ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - ب فعاليت هاى استعمارى
ولف سفر تبليغى خود را در سال ١٨٢١ (١٢٣٦ ق) آغاز كرد. اين سفر پنج سال به طول انجاميد.
جوزف ولف در نوامبر سال ١٨٢٤ (١٢٣٩ ق) وارد بوشهر شد و سپس از كازرون، شيراز، اصفهان، كاشان، تهران و تبريز ديدن كرد و در تمامى اين شهرها با يهوديان و مسلمانان درباره مسيحيت به بحث پرداخت. ولف نيز همانند مارتين، بدون وقفه و تحت هر شرايطى به تبليغ مىپرداخت. بهعنوانمثال وى يكبار در شهر تبريز از ساعت ده صبح تا شش بعد از ظهر به شش زبان روسى، فرانسوى، ايتاليايى، آلمانى، انگليسى و سريانى موعظه كرد.
ولف در ١٨٢٦ (١٢٤٢ ق) ازدواج كرد. نتيجه اين ازدواج، پسرى به نام هنرى دراموند بود كه بعدها به نمايندگى مجلس انگلستان رسيد و مدتى نيز بهعنوان «وزيرمختار انگلستان در ايران» به خدمت پرداخت. سرهنرى دراموند ولف مقارن انجام مأموريت خود در ايران (١٨٨٧١٨٩٠) بهعنوان يكى از سياستمداران فعال در عرصه اقتصاد بينالملل انگلستان و به سبب ده سال نمايندگى حزب محافظهكار در مجلس اين كشور، از حمايت و پشتيبانى كارگزاران دولت متبوعه خود برخوردار بود. وى با تكيه بر تجربيات اقتصادى خويش و به منظور كاهش نفوذ روسيه، درصدد جلب سرمايهگذارى تجار انگليسى در ايران برآمد و در رويدادهاى اقتصادى مهمى نظير انعقاد قرارداد تجارى رويتر، امتياز تالبوت در انحصار خريد و فروش توتون و تنباكو و آزادى كشتىرانى در كارون، نقش مؤثرى ايفا كرد. علاوه بر اين، وى را بايد پيشرو تفكر رسميتبخشيدن به حضور روسيه و انگلستان در ايران دانست كه سرانجام با انعقاد عهدنامه ١٩٠٧ به حقيقت پيوست.
الف فعاليتهاى ولف
الف ملاقاتهاى سياسى تبليغى: ژوزف ولف شرح سفر خود را در كتابى با عنوان تحقيقات و زحمات تبليغى بين يهوديان، مسلمانان و ساير فرق به تفصيل بيان كرده است. وى در اين سفر، با شاهزادگان قاجار از جمله «عباسميرزا نايبالسلطنه» و اعضاى سفارت انگلستان در آذربايجان مانند دكتر مكنيل (Dr .McNeill)، سرجان كمپبل (Sir John Campbell) و دكتر كورميك (Dr .Cormick) ملاقات كرد. او در طول سفر همواره خود را يك انگليسى واعظ معرفى مىكرد و با پيروان فرق و اديان مختلف به بحث و گفتوگو مىپرداخت، بهگونهاىكه بخشى از كتاب او به شرح مباحث وى با يهوديان، زرتشتيان، ارامنه، مسلمانان شيعه، سنى، صوفيان و ... اختصاص دارد.
ژوزف ولف در خراسان با عباسميرزا نيز ملاقات كرد. در اين ديدار، عباسميرزا از عقيده ولف مبنى بر «تأسيس مدرسه در ايران»، استقبال نمود و حتى در يكى از مباحث ولف با مسلمانان و يهوديان شركت كرد. عباسميرزا خود با ولف به مباحثه پرداخت و سپس در نامهاى او را به «امير بخارا» معرفى نمود. در مقابل اين استقبال عباسميرزا از ولف، وى در بيرجند به سرقت دوازدههزار تومان از اموال عباسميرزا متهم شد و تحت تعقيب قرار گرفت[١] كه به سبب انگليسىبودن او را رها كردند. ولف پس از رهايى، نسخى از كتاب مقدس را به زبان عربى و فارسى در آن ناحيه پخش كرد.
ولف در آخرين سفرش به ايران در سال ١٨٤٣، با همراه آوردن تعداد قابلتوجهى كتاب مقدس (عهد جديد)، پس از دريافت سفارشنامههايى از سلطان عثمانى و شيخالاسلام آن سامان، با «محمدشاه قاجار» ملاقات كرد و از وى نيز سفارشنامههايى براى فعاليت گستردهتر دريافت نمود.
ب فعاليتهاى استعمارى:
همانگونهكه گذشت، فعاليتهاى تبليغى كليسا همواره با سياستهاى استعمارى كشورهاى استعمارگر هماهنگ بود. فعاليت ژوزف ولف نيز از اين قاعده مستثنى نيست. يكى از مهمترين نتايج فعاليت تبليغى ولف براى استعمار، تحقيقات وى درباره اقليت يهود در شرق، بهويژه در ايران بود. تحقيقات ولف در زمينه اقليت يهود، سرآغازى براى نگاهى ويژه به يهوديان شرقى از جانب كليسا شد. در ايام تبليغ ولف در ايران، نظريهاى خاص در اروپا راجع به اسباط گمشده يهوديان رايج شد كه بر اساس آن، رابطهاى اينهمانى ميان افاغنه و اسباط گمشده يهوديان برقرار مىشد. احتمالًا از همين رو است كه ژوزف ولف بيشترين تلاش خود را به تحقيق درباره يهوديان ايران و همچنين اسباط گمشده آنان، در اين سرزمين و آسياى ميانه معطوف كرد. از سوى ديگر، با توجه به پيشينه انديشه رايج و سياست انگلستان مبنى بر حمايت از يهوديان در شرق و ترغيب آنان به مهاجرت به فلسطين، مىتوان چنين انگاشت كه فعاليتهاى ولف در زمينه شناسايى يهوديان، تاحدودى از اين امر نشأت مىگرفته است. درواقع، در صورت تعيين افاغنه به عنوان يكى از اقوام يهود، اقدامات سياسى دولت انگلستان براى نفوذ و تسلط بر افغانستان با عنوان قانون حمايت از يهوديان شرق، رسميت مىيافت و اين امر به نوبه خود حضور انگلستان در شرق آسياى ميانه را موجه مىنمود. خود ولف دراينباره مىنويسد:
براى نخستين بار مسيحيت را به يهوديان مقيم ايران، خراسان، بخارا، افغانستان، دشت تركستان، خوقند و تاتارهاى چينى شناساندم و جمعى از يهوديان مصر، يافا، صنعا، يمن و بخارا را تعميد دادم. من اولينبار مسئله يهود را در دانشگاههاى آكسفورد، ليدن، اوترخت و در كنگره آمريكا مطرح كردم.
سرانجام به دنبال فعاليتهاى گسترده و مداوم ژوزف ولف براى تبليغ يهوديان شرق ميانه خاصه ايران انجمن لندن براى اشاعه مسيحيت در ميان يهوديان، در سال ١٨٤٤ اولين مبلغان مسيحى را براى فعاليت در جوامع يهودى ايران اعزام كرد.
از سوى ديگر، با توجه به اينكه مقارن قرن نوزدهم ميلادى (سيزدهم قمرى) ايران از نظر موقعيت سوقالجيشى و استراتژيك به عنوان دروازه دسترسى به هندوستان، همواره مورد توجه دولتهاى انگلستان و روسيه قرار داشت، سفرهاى مكرر ولف به شرق ميانه را نمىتوان با اهداف سياسى و استعمارى انگلستان در اين ناحيه بىارتباط دانست؛ خاصه