ماهنامه موعود
(١)
شماره هفتاد و هفتم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
از جنگ هاى صليبى تا فرقه سازى معاصر
٢ ص
(٤)
از ميان خبرها
٤ ص
(٥)
مسلمانان مبلغ دين مسيح در عراق
٤ ص
(٦)
مفتى هاى سعودى انهدام حرمين عسگريين (ع) را تبريك گفتند
٤ ص
(٧)
خاطرات جنجالى يك مبلغ بهائى
٤ ص
(٨)
تبليغات هدفمند يك شبكه سعودى عليه شيعيان
٥ ص
(٩)
افشاگرى رئيس سابق پارلمان اسرائيل درباره ماهيت صهيونيسم
٥ ص
(١٠)
بمب آمريكايى كه سربازان دشمن را به هم جنس باز تبديل مى كند
٥ ص
(١١)
ديدار با امام زمان (ع)؛ هست ها و بايدها
٦ ص
(١٢)
ميزان كمال صلوات
١٦ ص
(١٣)
مناقب فاطمه زهرا (س)
١٦ ص
(١٤)
زهرا (س)، يكى از علل آفرينش
١٦ ص
(١٥)
اقتدا و توسّل به حضرت زهرا (س)
١٧ ص
(١٦)
جنگ و صلح با زهرا (س)، همانند جنگ و صلح با پيامبر (ص)
١٨ ص
(١٧)
فاطمه (س) ميزان كمال صلوات
١٨ ص
(١٨)
امام مهدى (ع) در حديث لوح
١٩ ص
(١٩)
جامعه مسلمانان آمريكا
٢٤ ص
(٢٠)
جمعيت شناسى مسلمانان در آمريكا
٢٤ ص
(٢١)
نگاهى به تاريخ
٢٥ ص
(٢٢)
جامعه شيعيان آمريكا
٢٦ ص
(٢٣)
اسلام و جامعه سياه پوستان آمريكا
٢٦ ص
(٢٤)
صلوات بر حضرت فاطمه زهرا (س)
٢٨ ص
(٢٥)
جوخه هاى مرگ آمريكا
٢٩ ص
(٢٦)
مسئله لبنان و فلسطين به ما چه دخلى دارد؟
٣٢ ص
(٢٧)
خواندنى هاى جوانان ديروز علل سقوط حكومت مسلمين در اسپانيا
٣٤ ص
(٢٨)
تبشيرى ها در عصر قاجار
٣٦ ص
(٢٩)
2 ژوزف ولف
٣٦ ص
(٣٠)
الف فعاليت هاى ولف
٣٧ ص
(٣١)
ب فعاليت هاى استعمارى
٣٧ ص
(٣٢)
ج دستاوردها
٣٨ ص
(٣٣)
3 رابرت بروس
٣٨ ص
(٣٤)
فعاليت هاى بروس
٣٩ ص
(٣٥)
شعر و ادب
٤٢ ص
(٣٦)
تنزيل
٤٢ ص
(٣٧)
كيمياى نظر
٤٢ ص
(٣٨)
ظهور سپيده
٤٢ ص
(٣٩)
بشارت
٤٣ ص
(٤٠)
در مدح حضرت مهدى (ع)
٤٣ ص
(٤١)
امام زمان (ع) تجلّى شهود و غيب
٤٤ ص
(٤٢)
كثرت غيب در عالم شهود
٤٤ ص
(٤٣)
انس در عالم غيب
٤٥ ص
(٤٤)
نور امامان در آسمان ها و زمين
٤٦ ص
(٤٥)
عمود نور براى امامان
٤٧ ص
(٤٦)
امامان (ع)، نور واحد
٥١ ص
(٤٧)
پرسش شما، پاسخ موعود
٥٣ ص
(٤٨)
چگونگى شناخت خدا، رسول و حجّتش
٥٦ ص
(٤٩)
زمينه ها و پيامدهاى روان شناختى و تربيتى انتظار
٥٩ ص
(٥٠)
كنترل، لازمه زندگى متعادل روانى
٦٠ ص
(٥١)
واكنش هاى انسان
٦١ ص
(٥٢)
گزارش نشست
٦٢ ص
(٥٣)
تشرفات بين نفى و اثبات؛ ديدار با حضرت مهدى (ع) آرى يا نه؟
٦٢ ص
(٥٤)
فوايد ديدار با امام مهدى (ع)
٦٣ ص
(٥٥)
آيا ما وظيفه داريم كه به سمت ديدار حضرت مهدى (ع) برويم؟
٦٣ ص
(٥٦)
نشست آينده
٦٣ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥١ - امامان (ع)، نور واحد

او ايمان آورده بودند، خوار نمى‌گرداند: نورشان از پيشاپيش آنان، و سمت راستشان، روان است. مى‌گويند: پروردگارا، نور ما را براى ما كامل گردان و بر ما ببخشاى‌كه تو بر هر چيز توانايى.

از رسول خدا (ص) نيز روايت شده است‌كه فرمودند: «هنگامى‌كه مؤمن از صراط مى‌گذرد و بسم‌الله الرحمن الرحيم مى‌گويد، شعله آتش فرو رفته، مى‌گويد: اى مؤمن عبور كن‌كه نورت سوزندگى مرا فرو نشاند.»[١]

اين نور، عبارت از تجسم نور ايمان و ولايتى است‌كه در دنيا همراه ايشان بوده است. خداوند سبحان نيز از آن با عنوان «نورهم» تعبير كرده است. و از اين بابت عجيب نيست چرا كه آن روز تجسم اعمال است.[٢]

«داوود بن قاسم جعفرى» مى‌گويد: كتاب شب و روز، نوشته يونس را به حضرت امام حسن عسكرى (ع) نشان دادم، فرمودند: «اين كتاب نوشته كيست؟» عرض كردم: نوشته «يونس مولى آل يقطين». فرمودند: «خداوند او را در برابر هر حرف از آن، در روز قيامت، نورى عطا خواهد فرمود.»[٣]

امامان (ع)، نور واحد

امامان (ع) نور واحداند و آن به سبب يكسان بودن آن حضرات در صفات، افعال و گفتار است. آن چه براى نخستين فرد ايشان محقق شده، درباره آخرينشان نيز مى‌شود. قرآن كريم آن حقيقت را چنين بيان كرده است:

ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ.[٤]

فرزندانى كه بعضى از آنان از [نسل‌] بعضى ديگرند، و خدا شنواى داناست.

و هر چند اين آيه درباره خاندان عمران توضيح مى‌دهد، اما حكم آن درباره امامان اهل‌بيت (ع) نيز استمرار مى‌يابد.

سيد سبزوارى (ره) در اين باره گفته است: «ذرّيه برگزيده از خلايق، از زمان آدم تا نوح، و تا ابراهيم، و تا آل عمران و ... محفوظ بوده‌اند. اشخاصى از اين ذريّه در هر زمان وجود دارند. به وسيله آن‌ها شريعت نگهدارى شده، و نظام (هستى) استوار مى‌ماند. از اين‌جا معلوم مى‌شودكه محمد و آل او هر چندكه صريحاً در اين آيه نام برده نشدند، جزء ايشان هستند و اين متناسب با تحليل آخر آيه است. و بر اين سخن، كلام امام باقر (ع) دلالت داردكه فرمودند: ما اهل بيت (ع) جزء آنان هستيم. و ما بقيه آن خاندان‌ايم.»[٥] پيامبر و امامان (ع) خاندانى هستندكه بعضى از ايشان از نسل ديگرى مى‌باشند. چنان‌كه امام صادق (ع) فرمودند: «كسانى‌كه آنان را برگزيد، بعضى از آنان از نسل بعضى ديگراند».[٦]

در نتيجه، اتحاد، ارتباط و صفات معنوى آن حضرات (ع) محصول وجود ويژگى مشترك معنوى در ميان ايشان است، و آن اين كه از نور خداوند متعال مى‌باشند. لذا در روايتى از اميرالمؤمنين حضرت على (ع) نقل شده كه فرمودند:

همه ما يكى هستيم؛ اولين ما محمد، آخرين ما محمد، ميانه ما محمد و تمام ما محمديم، پس ما را از هم جدا نكنيد.[٧]

بر همين مبنا، تعبير پيامبر اكرم (ص) درباره اهل بيت (ع) اين گونه بود كه: امامان (ع) از اويند و او از امامان (ع) و چگونه اين طور نباشند، در حالى‌كه بنابر صريح آيه مباهله‌[٨]، ايشان خودِ اويند. برخى از نصوص ديگر در اين زمينه عبارتند از:

١. در «حديث شريف كساء» آمده است:

ايشان از من، و من از ايشان هستم. من نسبت به هر كس به ايشان در سلم و دوستى باشد، در سلم و نسبت به هركس با ايشان در جنگ باشد، در جنگ هستم.

٢. هنگامى‌كه رسول خدا (ص) ابوبكر را براى ابلاغ سوره برائت به مكه فرستادند، جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و گفت: «اى رسول خدا، امر تو را جز خود تو و يا مردى‌كه از تو باشد، ادا نكند» و در آن هنگام، ايشان حضرت على (ع) را به جاى وى فرستادند و او را باز گرداندند. وقتى ابوبكر بازگشت و از علت اين امر سؤال كرد، رسول اكرم (ص) فرموند: «امين جبرئيل از سوى خداوند متعال بر من نازل شد (و گفت:) امر تو را غير از تو يا مردى‌كه از تو باشد به انجام نرساند؛ و على از من و من از على‌ام و امر مرا جز خودم يا على به انجام نمى‌رساند.»[٩]

همچنين از پيامبر خدا (ص) نقل شده است‌كه فرمودند:

همانا على از من، و من از على‌ام، و او ولى (سرپرست و رهبر) هر انسان مؤمنى پس از من است.[١٠]