ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٠ - كنترل، لازمه زندگى متعادل روانى
وزن آن را نيز به شكل تفكيك شده درك كند، در حالىكه چنين تفكيكى در عالم واقع هرگز اتفاق نمىافتد. هيچ شيئى را نمىتوانيم عملًا به دو جزء حجم و وزن تفكيك كنيم و اين عقل است كه مىتواند چنين كارى را انجام دهد. كودك در مرحله حسى حركتى؛ يعنى در فاصله تولد تا دو سالگى از چنين عقل و منطقى بهره نمىبرد و يا اشيا، همانگونه كه مستقيماً به ادراك حسى در مىآيند، رو به رو مىشود.
كودك از دو تا يازده سالگى، منطقى را به ادراكهاى خويش مىافزايد كه شكل عينى دارد؛ يعنى فقط در حضور اشيا قابل درك است. كاربرد منطق در غياب اشيا كه پس از يازده سالگى تحقق پذير است، تفكّر انتزاعى ناميده مىشود. با تفكّر انتزاعى مىتوان درباره پديدههايى كه در دسترس حواس نيستند، انديشيد و نتيجهگيرى كرد؛ مثلًا در پديده زمان كه تنها بخشى از آن در دسترس ما است، به رغم فعليت نداشتن آينده و گذشته، تفكّر انتزاعى انسان، مىتواند به عمق گذشته رفته و آينده را در امتدادى تا بىنهايت بكاود. اين يك توانمندى مشترك است كه انسان اگر از تحول به هنجار برخوردار باشد، ناگزير به سطح تفكّر انتزاعى مىرسد و مىخواهد درباره گذشته و آينده بينديشد كه آينده بشر در اين جهان چگونه رقم خواهد خورد؟ او براى پاسخ به اين سؤال ناگزير است يا در قلمرو علوم تجربى جستوجو كند يا در پى فلسفه رفته، براى خود برهانهاى فلسفى بجويد. همچنين ممكن است سراغ معارف دينى رفته، از سرچشمه وحى، پاسخ بخواهد و يا اينكه خارج از اين معارف، به عالم وهم و خيال پناه برد، در هر حال، انسان با هر چيزى، ناگزير از پاسخ دادن است.
كنترل، لازمه زندگى متعادل روانى
عامل ديگرى كه انسان را به سمت آينده مىكشاند و او را آماده مىسازد، ويژگى و تمايل براى اعمال كنترل بر خويشتن و محيط خود است.
انسان به لحاظ روان شناختى، درصدد افزايش كنترل بر دنياى درونى و بيرونى خويش است. پرسش بسيارى از نوجوانان درباره اينكه چگونه مىتوان از ارادهاى قوى برخوردار بود، نشان از همين تمايل دارد. انسانها چه در دنياى خيال و چه عالم واقع، به دنبال گسترش كنترل خويشاند. كوشش بسيارى از انسانها براى كسب قدرت، مقام، مال، علم و مدرك يا حتى انجام دادن اعمال مجرمانه، همگى براى گسترش كنترل خود و اطرافيان انجام مىگيرد.
انسان پيوسته در ناخودآگاه خويش، از دست دادن كنترل را پديدهاى وحشتناك مىداند. «بختك» رؤياى وحشتناكى است كه اكثر انسانها در دورههايى از كودكى و نوجوانى يا حتى در بزرگسالى تجربه مىكنند. بختك، رؤياى از دست دادن يكسره كنترل است. در اين رؤيا، انسان خود را در سيطره موجودى وحشتناك (بختك) مىيابد كه در برابر آن هيچ ارادهاى ندارد؛ نه توان حركت دادن اندامها و نه حتى توان فرياد زدن؛ مىخواهد، ولى نمىتواند و سرانجام چنين رؤيايى، بيدارى وحشتزده انسان است.
كنترل بر خويشتن، در بيماران روانى نيز عامل محورى در گسترش اختلال است. در اصل، چيزى را كه يك بيمار روانى از دست داده و تعادل روانى خويش را يكسره فرو ريخته مىيابد، همين كنترل بر خويشتن است. اگر افكار يا اعمال وسواسى به فردى حمله مىكند، چنانچه افسردگى يا اضطراب سراغ كسى مىآيد، يا افكار پريشان خيالى او را آزار مىدهد، تا وقتى كه احساس مىكند مىتواند بر بخش مهمى از شخصيتش تسلّط و كنترل داشته باشد، مىتواند با بيمارى خويش نيز كنار آمده، آن را تحمل كند ولى اگر احساس كند كه كنترل خود، بيمارى يا رفتار اجتماعىاش را از دست داده، همه چيز فرو مىريزد و بيمار روانى خود را از دست رفته مىپندارد.
بحث درباره كنترل بر خود و محيط، بسيار است، ولى آنچه درباره آينده عالم بشرى و ارتباط آن با كنترل ياد شده وجود دارد، اين است كه چنين تمايلى در انسان، ناخودآگاه يا نيمه آگاه وجود مىيابد كه در آينده چه جايگاهى خواهيم داشت؛ به عبارتى، تمايل انسان براى كنترل خود و محيطش، جايگاه وى را در آيندهاى كه در پيش رو دارد، زير سؤال مىبرد. اين آينده نه تنها در دنيا، بلكه در آخرت نيز براى انسان مطرح است. داشتن جايگاهى مقبول در آينده، از نيازهاى طبيعى و فطرى بشر است. انسان فطرتاً تمايل دارد با پيوستن آگاهانه و از روى اختيار به قيام و انقلاب منجى عالم بشرى، بر آينده خويش در آن شرايط تأثيرى كنترل شده داشته باشد.
قرآن كريم همين تمايل را براى آخرت نيز به شكلهاى گوناگون مورد توجه قرار داده است. خداوند با تأكيد بر چنين تمايل فطرى در انسان و با اشاره به اراده انسانى صراط مستقيم را به او مىنماياند:
ذلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّهِ مَآباً.[١]
آن روز حق است؛ هر كس بخواهد راهى به سوى پروردگارش برمىگزيند.
در حقيقت قرآن به انسان مىفرمايد:
تو نيز ارادهات را براى آخرت گسترش بده و با پيوند دادن اراده خود به اراده الهى، در آخرت نيز بر سرنوشت خويش مسلّط باش. در مقابل آنانى كه اراده خود را به اراده الهى پيوند نمىزنند و سركشى مىكنند، با مرگ وارد عالمى مىشوند كه ديگر از خود ارادهاى نداشته، يك سره تحت سيطره فرشتگان از عذابى به عذابى ديگر دچار مىشوند:
خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ[٢]
او را بگيريد و در بند و زنجيرش كنيد سپس او را در دوزخ بيفكنيد.
علاوه بر تفكّر انتزاعى انسان و اعمال كنترل بر زندگى، عوامل ديگرى نيز انسان را به آماده شدن براى شرايطى كه در آن، آينده بشر رقم مىخورد و و بر اساس وعده الهى، منجى عالم بشرى مهدى موعود (ع) ظهور مىكند، تجهيز مىنمايد. سعادتخواهى انسان، احساس همدردى با مظلومان و ستمديدگان، گرايش انسان به حاكميت افضل و عوامل ديگر، زمينهساز گرايش انسان به سوى آيندهاى اميدبخش