ماهنامه موعود
(١)
شماره هشتاد و هفتم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
سخن روز
٤ ص
(٤)
بازى هاى رايانه اى از جنس آخرالزّمان
٦ ص
(٥)
بازى سام ماجراجو
٩ ص
(٦)
بازى آيين قاتل
١٠ ص
(٧)
بازى Counter
١٠ ص
(٨)
عرفان حقيقى، عرفان هاى دروغين
١٢ ص
(٩)
از سر نياز
١٥ ص
(١٠)
مدّعيان سفارت و نيابت
١٦ ص
(١١)
گروه مدعى سفارت امام در بحرين
١٦ ص
(١٢)
بررسى وضعيت فرهنگى- سياسى شيعيان يمن
٢٠ ص
(١٣)
ويژه نامه ميراث دار انبيا و اوصياء
٢٥ ص
(١٤)
شال سبز بهاران
٢٥ ص
(١٥)
ميهمان ماه
٢٦ ص
(١٦)
خُم انتظار
٢٦ ص
(١٧)
در خلوت دل
٢٦ ص
(١٨)
ترانه انتظار
٢٧ ص
(١٩)
آخرين مرد مى رسد ناگاه
٢٧ ص
(٢٠)
اى چشم تو پناه تمام اشاره ها
٢٧ ص
(٢١)
معرفت امام عصر (ع)
٢٨ ص
(٢٢)
امام مهدى (ع) وارث پيامبران
٣٢ ص
(٢٣)
امام مهدى (ع) وارث اسم اعظم
٣٢ ص
(٢٤)
امام مهدى (ع) وارث صحف انبيا (ع)
٣٣ ص
(٢٥)
1 صحفى كه بر حضرت آدم (ع) نازل شده
٣٣ ص
(٢٦)
2 صحف حضرت ابراهيم (ع)
٣٣ ص
(٢٧)
3 صحف حضرت ادريس (ع)
٣٣ ص
(٢٨)
4 زبور حضرت داوود (ع)
٣٣ ص
(٢٩)
5 تورات
٣٤ ص
(٣٠)
6 انجيل
٣٤ ص
(٣١)
7 قرآن
٣٤ ص
(٣٢)
امام مهدى (ع) وارث ودايع انبيا (ع)
٣٤ ص
(٣٣)
1 عصاى موسى (ع)
٣٤ ص
(٣٤)
2 حَجَر (سنگ) حضرت موسى (ع)
٣٥ ص
(٣٥)
4 پيراهن حضرت يوسف (ع)
٣٦ ص
(٣٦)
5 طشت حضرت موسى (ع)، انگشتر حضرت سليمان (ع)، شمشير، پرچم و زره پيامبر اكرم (ص)
٣٦ ص
(٣٧)
امام زمان (ع) ميراث دار اوصيا
٣٨ ص
(٣٨)
1 كتاب جامعه على (ع)
٣٨ ص
(٣٩)
2 مصحَف اميرالمؤمنين، على (ع)
٤٠ ص
(٤٠)
معناى مصحف
٤٠ ص
(٤١)
اما مصحف على (ع) چيست؟
٤٠ ص
(٤٢)
ندبه انبيا و اوليا در فراق امام مهدى (ع)
٤٢ ص
(٤٣)
شيخ صدوق و دو ماجرا
٤٦ ص
(٤٤)
كرامتى از شيخ صدوق
٤٧ ص
(٤٥)
بشارت هاى پيامبران به امام مهدى (ع)
٤٨ ص
(٤٦)
دسته بندى آيات امام مهدى (ع) در كتاب هاى آسمانى
٤٨ ص
(٤٧)
1 ويژگى هاى قيام منجى موعود
٤٩ ص
(٤٨)
1- 1 چگونگى قيام
٤٩ ص
(٤٩)
الف- عمومى و فراگير بودن
٤٩ ص
(٥٠)
ب- قيام با شمشير
٤٩ ص
(٥١)
1- 2 ياران منجى
٤٩ ص
(٥٢)
الف- خداپرستان در كتاب مذهبى زرتشتيان- زند
٤٩ ص
(٥٣)
ب- پاك سيرتان
٤٩ ص
(٥٤)
2 ويژگى هاى منجى موعود
٤٩ ص
(٥٥)
2- 1 صفات منجى
٤٩ ص
(٥٦)
الف- پيشواى مخلوقات و عادل بودن
٤٩ ص
(٥٧)
ب- منصور و يارى شده
٤٩ ص
(٥٨)
ج- غيبت قبل از قيام داشتن
٤٩ ص
(٥٩)
2- 2 نسبت منجى موعود
٥٠ ص
(٦٠)
الف- از نسل بنى هاشم
٥٠ ص
(٦١)
ب- فرزند انسان
٥٠ ص
(٦٢)
ج- فرزند خاتم پيامبران (ص)
٥٠ ص
(٦٣)
د- فرزند خاتم پيامبران و سيّد اوصيا
٥٠ ص
(٦٤)
ه- فرزند دختر خاتم پيغمبران
٥٠ ص
(٦٥)
3 نام هاى منجى
٥٠ ص
(٦٦)
الف- قائم (ايستاده)
٥٠ ص
(٦٧)
ب- راهنما (مهدى)
٥٠ ص
(٦٨)
4 آثار قيام منجى موعود (عصر ظهور)
٥٠ ص
(٦٩)
4- 1 استقرار دين واحد در جهان
٥٠ ص
(٧٠)
4- 2 حاكم شدن عدالت و انصاف سراسر در جهان
٥٠ ص
(٧١)
4- 3 نو شدن جهان آفرينش
٥١ ص
(٧٢)
4- 4 صلح بهائم در ظهور منجى
٥١ ص
(٧٣)
4- 5 رجعت گروهى از مردگان
٥١ ص
(٧٤)
5 دعوت به انتظار
٥١ ص
(٧٥)
آخرين دولت دولت مهدوى، دولت مستضعفان
٥٢ ص
(٧٦)
مراد از استضعاف چيست؟
٥٢ ص
(٧٧)
آيا دولت مستضفعان يعنى دولت پا برهنگان؟!
٥٣ ص
(٧٨)
آيا دولت مستضعفان يعنى دولت ناتوانان فكرى؟!
٥٣ ص
(٧٩)
دولت مستضعفان يعنى دولت مستضعفان اجتماعى
٥٤ ص
(٨٠)
جايگاه «استضعاف و اقتدار اجتماعى» در فسلفة سياسى اسلام
٥٤ ص
(٨١)
نقش «استضعاف و اقتدار اجتماعى» در گفتمان
٥٦ ص
(٨٢)
مهدويت
٥٧ ص
(٨٣)
استضعاف اجتماعى؛ عامل غيبت
٥٧ ص
(٨٤)
از ميان خبرها
٥٨ ص
(٨٥)
محمد (ص) صاحب نفوذترين فرد در تاريخ بشريت
٥٨ ص
(٨٦)
هشدار به گسترش اسلام در اروپا در نشست سرى
٥٨ ص
(٨٧)
موزه يهودى سازى در قدس اشغالى
٥٨ ص
(٨٨)
دولت امريكا متعهد به حمايت از اسرائيل
٥٨ ص
(٨٩)
حكايت ديدار
٥٩ ص
(٩٠)
پيام ها و برداشت ها
٦٢ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣١ - معرفت امام عصر (ع)

اثر جريان امامت در تحقق توحيد در حيات باطنى افراد و حيات اجتماعى و نورانى شدن عالم به نور قرب است. اين هدايت ادامه پيدا مى‌كند و به نقطه كمال خودش مى‌رسد و در عصر ظهور و سپس عصر رجعت با هدايت امام، عقول كامل مى‌شود، انگيزه‌ها تهذيب مى‌شود و جامعه بر محور تقرّب حركت مى‌كند؛ يعنى حيات اجتماعى، مسابقه در قرب و در خدمت و فداكارى و ايثار مى‌شود. جامعه به چنين نقطه‌اى از حيات مى‌رسد و مصداق اين آيه مى‌شود كه:

اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها.

بدانيد، كه خدا زمين را بعد از مردنش، زنده مى‌گرداند.

عالم به يك حيات طيبه مى‌رسد. در اين منزلت از حيات طيبه، همه عالم به يك حيات طيبه ديگرى مى‌رسند و به صورت هماهنگ، زندگى انسان را تأمين مى‌كنند:

وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‌ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ؛

لذا عالم، عالم ديگرى مى‌شود. اين مرحله، مرحله كمال تحقّق امامت در عصر ظهور است كه تا قبل از آن به شكل اجتماعى تحقق كامل پيدا نمى‌كند؛ همان طور كه به شكل فردى هم زمينه پذيرش امامت و تلقّى حقيقت ولايت و خلافت و تحمّل آن حقيقت بسيار نادر اتفاق مى‌افتد. شايد در عصر ظهور اين امر تعميم پيدا بكند و افراد به مرحله تحمّل اين حقيقت برسند و باب اسرار به رويشان گشوده شود، دريچه هاى غيب باز شود و عالم وارد فضاى نورانى ديگرى شود كه حتى بعضى روايات وقتى آن فضا را ترسيم مى‌كنند به نحوى است كه براى ما قابل تصور نيست؛ مثلًا وقتى مى‌فرمايد:

وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها؛

و زمين به [وسيله‌] نور پروردگارش روشن مى‌شود.

گفته شده است: «پروردگار زمين، يعنى امام زمين».

سپس مى‌فرمايد: «وقتى امام (ع) ظهور مى‌كند، مردم مستغنى از نور ماه و خورشيد مى‌شوند.» يعنى يك فضاى نورانى ديگرى ايجاد مى‌شود كه در آن فضا نورانيت ديگرى راه گشاست و شايد اصلًا فضاى ديگرى از بهشت در عالم محقق بشود كه غير از اين فضاى متصور ماست و الآن ما نمى توانيم آن حقيقت و قوانينى را كه در آن نسبيت بر زندگى ما حاكم است بفهميم و تلقى كنيم. در عصر رجعت كه دوره كمال بهره مندى از امامت و ظهور و تجلّى خلافت الهى است و همه اينها مقدمه مراحل بعدى كمال عالم، يعنى قيامت و عالم جنّت و بهشت است. در آن عوالم حقيقت ولايت ظهور و تجلّى خاص دارد.

بنابراين اينكه آثار امامت چيست و ما به چه چيزى بايد معرفت پيدا كنيم و اين معرفت چه آثارى دارد، منوط به اين است كه ما دامنه و گستره امامت را چه بدانيم و موضوع امامت را چه تلقّى كنيم. اگر گستره امامت را صرفاً فردى و احياى معنويت در افراد بدانيم، آثار مستقيم اجتماعى نخواهد داشت؛ اگر آن را جارى شدن احكام فقهى بدانيم ثمره‌اش صرفاً تحقق احكام فقهى در زندگى بشر مى‌شود، ولى اگر امامت را سرپرستى قرب و كمال در عرصه حيات باطنى، اجتماعى، تاريخى و تكوينى بدانيم، همه روابط عالم را به سمت توسعه تقرّب، هماهنگ پيش مى‌برند و فرد در انزوا تهذيب نمى شود.

دين براى اين نيامده است كه افراد را منزوى و بعد تهذيبشان كند بلكه آمده كه روابط اجتماعى آنها را تهذيب كند؛ ميان آنها روابطى برقرار كند كه بر محور قرب باشد و حاصل آن، قرب و تعالى انسان بشود. همچنين كه اگر شما موضوع امامت را سرپرستى نظم مادى و رفاه مادى بدانيد، در اينجا باز هم عدلى تعريف مى‌شود؛ ولى اگر دامنه امامت، همه عوالم و موضوع سرپرستى امامت، هماهنگى همه عوالم است، و اين سرپرستى هم ظهور و تجلّى بندگى خود امام باشد و موضوعش سرپرستى عبّوديت نه سرپرستى ارضاى مادى، طبيعتاً همه نيازهاى انسان به سمت قرب حركت مى‌كنند و رفاه، امنيت و عدالت مفهوم ديگرى پيدا مى‌كند. عدالت تناسبات خلافت الهيه مى‌شود كه در همه عالم جارى است. با اين نگاه طبيعى است كه آثار اجتماعى امامت، آثارى است كه به تدريج در يك سرپرستى تاريخى ظهور پيدا مى‌كند و جامعه‌پردازى بر محور خلافت الهيه به تدريج تحقق پيدا مى‌كند. جامعه اى كه تحمّل امامت و خلافت و اين بار امانت به صورت اجتماعى در آن ظاهر مى‌شود، نه به صورت فردى و نه اينكه افرادى به صورت ظروفى منفصل و جدا، حامل امر ولايت مى‌شود، بلكه به نحو ظروف مرتبط حامل حيات طيبه و نورانيت ولايت و خلافت الهى مى‌شود و همه جريان‌هاى خلافت الهى بستر نزول قرب و نورانيت و حيات معنوى مى‌شود. اين چيزى است كه در عصر ظهور تحقق پيدا مى‌كند و شايد در ذهن ما اصلًا تصوير آن هم نمى گنجد و در فضاى خيال خودمان هم نمى توانيم جامعه موعود را خوب ترسيم بكنيم.

دكتر شفيعى سروستانى كه بالاترين حد معرفت امام را تسليم محض نسبت به ايشان بيان نموده بود، ثمره اين معرفت را ترديد در انتخاب‌هايى كه به طور روزمره در عرصه‌هاى مختلف افراد با آن مواجه مى‌شوند، دانست.

دكتر شفيعى سروستانى: معرفت امام در مباحث امروز فايده عملى خودش را به خوبى نشان مى‌دهد. بعضى از متدينان و اهل ولايت، وقتى با حكمى از آموزه‌هاى شرع مواجه مى‌شوند كه با آموزه‌هاى نوين برابرى‌طلبانه، حقوق بشرى و ... كه مبتنى بر دموكراسى و آموزه‌هاى عصر جديد است تعارض دارد دچار ترديد مى‌شوند كه شايد اصلًا چنين موضوعى درست نبوده يا اصلًا چنين مطلبى را امام (ع) نفرموده‌اند و از اين دست ترديدها كه نمونه آن را زياد در طول زندگى خود مى‌بينيم. اين ترديد ناشى از نبود معرفت در اين مرتبه است. وقتى كه ما معرفت شايسته‌اى پيدا بكنيم به اينجا مى‌رسيم كه امام محمدباقر (ع) فرمودند:

مردم فقط به سه چيز مأمور شده‌اند: شناخت امامان، تسليم شدن به ايشان بر آنچه به آنان وارد مى‌شود، و رجوع به ايشان در آنچه اختلاف دارند.

اين مطلب، مصداق بارز معرفت امام است. مطلب دوم و سوم بالا همان آثار معرفت در زندگى روزمره است. به بيان ديگر ما در همه چيز زندگى بايد به ايشان رجوع كنيم و هيچ آموزه‌اى را براى آموزه‌هاى ايشان ترجيح ندهيم. تسليم محض در تمام عرصه‌هاى اجتماعى، علمى، سياسى و نيز زندگى فردى خودش را نشان مى‌دهد.