ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - ٥ طشت حضرت موسى (ع)، انگشتر حضرت سليمان (ع)، شمشير، پرچم و زره پيامبر اكرم (ص)
اين حديث نمىرسند و آنها نيز براى اعتبار بخشيدن به تواريخ آن به اين احاديث استناد مىنمايند.
امام صادق (ع) فرمودند:
همانا شمشير رسول خدا (ص)، پرچم و جوشن و زره و خُود پيامبر (ص)، پرچم ظفربخش پيامبر (ص)، الواح موسى و عصاى او، انگشتر سلمان بن داوود، طشتى كه موسى (ع) قربانى را در آن انجام داد، اسمى كه نزد پيامبر (ص) بود و چون آن را ميان مسلمانان و كفار مىگذاشت كه از مشركان به مسلمين نشانهاى نرسد و من آن را مىدانم و هرآنچه را كه فرشتگان آوردهاند نزد من است. داستان سلاح در خاندان ما همان داستان تابوت است در بنى اسراييل، و بر در هر خانهاى كه تابوت پيدا مىشد، نشانه اعطاى نبوت بود و سلاح به هركس از خانواده ما رسد امامت به او داده مىشود. همانا پدرم، امام باقر (ع)، زره رسول خدا (ص) را پوشيد، دامنش اندكى به زمين مىكشيد و من آن را پوشيدم همچنان بود؛ قائم ما، امام مهدى (ع)، كسى است كه چون آن را پوشد به اندازه قامتش باشد انشاءالله.[١]
اين حديث بهطور صريح بخشى از ودايع نبوت و مواريث انبياى الهى (ع) را ذكر كرده است و تصريح نموده كه همه آنها به دست ائمه رسيده و در نهايت نيز به خدمت امام عصر، حضرت مهدى (ع) مىرسد.
در حديث ديگر امام محمد باقر (ع) فرمود:
خداوند بر خلاف وقتى كه تعيينكنندگان وقت ظهور امام مهدى (ع) معين كردهاند، عمل مىكند؛ پرچم قائم، همان پرچم رسول خداست كه جبرييل در روز جنگ بدر از آسمان آورد و آن را در ميان جنگ به اهتزاز درآورد، آنگاه جبرييل عرض كرد: اى محمد، به خدا قسم اين پرچم، از پنبه و كتان و ابريشم و حرير نيست. پيامبر فرمود: پس از چيست؟ گفت: برگ درخت بهشت است. پيغمبر آن را در جنگ برافراشت، سپس پيچيد و به دست على (ع) داد و پيوسته نزد آن حضرت بود تا اينكه در روز جنگ بصره (جمل) حضرت آن را برافراشته نمود و خدا او را پيروز گردانيد؛ آنگاه على (ع) آن را پيچيد و هميشه نزد ما بوده و هست و ديگر هيچكس آن را نمىگشايد تا اينكه قائم ما (ع) قيام كند. وقتى قائم قيام نمود، آن را به اهتزاز درمىآورد و هركس در شرق و غرب عالم باشد آن را مىبيند؛ رعب و ترس از وى يك ماه زودتر. از پيش روى و چپ و راست او رفته و در دلها جاى مىگيرد. آنگاه گفت: اى محمد او به خونخواهى پدرانش قيام مىكند و سخت خشمگين است و از اينكه خداوند بر اين خلق غضب نموده متأسف است. او پيراهن پيامبر (ص) را كه در جنگ احد پوشيده بود، به تن دارد و عمامه و زره پيغمبر را كه به قامت وى، راست است، مىپوشد و ذوالفقار، شمشير پيغمبر را در دست دارد، سپس شمشير برمىكشد و هشت ماه از كشتههاى بىدينان، پشتهها مىسازد.[٢]
دو روايت مذكور دقيقاً روشن مىنمايد كه تمامى مواريث انبياى الهى در نهايت به دست با كفايت جان جهان، امام مهدى (ع) مىرسد.
و حديث ذيل اثبات مىكند كه تمامى ودايع و وصاياى انبياى الهى (ع) توسط حضرت ابوطالب (ع) بهدست پيامبر اكرم (ص) رسيده است.
درست بن ابى منصور نقل مىكند: از امام هفتم (ع) پرسيدم: آيا رسول خدا (ص) مأمور پيروى از ابوطالب (ع) بود؟ و ابوطالب از طرف خدا بر او حجت بود؟
فرمود: «نه، ولى ابوطالب نگهدار ودائع نبوت بود و وصايا نزد وى سپرده شده، و او آنها را به آن حضرت (ص) داد.» گفتم: وصايا را به او داد به حساب اينكه حجت بر او (پيغمبر) بود؟ فرمود: «اگر حجت بر او بود وصيت را به او نمىداد.» گفتم: پس ابوطالب حالش چگونه بود؟ فرمود: «به پيغمبر و هر چه آورده بود اقرار كرد و وصايا را به او داد و همان روز درگذشت».
پىنوشتها:
[١]. كلينى، اصول كافى، ج ٢، ص ١٨٨، ترجمه مرحوم آيتالله محمد باقر كمرهاى.
[٢]. همان، ص ١٩٢.
[٣]. همان، ص ١٩٤.
[٤]. مجلسى، بحارالانوار، ج ٢٧، ح ٢، ص ٢٥.
[٥]. كلينى، همان، ج ١، ص ٣٢٤.
[٦]. مجلسى، حيات القلوب، ج ١، ص ١٣٢.
[٧]. كلينى، همان، ص ٣٢٧.
[٨]. همان.
[٩]. همان، ص ٣٢٦.
[١٠]. همان، ص ٣٣٢.
[١١]. همان، ص ٣٣٥.
[١٢]. همان.
[١٣]. همان، ص ٣٢٤.
[١٤]. تفسير اطيب البيان فى تفسير القرآن، ج ٦، ص ٦.
[١٥]. كلينى، همان، ص ٣٤٣.
[١٦]. صافى گلپپايگانى، منتخبالاثر، ص ٣٠٩.
[١٧]. سوره يوسف (١٢)، آيه ٩٤؛ كلينى، همان، ص ٣٣٦.
[١٨]. همان، ص ٣٣٧.
[١٩]. كلينى، همان، ج ٣، ص ٢٧٤.