو كند. بنابراين سعى كنيد يك نسخه از اين كتاب را وارد زندان كنيد پس از مدتى، آنها توانستند يك نسخه از اين كتاب را وارد زندان كنند. پس از آن، آنها براى انجام اين غسل و سعى در حفظ آن به رقابت با هم پرداخته، پيوسته آن را انجام مىدادند. اين حوادث در زمانى اتفاق افتاد كه زمستان بود و آب آنجا بسيار سرد و آنها با اين كار مىخواستند درستى و صحّت خط و جهتى را كه به آن تمايل داشتند، اثبات كنند و اينچنين نوعى رقابت در اجرا و انجام اين غسل در ميان دو خط و دو گروه پيش آمد.
يكى از جوانان به نام ملا عبدالله عبدالعزيز المالكى ادعا كرد كه حضرت زهرا (س) را در خواب ديده است و برخى از او خواستند در صورت رؤيت مجدد ايشان، از ايشان سؤال كند كه آيا از آنها راضى است يا نه. اينچنين، فتنه كم كم پديدار شد و برخى از آن زندانيان به عبدالله در مورد خطرناك بودن اين مسئله و سوء استفاده از برخى از اين امور و رويدادها تذكر دادند. عبدالله از اين مسئله خشمگين شد و از «شيخ ابراهيم الجفيرى»، «احمد عباس خميس»، «استاد عيسى الشارقى»، «شيخ احمد العريبى» و «حميد مسعود» در اين مورد كسب تكليف شد، آنها او را از اين كار نهى كردند و احمد عباس خميس پيش از همه گفت: آيا حضرت زهرا (ع) را ديدهاى يا نه؟ عبدالله پاسخ داد خير نديدهام احمد عباس خميس گفت: تو براى تحمل اين مسئوليت بسيار ضعيف هستى در حالىكه اين امر بسيار عظيمى است و اين نعمتى است كه اهلبيت (ع) به ما ارزانى داشتهاند، اما خداوند براى اين كار مردى استوار در دين و از نظر جسمانى و عقلانى بسيار قدرتمند، آماده مىسازد و او اين مسئوليت را بر عهده مىگيرد. اين سخنان به گوش عبدالوهاب بصرى رسيد و از اين سخنان استفاده كرد و از آن به عنوان يك راه براى ورود و پا گذاشتن به اين عرصه استفاده كرد. او پس از مدتى، شروع به تعريف كردن خوابهايى كرد كه خط و راه شهيد صدر را مورد ستايش قرار مىداد؛ او پنج خواب را در اين مورد براى ديگران تعريف كرد و اينگونه گروهى ويژه به وجود آورد و آنها شروع به جمع كردن زندانيان كردند؛ كه خوابها را به اطلاع آنها مىرساندند و به آن استناد مىجستند.
مضمون خوابها اين بود كه عبدالوهاب بصرى امام حجت (عج) را مىديد. او پس از مدتى ادعا كرد امام