ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٠ - عمود نور براى امامان
است و بدان واسطه انسان نورانى، آنچه را ديگران نمىبيند، مىبيند.
رسول خدا (ص) مىفرمايند:
هنگامىكه آن نور وارد قلب شد، سينه را گشاده و وسيع مىگرداند.
عرض شد، اى رسول خدا آيا آن نور نشانهاى دارد؟ پس فرمودند:
بله، [نشانه آن] بريدن (دورى گزيدن) از سراى غرور و فريب و بازگشت به سراى جاودانگى، و آماده شدن براى مرگ، قبل از رسيدن آن است.[١]
در دعايى از امام زينالعابدين (ع) اين چنين آمده است:
خدايا، مرا نورى عطا فرما كه با آن در ميان مردم راه بروم و در گمراهىها هدايت شوم و با كسب روشنايى از آن، از ترديدها و شبههها خارج گردم.[٢]
درباره «على بن مهزيار» نقل شده است، كه در سال ٢٢٦، در منزل قرعاء، در اواخر شب از خواب برخاست و براى گرفتن وضو بيرون رفت در حالىكه چوب مسواكى در دست داشت و مشغول مسواك بود. ناگهان در سر آن نورى مشاهده كرد كه شيئى همچون زبانه آتش از آن خارج مىشد و مانند خورشيد مىدرخشيد. آن را با دستش لمس كرد، ولى هيچ حرارتى نداشت و اين آيه شريفه را تلاوت نمود:
الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ ناراً؛[٣]
[خدايى] كه برايتان از درخت سبز آتش قرار داد.
موج تفكر او را فرا گرفت. پس همينكه به جاى خود بازگشت، دوستانشكه نيازمند آتش بودند، آن نور را مشاهده كردند. و گمان بردندكه علىبن مهزيار براى آنها آتشى فراهم آورده است اما چون نزديك شدند، ديدندكه حرارتى ندارد. نور آن زمانى فرو مىكاست و زمانى ديگر افروخته مىشد تا آنكه بعد از بار سوم كاملًا خاموش شد. هنگامىكه به سر مسواك نگريستند، هيچ اثرى از آتش، سوختن، يا سياهى در آن نديدند. وقتىكه على به محضر امام هادى (ع) شريفياب شد، و ماجراى خود را براى آن حضرت باز گفت، حضرت (ع) در آن مسواك تأملى نموده، فرمودند: «آن نورى بوده و سبب [بروز] آن همراهى و ملازمت تو با اهل بيت، و اطاعتت از من و پدرانم مىباشد.»[٤] و همراه مؤمن در عرصه محشر، در قيامت، نور مخصوصى است. خداوند متعال مىفرمايد:
يوم ترى المؤمنين و المؤمنات يسعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ بُشْراكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ\* يَوْمَ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ.[٥]
آن روزكه مردان و زنان مؤمن را مىبينىكه نورشان پيشاپيششان و به جانب راستشان در دوران است. [به آنان مىگويند:] «امروز شما را مژده باد به باغهايىكه از زير [درختان] آن نهرها روان است؛ در آنها جاويدانيد. اين است همان كاميابى بزرگ.
و مىفرمايد:
يَوْمَ لا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَ اغْفِرْ لَنا إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.[٦]
در آن روز خدا، پيامبر [خود] و كسانى را كه با