ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥١ - امامان (ع)، نور واحد
او ايمان آورده بودند، خوار نمىگرداند: نورشان از پيشاپيش آنان، و سمت راستشان، روان است. مىگويند: پروردگارا، نور ما را براى ما كامل گردان و بر ما ببخشاىكه تو بر هر چيز توانايى.
از رسول خدا (ص) نيز روايت شده استكه فرمودند: «هنگامىكه مؤمن از صراط مىگذرد و بسمالله الرحمن الرحيم مىگويد، شعله آتش فرو رفته، مىگويد: اى مؤمن عبور كنكه نورت سوزندگى مرا فرو نشاند.»[١]
اين نور، عبارت از تجسم نور ايمان و ولايتى استكه در دنيا همراه ايشان بوده است. خداوند سبحان نيز از آن با عنوان «نورهم» تعبير كرده است. و از اين بابت عجيب نيست چرا كه آن روز تجسم اعمال است.[٢]
«داوود بن قاسم جعفرى» مىگويد: كتاب شب و روز، نوشته يونس را به حضرت امام حسن عسكرى (ع) نشان دادم، فرمودند: «اين كتاب نوشته كيست؟» عرض كردم: نوشته «يونس مولى آل يقطين». فرمودند: «خداوند او را در برابر هر حرف از آن، در روز قيامت، نورى عطا خواهد فرمود.»[٣]
امامان (ع)، نور واحد
امامان (ع) نور واحداند و آن به سبب يكسان بودن آن حضرات در صفات، افعال و گفتار است. آن چه براى نخستين فرد ايشان محقق شده، درباره آخرينشان نيز مىشود. قرآن كريم آن حقيقت را چنين بيان كرده است:
ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ.[٤]
فرزندانى كه بعضى از آنان از [نسل] بعضى ديگرند، و خدا شنواى داناست.
و هر چند اين آيه درباره خاندان عمران توضيح مىدهد، اما حكم آن درباره امامان اهلبيت (ع) نيز استمرار مىيابد.
سيد سبزوارى (ره) در اين باره گفته است: «ذرّيه برگزيده از خلايق، از زمان آدم تا نوح، و تا ابراهيم، و تا آل عمران و ... محفوظ بودهاند. اشخاصى از اين ذريّه در هر زمان وجود دارند. به وسيله آنها شريعت نگهدارى شده، و نظام (هستى) استوار مىماند. از اينجا معلوم مىشودكه محمد و آل او هر چندكه صريحاً در اين آيه نام برده نشدند، جزء ايشان هستند و اين متناسب با تحليل آخر آيه است. و بر اين سخن، كلام امام باقر (ع) دلالت داردكه فرمودند: ما اهل بيت (ع) جزء آنان هستيم. و ما بقيه آن خاندانايم.»[٥] پيامبر و امامان (ع) خاندانى هستندكه بعضى از ايشان از نسل ديگرى مىباشند. چنانكه امام صادق (ع) فرمودند: «كسانىكه آنان را برگزيد، بعضى از آنان از نسل بعضى ديگراند».[٦]
در نتيجه، اتحاد، ارتباط و صفات معنوى آن حضرات (ع) محصول وجود ويژگى مشترك معنوى در ميان ايشان است، و آن اين كه از نور خداوند متعال مىباشند. لذا در روايتى از اميرالمؤمنين حضرت على (ع) نقل شده كه فرمودند:
همه ما يكى هستيم؛ اولين ما محمد، آخرين ما محمد، ميانه ما محمد و تمام ما محمديم، پس ما را از هم جدا نكنيد.[٧]
بر همين مبنا، تعبير پيامبر اكرم (ص) درباره اهل بيت (ع) اين گونه بود كه: امامان (ع) از اويند و او از امامان (ع) و چگونه اين طور نباشند، در حالىكه بنابر صريح آيه مباهله[٨]، ايشان خودِ اويند. برخى از نصوص ديگر در اين زمينه عبارتند از:
١. در «حديث شريف كساء» آمده است:
ايشان از من، و من از ايشان هستم. من نسبت به هر كس به ايشان در سلم و دوستى باشد، در سلم و نسبت به هركس با ايشان در جنگ باشد، در جنگ هستم.
٢. هنگامىكه رسول خدا (ص) ابوبكر را براى ابلاغ سوره برائت به مكه فرستادند، جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و گفت: «اى رسول خدا، امر تو را جز خود تو و يا مردىكه از تو باشد، ادا نكند» و در آن هنگام، ايشان حضرت على (ع) را به جاى وى فرستادند و او را باز گرداندند. وقتى ابوبكر بازگشت و از علت اين امر سؤال كرد، رسول اكرم (ص) فرموند: «امين جبرئيل از سوى خداوند متعال بر من نازل شد (و گفت:) امر تو را غير از تو يا مردىكه از تو باشد به انجام نرساند؛ و على از من و من از علىام و امر مرا جز خودم يا على به انجام نمىرساند.»[٩]
همچنين از پيامبر خدا (ص) نقل شده استكه فرمودند:
همانا على از من، و من از علىام، و او ولى (سرپرست و رهبر) هر انسان مؤمنى پس از من است.[١٠]