ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - گروه مدعى سفارت امام در بحرين
بحث و گفتوگو كنند. برخى از آنها پس از اين گفتوگوها هدايت شده و به راه راست و درست بازگشتند و برخى ديگر به گونهاى شگفتانگيز و عجيب بر عقايد خود اصرار داشتند تا آنكه كار به استفتاء از مراجع بزرگ شيعه كشيده شده باشد كه دست از گمراهى و كجروى خود بردارند، اما آنها پس از آن نيز به صورت مخفيانه و بسيار گسترده فعاليت كردند و هنوز هم به فعاليت خود ادامه مىدهند.[١]
د- بيوگرافى بنيانگذار
عبدالوهاب حسن احمد البصرى (بحرينى) بنيانگذار اين جريان است. زندگى او سرشار از تناقضات و پريشانىها، و آكنده از شك و شبههها و ابهامهاى زيادى است. در دوران جوانى براى يادگيرى علوم دينى به ايران سفر كرد و در آن زمان جزو گروه شيرازى بود و چند ماه در آنجا با نام مستعار «تحسين» اقامت داشت. پس از آنجا به مسكو رفت و پس از مدتى براى يادگيرى فنون جادو و شعبدهبازى به هند سفر كرد، پس از آن نيز براى يادگيرى زبان انگليسى به يكى از كشورهاى اروپايى رفت. بدين ترتيب وى، با اين مسافرتها در بحرين، به عنوان يك مبارز و جهادگر و گاهى به عنوان سفير و نماينده امام مهدى (عج) شناخته شده بود.
ه- افكار و عقايد گروه سفارت بحرين
افكار و عقايد آنها بر پايه خواب و رؤيا استوار بود. ادّعاى آنها در نهايت به آنجا رسيد كه ادعا كردند امام مهدى (ع) از ميان آنها بابى تعيين كرده است و اين باب، پيش از آن، باب حسين بن روح نوبختى، نايب سوم امام (ع) بوده است. آنها پس از آزادى از زندان، ادّعاى خود را با مسئله لطف الهى توجيه مىكردند و مىگفتند: لطف الهى اقتضاى اين را دارد كه بندگان خداوند پاك و بلندمرتبه به مقامات عاليه كمال بشرى برسند و در اين راه، ناگزير خداوند سببى را كه باعث نزديكى آنها به اين امر و رسيدن به اين هدف است، تعيين مىكند و آنها به اين هدف يعنى كمال انسانيت نمىرسند، مگر اينكه حضرت حجت (ع) بابى براى خود تعيين فرمايد، تا آن باب، مردم را از حقايق امور آگاه گرداند و زمينه را براى ظهور فراهم سازد. آنها اين آمادهسازى شرايط را ظهور كوچك و زمينهساز آن ظهور بزرگ مىدانند و از ديدگاه آنان اين چيزى است كه انسان براى رسيدن به كمال، نيازمند آن است. آنها بر اين باورند كه نيازى به وجود فقها نيست زيرا فقها دربند احكام ظاهرى دين هستند و دوران زندگى بر اساس احكام ظاهرى دين با ظهور باب المولى كه مستقيماً به امام (عج) وصل است، به سر آمده و در اين حال امام ظاهر شدهاند و اين ظهور اصغر است و با توجه به اين، در شرايط كنونى، بنا به اعتقاد آنها بايد به «باب المولى» كه تعيين شده مراجعه كرد، هر چند ممكن است صفاتى كه باب المولى داراى آن است، كسانى ديگر نيز داراى آن باشند. آنها عقايد گوناگون ديگرى نيز دارند. از جمله:
١. از نظر آنها آيه «يَمْحُوااللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ»[٢] واضح و روشن نيست و در نتيجه آنها مفهوم اين آيه را به مسائل زيادى تعميم دادهاند.
٢. آنها در مورد شفاعت اعتقاد دارند كه هر كس دوستدار اهل بيت (ع) باشد، چه دزدى كند، چه زنا و چه نافرمانى پروردگار، مورد شفاعت ايشان قرار مىگيرد.
٣. آنها اعتقاد دارند غيرممكن است كسى به پيامبر (ص) دروغ ببندد اما در اين دنيا نتيجه بدِ كار خود را نبيند. آنها اين اعتقاد را دليلى بر صدق دعوى عبدالوهاب بصرى مىدانند و مىگويند همين كه آسيبى به او نرسيده، خود دليل صدق دعوى اوست.
٤. ايمان به مسئله جزيره خضرا، مثلث برمودا، بشقاب پرندهها؛ آنها اين موارد را از جمله نشانههاى خروج حضرت حجت (عج) به شمار مىآورند.
٥. آنها اعتقاد دارند كه از جمله برگزيدگان خداوندند و بر اين باورند كه آنها به درجه يا موقعيتى بالاتر و باارزشتر از درجه، رتبه و جايگاه ياران امام حسين (ع) دست يافتهاند، زيرا آنها از جمله نخستين پرچمداران و زمينهسازان امام مهدى (عج) هستند.
٦. آنها توجه خاصى به قرآن و معجزات لفظى، عددى و علمى آن دارند و به گونهاى نادر و عجيب توجّه خاصى به تاريخ نشان مىدهند و تلاش زيادى براى جمعآورى كلمات نامأنوس و قديمى و عجيب و كم كاربرد دارند.
٧. آنها بر اين باورند كه هدف، وسيله را توجيه مىكند.
٨. آنها بر اين باورند كه باطل باعث تفرقه است و حق، مردم را متحد كرده و در يك جا گرد مىآورد آنها با استدلال به اين مطلب، مىگويند دعاوى آنها درست و بر حق است زيرا عبدالوهاب بصرى با اين دعاوى توانسته است جريانات اسلامى پراكنده موجود در زندان را متحد و يكپارچه كند.
در يك گفتوگو كه «استاد على احمد الديرى» در تاريخ ٢٩/ ٧/ ٢٠٠١ م با «رابحه عيسىالزيره» يكى از اعضاى فعال اين گروه داشته، خانم رابحه عيسى مىگويد: در مورد امام (عج) بايد گفت: اگر تنها عبدالوهاب مىتواند ايشان را رؤيت نمايد، اين مسئلهاى است مربوط به ايشان و من توضيحى در مورد آن ندارم و نمىتوانم در مورد آن نظرى بدهم. او كه مورد تأييد امام معصوم است، اگر چنين ادعاهايى داشته باشد، چه ايرادى بر آن وارد است.
پىنوشتها:
[١]. اين مطلب برگرفته از: «شبكه منتديات قرية شهركان الثقافية» بحرين مىباشد كه حاصل يك نشست فرهنگى «شهركان» بحرين تحت عنوان «سفارة البدعة» شيخ حسن مكى، حسين الفريب المالكى است كه شب شنبه برابر با ١٨/ ١١/ ٢٠٠٥ م در «ماتم شمالى» برگزار شد.
[٢]. سوره رعد (١٣)، آيه ٣٩. خدا آنچه را بخواهد محو يا اثبات مىكند و اصل كتاب نزد اوست.