ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - نگاهى به تاريخ
بين ١٩٨٠ تا ١٩٩٠ تشكيل مىدادند؛ در حالى كه يك سوم مهاجران هندوستان به آمريكا در سالهاى بين ١٨٢٠ تا ١٩٦٠ مسلمان بودند. عده بسيار زيادى از ايرانيان كه پس از انقلاب اسلامى به آمريكا مهاجرت كردند، به ويژه در سالهاى بين ١٩٨٠ تا ١٩٩٠ از يهودىها، مسيحىها و اديان ديگر جز اسلام بودند.
به طور كلى بين سالهاى ١٨٢٠ تا ١٩٩٧ طبق آمار دولت آمريكا، در حدود ٣ ميليون و ٣٠٠ هزار نفر از كشورهاى مسلمان به آمريكا مهاجرت كردند و اين فقط ٥ درصد از كل مهاجران ٦٤ ميليونى در اين سالها به آمريكا بوده است. بزرگترين رقم مهاجران از كشورهاى اسلامى به آمريكا را به ترتيب كشورهاى عربى، ايران، پاكستان، هند، بنگلادش، تونس، آفريقاى شمالى، اروپا بهويژه منطقه بالكان (كشورهاى آلبانى، بوسنى و هرزگوين و جمهورىهاى سابق يوگسلاوى) تشكيل مىدهند. ساير مناطق قاره آفريقا و آسيا، مانند جمهورىهاى آسياى مركزى، اندونزى، مالزى، آفريقاى جنوبى و غيره در درجه بعد قرار دارند. تعداد مهاجران از افغانستان بين سالهاى ١٩٨٠ تا ١٩٩٠ در حدود ٣٠ هزار و در هفت سال اول دهه ١٩٩٠ ميلادى بالغ بر ١٣٦٠٠ نفر بوده است. امروز جمعيت مسلمانان در آمريكا حداقل ٦ ميليون و حداكثر تا ٩ ميليون نفر، تخمين زده مىشود.
نگاهى به تاريخ
مسلمانان نه تنها در سفر و دريانوردى كريستوفر كلمبوس در ١٤٩٢ ميلادى به قاره آمريكا به او كمك و يارى كردند، بلكه در كشف اين سرزمين به دست اروپايىها با آنان همراه بودند. ماجراى مسافرت و درياسالارى كلمبوس به قاره آمريكا، دقيقاً زمانى صورت مىگيرد كه چند سال قبل از آن، آخرين حكومت مسلمانان بر شبهجزيره اسپانيا كاملًا از سوى شاهزادههاى مسيحى آن منطقه خاتمه يافته؛ ولى اطلاعات و دانش انباشته شده چند قرن تمدن اسلامى در اروپا و بهويژه در آن منطقه، در رشتههاى جغرافيا، تاريخ، نجوم، رياضيات، دريانوردى، نقشهبردارى و تبحر و فناورىهاى جهانگشايى به دست مسيحيان اسپانيايى و پرتغالى افتاده است.
فرضيه معتبرى كه از طريق برخى از تاريخنويسان و دانشمندان ارائه شده، حاكى از اين است كه حداقل دو قرن قبل از كشف قاره آمريكا به دست كلمبوس، مسلمانان شبه جزيره اسپانيا و قاره آفريقا موفق شدند به قاره آمريكا دست يافته و حتى با اهالى بومى آن سرزمين آميزش داشته باشند.
لازم به يادآورى است كه از سال ١٤٧٤ ميلادى تيم پادشاهان مسيحى كاتوليك، يعنى زن و شوهرى موسوم به ايزابلا، از ناحيه سويل و فرناندو از منطقه آراگون شبه جزيره اسپانيا و پرتغال موفق شدند به تدريج، از تضعيف و چنددستگى مسلمانان استفاده كرده، حكومت و سلطه خود را بر آن سرزمين استوار نمايند و بالاخره آخرين حكومت و شهر مسلمانان يعنى گرانادا (غرناطه) را در ١٤٩٢، يعنى زمانى كه كلمبوس دريانوردى خود را به طرف قاره آمريكا شروع كرد، تصرف و فتح كنند. مسلمانان تحت فشار و خفقان شاهان اسپانيا و پرتغال، از آن منطقه رانده شدند. و از آن تاريخ به بعد هيچگاه در ادبيات غرب توجهى به نقش مسلمانان در اكتشاف قاره آمريكا نشده است.
اكتشاف قاره آمريكا به دست اروپايىها با دو روند تاريخى ديگر در دنياى اسلام همراه است: يكى حمله و حكومت مغولها در شرق آسيا كه فاجعه بزرگى را براى حكومتهاى مسلمانان در فلات ايران و آسياى مركزى و سرزمينهاى عربى به وجود مىآورد و ديگرى ظهور مسلمانان ترك و عثمانىها و فتح قسطنطنيه و شكست مسيحيان و كليساى بيزانتين (ارتدوكس) در شرق است كه همزمان با افول حكومتهاى اسلام در شبه جزيره اسپانيا پرتغال صورت گرفته و منجر به تأسيس امپراتورى عثمانى و گسترش تمدن اسلامى و ترك زبان در شرق مديترانه و اروپا مىشود.
زمانى اسپانيا، انگلستان و فرانسه قاره آمريكا را تقسيم كرده و به مستعمرات خود ملحق مىكنند كه امپراتورى عثمانى در غرب با اروپا و در شرق با ايران (سلسله صفوى)، درگيرى سياسى و نظامى داشت. با تضعيف دولتهاى اسلامى در اروپاى غربى و ناحيه اقيانوس هند و آفريقا و درگيرىهايى كه امپراتورىهاى عثمانى و صفوى در سرزمين وسيع آسيا اروپاى شرقى دارند، برترى تسلط دريايى به ويژه در اقيانوسهاى اطلس و كبير (آرام) به دنياى غرب و به ويژه به اسپانيا، پرتغال، انگلستان، فرانسه و هلند انتقال پيدا مىكند.
تماس مسلمانان و دنياى اسلام با قاره آمريكا در اواسط قرن نوزدهم، بسيار ناچيز است.
مهاجرت مسلمانان به قاره آمريكا از اطراف و اكناف دنيا در چند مرحله صورت گرفته است. در اوايل قرن نوزدهم، مسافرت و مهاجرت افراد مسلمان به آمريكا و بهويژه آمريكاى شمالى از طريق دعوت، استخدام و بهرهبردارى ويژه آنها در حرفههايى كه اروپايىها با آن آشنايى نداشتند، صورت مىگرفت. مثلًا در سال ١٨٥٦ ميلادى، قشون سواره آمريكاى شمالى (ايالت متحده) فرد مسلمانى به نام «حاجى على» را جهت پرورش شتر در ايالت آريزونا و كاليفرنيا استخدام كرده، به آمريكا آورد كه سالهاى بعد مقيم شده، در كاليفرنيا زندگى كرد. امّا اولين گروه مهاجران مسلمان به آمريكا در سالهاى ١٨٧٥ تا ١٩١٢، يعنى پس از خاتمه جنگهاى داخلى آمريكا و قبل از آغاز جنگ اول بينالمللى صورت گرفت. اكثريت اين مهاجران را مسيحيان كشورهاى سوريه، اردن، فلسطين و لبنان تشكيل مىدادند كه در مدراس ميسيونهاى مذهبى در خاورميانه، درس خوانده و به جهات اقتصادى و مذهبى به قاره آمريكا مهاجرت مىكردند؛ گرچه در بين اين گروه، مسلمانان اهل سنت، شيعه، علوى سوريهاى و دروزى متعلق به لبنان مشخص بودند.
مرحله دوم مهاجرت مسلمانان به آمريكا پس از جنگ بينالمللى اول و سقوط امپراتورى عثمانى صورت مىگيرد و بيشتر شامل كشورهايى است كه تحت سلطه عثمانىها اداره مىشدند. به علت سهميهبندى مليتهاى مختلف در قانون مهاجرت ايالات متحده كه در دهههاى اوايل قرن بيستم بيشتر شامل اروپايىها مىشد، عده مهاجران مسلمان