ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢ - از جنگ هاى صليبى تا فرقه سازى معاصر
از جنگهاى صليبى تا فرقهسازى معاصر
اسماعيل شفيعى سروستانى
آن زمان كه مسلمين، بىخبر از همه توطئهها به خود مشغول بودند، پيمانى پنهانى و شوم، سپاه بزرگ صليبيون را از سويى (٦٩٠ ٤٨٩ ق) و سپاه قوم بدوى و عارى از هرگونه فرهنگ و تمدن مغول را از ديگر سو راهى شرق اسلامى ساخت. اين دو لشكر كه چون فنرى تند و تيز از جاى جسته بودند، تماميت سرزمينهاى اسلامى را از مرو و خراسان تا بيتالمقدس ميدان تاخت و تاز خود قرار دادند.
جرم بزرگ مسلمانان اعلام نام خدا و رسولخدا، محمّد مصطفى (ص)، از بلنداى همه گلدستههاى مرو، رى، عراق، شام، مصر و بيتالمقدس بود.
غرب مسيحى صداى اذان از مأذنههاى سرزمينهاى اسلامى را چونان تيرى بر سينه و قلب خود مىشناخت.
دويست سال جنگ و خونريزى، دويست سال ويرانى، تشتت و از هم پاشيدگى بسيارى از حوزههاى علمى و فرهنگى را در پى داشت، و با اين همه، بنا بر مشيت آسمانى، صداى اذان بلندتر از هر زمان در اقصا نقاط عالم طنينانداز شد.
شكلگيرى امپراتورى عثمانى و سقوط قسطنطنيه (به عنوان يكى از كانونهاى بزرگ كليساى مسيحى) و تأسيس خلافت اسلامى، علىرغم همه كاستى، ديگر بار خشم و كين مانده در سينه غرب مسيحى و يهوديت را كه هماره خود را پشت غرب مخفى مىساخت برانگيخت.
دسيسههاى اولاد يهود، مكر جريانهاى ماسونى، و تفرقهافكنىها، چون بلا و بيمارى به جان اين امپراتورى افتاد تا آنجا كه به تدريج چنان كارگر افتاد كه از هم پاشيدگى، تفرق و اضمحلال روزى آن شد و آنچه بر جاى ماند خاكستر دولتى بيمار و مفلوك بود كه امروزه روز در هيأت جريانى لائيك و بى دين براى دستيابى به اعتبار كاسه گدايى به در خانه اتحاديه اروپا اتحاديه غرب مسيحى دراز مىكند و كاسه تهى را با حسرت بر مىگرداند.
وقتى چتر استعمار طى دويست سال اخير برگستره كشورهاى اسلامى گشوده مىشد، غرب مسيحى نيك واقف بود كه انگيزه و آرمان نهفته در جان ساكنين اين كشورها دير يا زود نيروهاى استعمارى را از اين سرزمين بيرون خواهد ريخت، چنانكه، چيزى نگذشت كه همين انگيزه به نام خدا و به نام محمّد مصطفى (ص)، استعمارگران پرتقالى، اسپانيايى، انگليسى، فرانسوى و آمريكايى را از الجزاير، مراكش، صحرا، پاكستان و عراق بيرون افكند.
اين آگاهى موجب بود تا آنان با تشكيل مثلثى پليد در ميان سرزمينهاى اسلامى، جاپايى براى خود بسازند و با پاشيدن تخم نفاق و تفرقه، امكان بازگشت ديگر بار و ديگر بار را بيابند و مجال تجديد قواى مسلمانان را از بين ببرند.
اين مثلث پليد چيزى جز تأسيس مذاهب جعلى و استعمارى بابيت در ايران، وهابيّت در عربستان و مذهب قاديانى در پاكستان نبود. از آنجا كه اين فرقهها ساخته و پرداخته استعمار بودند، در:
١. فقدان روحيه جهادى،