ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٨ - عمود نور براى امامان
نور خدا به تلاش پرداختند، در حالىكه خداوند يقيناً نور خدا را به اتمام مىرساند.[١]
هنگامىكه مأمون عباسى سى نفر را براى به شهادت رساندن امام رضا (ع) مأمور كرد و آنان شمشيرهايشان را به سوى آن حضرت نشانه رفته بودند، و مأمون گمان كرده بودكه آن حضرت را به شهادت رساندهاند، پس شخصى را فرستاد تا اوضاع را از نزديك بررسى و براى او گزارش كند. وقتىكه آن شخص به آستانه در رسيد، امام رضا (ع) فرمودند:
يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ.
مىخواهند نور خدا را با سخنان خويش خاموش كننده ولى خداوند نمىگذارد، تا نور خود را كامل كند، هر چند كافران را خوش نيايد.[٢]
بزرگترين آرزوى ما اين است كه امام دوازدهم، مهدى موعود (ع) در آخرالزمان قيام نمايند و گمراهى را محو و نور خداى متعال را در زمين منتشر سازند. در حديثى از امام صادق (ع) آمده است:
هر گاه قائم ما اهل بيت (ع) قيام نمايد. زمين به وسيله نور پروردگارش روشن شده، بندگان از نور خورشيد بى نياز مىشوند و گمراهى رخت برمىبندد.[٣]
از آنچه گفته شد، نتيجه مىگيريم:
١. اهل بيت (ع) حاملان دين صحيح و اهل ولايت، عصمت و طهارت هستندكه هيچ ظلمتى درهيچ يك از عوالم و هيچ يك از زمانها با نورشان همراه نبوده است. نور اين حضرات (ع) ويژگىهايى داردكه برخى از آن ويژگىها را براى تقريب به ذهن شدن، نسبت به نور حسى بيان مىكنيم. همانگونهكه نور حسى موجب رشد و پرورش موجودات زنده از جهات مادى است، نور امامان (ع) نيز موجب تربيت قلبى و عقلى تا رساندن به درجه كمال است.
اگر نور حسى بر خود و موجودات ديگر دلالت مىكند، نور ايشان نيز در قلبها و روحها روشن و آشكار است و ويژگى ورود به قلبها را دارا مىباشد؛ چه آنكه به فرموده امام على (ع): «هر حقّى را، حقيقتى و هر صوابى را نورى است.» به علاوه نور ايشان بر حسب ظرفيت و گنجايش قلبها در آن وارد مىشود، آن چنانكه اميرمؤمنان (ع) فرموند:
همانا اين قلبها ظرفهايى استكه بهترين آنها نگهدارندهترين آنهاست.[٤]
و چنانكه نور حسى، مانع از وقوع جرم و فساد مجرمان در شب است، نور اهل بيت (ع) مؤمن را از افتادن در معصيت باز مىدارد. و چنانكه نور حسى، مسافتهاى زمانى و مكانى را با سرعتى بسيار بالا مىپيمايد، انوار معنوى ايشان (ع) نيز سرعت بالايى در رساندن مواليان و پيروانشان به عوالم غيب و پيمودن مسير كمال دارد، مانند ماجراى هدايت يافتن «حرّ رياحى» كه تنها در اثر بيان يك كلمه از سوى امام حسين (ع) چنان متحول شدكه به جمع والاترين شهيدان پيوست.
چنانكه نور حسّى ويژگى آشكار نمودن اشياء مادى را دارد، انوار اين خاندان داراى ويژگى بارز نمودن امور مادى و معنوى است.
در روايتى از حضرت فاطمه زهرا (س) آمده استكه فرمودهاند:
هنگامىكه من به حسين (ع) باردار شدم، در شب تاريك به چراغ نياز نداشتم.[٥]
و هنگامىكه امام سجّاد (ع) حضرت سيدالشهداء (ع) را درون قبر مىگذاشتند، مىفرمودند: «و دنيا پس از تو تاريك است.» همچنين بانو رباب همسر امام حسين (ع). درباره آن حضرت مىگويد: «كسىكه وجودش نورى بودكه از آن روشنايى مىگرفتيم، كشته غير مدفون كربلا، كه حتى دشمنش هنگام به شهادت رساندن حضرتش، گفت: «به خدا، سيمايش مرا از انديشه قتلش باز داشته بود.»[٦]
پيداست كه اين موضوع عجيبى نيست چرا كه موسى (ع) دست خود را در گريبانش فرو مىبرد و هنگامى كه بيرون مىآورد، نورانى بود و خداوند متعال فرموده است:
وَ أَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ.
و دستت را در گريبانت كن تا سپيد بىعيب بيرون آيد.[٧]
٢. اين خاندان، نور هدايتى هستندكه انسانها و ما را به خداوند متعال متصل مىنمايد. بنابراين پيروى و فرمانبردارى از ايشان، و نيز ترك ملازمت با مخالفينشان ضرورى و لازم است. چنانكه در قرآن كريم آمده است:
هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُماتُ وَ النُّورُ.[٨]
آيا نابينا و بينا يكسانند، يا تاريكىها و روشنايى برابرند؟
«بريد بجلى» مىگويد: از حضرت اباجعفر امام باقر (ع) درباره اين فرموده خداى متعالكه:
قالَ رَبِّ احْكُمْ بِالْحَقِّ وَ رَبُّنَا الرَّحْمنُ الْمُسْتَعانُ عَلى ما تَصِفُونَ.[٩]
گفت: پروردگارا، [خودت] به حق داورى كن، و