ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - معرفت امام عصر (ع)
حقيقتجويانه حركت كند و به دنبال تعصبات و هواهاى نفسانى راه نيفتاده باشد واقعيت را درك مىكند و معرفت او تقويت مىشود. معرفت قلبى در مسير حركت نيازمند معرفت عقلانى است تا دقيقاً از امام تبعيت كند.
حجتالاسلام والمسلمين ميرباقرى مراتب معرفت را سير در درجات درك حقيقت ولايت و ميزان تحملشان بيان نمود و بالاترين مرحله را مرحله دريافت امانت الهى دانست.
حجتالاسلام والمسلمين ميرباقرى: معرفت، سير در درجات درك حقيقت ولايت و به تعبيرى تحمل ولايت است و انسانهايى كه حامل ولايت هستند متناسب با تحملشان به درجات معرفت مىرسند تا رسيدن به مقامى كه همان حقيقت «امانت» است به انسان عنايت بشود:
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ؛
در اين مرحله، حقيقت سرّ ولايت را به انسان مىدهند. شايد اين مقامى است كه انسان حقيقت ولايت را بدون حجاب درك مىكند.
اين مرحله تنها مربوط به سه دسته است:
- از بين انبياء، مرسلين آنها،
- از بين ملائكه، مقرّبين آنها،
- از بين بندگان، امتحان شدگان ايشان.
حتى در روايت عجيبى آمده: «به حقيقت، امر ما دشوار پيچيده شده در دشوارى اسست؛ هيچ فرشته مقرّب يا پيامبر مرسل يا بندهاى كه خدا قلبش را به وسيله ايمان آزموده باشد نمىتواند آن را تحمل كند».؛ يعنى، آن مرتبه را هيچ كس نمى تواند درك بكند. راوى پرسيد: اگر اينها نمى رسند پس چه كسى مىرسد؟ حضرت فرمودند: «آنهايى كه ما بخواهيم. اين امر به خود ما واگذار شده است».
حقيقت ولايت به آنها واگذار شده است؛ البته آنها هم همه چيز را با اراده الهى اراده مىكنند «ماتَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ» از همين رو، آن را به كسى مىدهند كه متناسب با مشيت خداست. اين حقيقت و سرّ ولايت كه مرتبه كامل آن همان مرتبه رسيدن به مقام نورانيت است، با «شكر» به انسان داده مىشود و با «كفر» گرفته مىشود. لذا براى حداقل مقام نورانيت سه گام بايد برداشته شود:
اول، مقام تسليم و سلم محض است؛ بعد تطهير الهى است و پس از آن است كه مطهّرون به حقيقت ولايت راه پيدا مىكنند. شايد اين همان چيزى است كه در حديث نورانى ابوخالد كابلى آمده است:
به خدا سوگند اى اباخالد، بندهاى ما را دوست نمىدارد و ولايت ما را گردن نمىنهد، مگر آنكه خدا قلبش را تطهير مىكند و خداوند قلب بندهاى را تطهير نمىكند، مگر آنكه تسسليم امر ما مىشود و به مقام سلم در برابر ما مىرسد.
دوام تسليم تا مقام سلم، مقدمه تطهير است كه تطهير، صنع است و آن هم مقدمه تنوير به نور ولايت است. اگر حقيقت اسرار ولايت به انسان دادهشد، متناسب با آن، درجات معرفت حاصل مىشود. درجات كامل معرفت نيز آن است كه همه جنود طاعت نبىاكرم (ص) و ائمه هدى (ع) در انسان نازل و محقّق بشود، با شفاعت تام، آنها به طرف خدا حركت بكند و بدون واسطه به شفاعت برسد. بدين ترتيب حُجُب نور برداشته مىشود و انسان بى پرده و بى حجاب، حقيقت ولايت را درمىيابد كه «ألا إنّ معرفتى بالنورانيه معرفه الله؛ همانا معرفت من به نورانيت، معرفت خداست». نورانيت، بر طبق حديث معرفت امام به نورانيت، معرفت خدا و معرفت خدا همان معرفت امام است.
در اين مقام، معرفة الله حاصل مىشود و پس از آن معلوم مىشود كه چرا «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتهً جاهليهً»؛ چون «ألا إنّ معرفتى بالنّورانيه معرفة الله و معرفة الله معرفتى» كه در حديث نورانيت آمده است.
دكتر ابراهيم شفيعى سروستانى در ادامه مطالب قبل با استناد به روايات، كمترين حدّ معرفت را مساوىدانستن امام با پيامبر (ص) در همه چيز، غير از نبوت خواند و ميزان معرفت را ناشى از اندازه محبت و دلدادگى و سرسپردگى نسبت به ائمه (ع) بيان كرد. وى با استفاده از روايات، بالاترين درجه معرفت را مرحله تسليم محض نسبت به امام (ع) دانست.
دكتر ابراهيم شفيعى سروستانى: امام صادق (ع) درباره كمترين حدّ معرفت امام مىفرمايد: «كمترين حدّ معرفت امام آن است كه بدانى، امام مساوى با پيامبر است مگر درجه نبوت. امام وارث پيامبر است و همان اطاعت از او اطاعت از خدا و رسول خداست و بايد در هر امرى تسليم امر او بود و به سخن و فرمان او عمل كرد». ١
همينطور كه در پاسخ به سؤالات قبل مشخص شد، ثمره معرفت، محبّت و دلدادگى و سرسپردگى نسبت به ائمه (ع) است. هر چقدر معرفت ما نسبت به جايگاه يك شخصيت بيشتر باشد، ارادت ما هم نسبت به او بيشتر مىشود. اين افزايش ارادت تسليم ما را هم در برابر او بيشتر مىكند. در ارتباط معصومان (ع) اين موضوع خيلى جدىتر است و مرتبه تسليم محض حاصل نمىشود مگر اينكه شخص به مراتب بالاى معرفت دست يافته باشد. بالاترين مرتبه معرفت همان بالاترين مرتبه تسليم است كه او جز به رضا و سخط امام خويش به چيز ديگرى نينديشد و همه زندگى خود را در اختيار امام قرار دهد و كاملًا تسليم اوامر و خواستههاى امامش باشد. ماجراى معروف شيعيان تنورى در همينجا مطرح مىشود. چنين اشخاصى كه كاملًا تسليمند و بى هيچ درنگى دستور امام را اطاعت مىكنند و آن را بجا و شايسته مىدانند و به هيچ وجه درباره آن دچار ترديد نمىشوند.
آخرين پرسش ما از شركت كنندگان در اقتراح اين بود كه نقش اين معرفت در حيات فردى و اجتماعى يك مسلمان و نيز تحولات اجتماعى چيست؟ حجتالاسلام و المسلمين تحريرى در پاسخ به اين سؤال، فعاليتهاى سياسى- اجتماعى را يكى از شئون امامت بيان نمود و ميزان تحولات اجتماعى رو به صلاح و خوشبختى را ناشى از ميزان ظهور و بروز معرفت نسبت به امام (ع) خواند.
حجتالاسلام و المسلمين تحريرى: معرفت امام (ع) نيز همانند معرفت خدا و رسول او (ص)، مسلماً در حيات فردى و اجتماعى مسلمانان نقش اساسى دارد. اينها در راستاى همديگر هستند. ايمان به خداوند متعال در تمام ابعاد، هرگاه