ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٨ - ٣ رابرت بروس
آنكه حضور ولف به عنوان مبلّغ مذهبى در شرق ميانه، كمتر از سفر كارگزاران سياسى و نظامى انگلستان، توجه امرا و اهالى آن ناحيه را جلب مىكرد.
ج دستاوردها:
١. ملاقات با قشرهاى مختلف مردم: از جمله مهمترين فعاليتهاى ولف در سفرهايش به شرق ميانه و ايران، ملاقات با قشرهاى مختلف مردم بود. وى، طى ديدار با افراد گوناگون، آمادگى آنان براى گرايش به مسيحيت را مدّ نظر قرار مىداد و به شيوههاى مختلف توجه آنان را به اين آيين جلب مىكرد. از جمله اقدامات وى در اين زمينه، ملاقات وى با فردى به نام ميرزا ابراهيم شيرازى است. گويا ولف پس از آشنايى با وى و بررسى توانايىهاى او، هزينه سفر وى به انگلستان را متقبل شد. گرچه از هدف اصلى ولف براى اعزام ميرزا ابراهيم به انگلستان اطلاع دقيقى در دست نيست، اما ميرزا ابراهيم با حمايت سرگور اوزلى به عنوان استاد زبان فارسى و عربى در كالج هند شرقى «هيلى برى» به كار مشغول شد. البته از تغيير يا عدم تغيير مذهب ميرزا ابراهيم به وسيله ولف اطلاع دقيقى در دست نيست، اما نمىتوان قبول كرد كه بىهدف، ولف هزينه سفر وى را متقبل شود و سرگور اوزلى نيز مقدمات تحصيل و تدريس وى را در انگلستان فراهم كند. از آنجا كه وى با يك زن انگليسى ازدواج كرد و نام فرزند او نيز نامى مسيحى بود، مىتوان وى را يكى از نخستين دستپروردههاى ولف و ساير مبلّغان انگليسى در ايران قاجارى دانست.
٢. ولف درباره نسطوريان مقيم اروميه و خسروى تحقيق كرد و نسخه ارزشمندى از اسفار پنجگانه تورات به زبان سريانى را با خود به انگلستان برد كه انجمن كتاب مقدس، براى بريتانيا و خارج چندين نسخه از آن را چاپ و منتشر كرد.
٣. خدمت ولف به مسيحيت، صرفاً محدود به حوزه ايران نبود. وى در سال ١٨٣٥ سومين سفر خود را از انگلستان به شرق ميانه از سر گرفت و اين بار به تحقيق درباره مسيحيان و يهوديان قاهره، حبشه، جدّه و يمن پرداخت و نسخههايى از كتاب عهد جديد را در دسترس آنان قرار داد.[١]
٤. تبليغات و تحقيقات ولف، به نتايج مثبتى در نحوه تعامل ميان يهود و مسيحيت در ايران انجاميد. قضيه از اين قرار بود كه انجمنى به نام «انجمن اشاعه مسيحيت در بين يهوديان» در سال ١٨٠٩ و به منظور تبليغ و تبشير يهوديان به آيين مسيحيت و ايجاد تسهيلات آموزشى و پزشكى براى آنان در سراسر جهان، در لندن تأسيس شد. اما اعضاى اين انجمن تا زمان ورود ژوزف ولف به ايران و سفرهاى مكرر او در دهههاى ١٨٢٠ و ١٨٣٠ براى تأسيس شعبهاى به منظور ترويج مسيحيت در بين يهوديان ايران، هيچ اقدامى به عمل نياوردند. از اينجهت، پس از آنكه ژوزف ولف به انگلستان بازگشت، با تكيه بر اطلاعاتى كه از وضع يهوديان ايران و ساير سرزمينهاى واقع در شرق ميانه جمعآورى كرده بود، اولين هيأت براى فعاليت بين يهوديان در سال ١٨٤٤ به ايران اعزام شد. اعضاى اين هيأت سهنفره به طور همزمان در مناطق يهودىنشين ايران به جمعآورى اطلاعات و تبليغ و تبشير يهوديان پرداختند و شرح مشاهدات خود را در اختيار انجمن قرار دادند. مدتى بعد، فعاليتهاى مبلغان اين هيأت در بين يهوديان ايران، توجه سر موزس مونته فيوره رهبر يهوديان انگلستان را به خود جلب كرد و وى بودجه خاصى را براى كمك به اين هيأت درنظر گرفت. بدينترتيب، هيأت اشاعه مسيحيت در بين يهوديان، در شهرهاى تهران، اصفهان و همدان، سه مركز تبليغى تأسيس كرد و از آن پس، همكارى خود را با انجمن تبليغى كليسا در اصفهان كه در ميان تمام اقليتهاى دينى در ايران فعاليت مىكرد، آغاز نمود. «رابرت بروس» مؤسس انجمن تبليغى كليسا در اصفهان، در مراسم مذهبى كه اعضاى هيأت مبلغان انگليسى براى يهوديان برگزار مىكردند، به موعظه مىپرداخت و دكتر كار در امر احداث نمازخانه براى بيمارستان اين هيأت در اصفهان با آنان همكارى مىكرد. بهعبارتى گرچه هيأت انجمن اشاعه مسيحيت در بين يهوديان بهظاهر هيأت مستقلى محسوب مىشد، اما در باطن جزئى از هيأت انجمن تبليغى كليسا در ايران بود.[٢]
٣. رابرت بروس
انجمن تبليغى كليسا با توجه به ساختار مذهبى ايران مبنى بر حاكميت غالب ديانت اسلام و تعصب مسيحيان بومى و ساير اقليتهاى دينى در حفظ آيينهاى خويش، مايل بود بخش عمده فعاليتهاى تبليغى خود را در سرزمينى چون هندوستان متمركز كند تا از اين طريق تاحدودى تحت حمايت نيروى استعمارى انگليسى حاكم بر آن منطقه، قرار گيرد و در ضمن، به تغيير كيش اهالى بومى آن سامان كه به اين امر مستعدتر و متمايلتر بودند، بپردازد. اما ناگفته نماند كه اعضاى انجمن تبليغى كليسا، بهرغم سفرهاى مبلّغان منفرد، براى حفظ حلقههاى ارتباطى خود در هندوستان، همواره امكان فعاليت در ايران را مدّ نظر داشتند. بااينحال آنها هيچگاه درصدد تأسيس يك پايگاه ثابت در ايران برنيامدند و شايد هم مبلّغ داوطلب براى انجام اين كار نيافتند؛ چرا كه براى ايجاد چنين مركزى، آنان نمىتوانستند از وجود مبلغان منفرد سود جويند. در واقع، انجمن تبليغى كليسا حداقل به دو يا سه مبلّغ دايمى نياز داشت تا امكان حضور و فعاليت آنان را كمابيش تا حدود يك سال در ايران بررسى نمايد و اطلاعات مورد نياز آنان را براى توسعه امور تبليغى در اين كشور جمعآورى كند. سرانجام زمان مناسب براى اين كار در سال ١٨٦٩، يعنى مقارن بيستويكمين سال حكمرانى ناصرالدينشاه قاجار (متوفى ١٨٩٦) فراهم شد و انجمن تبليغى كليسا مبلّغى به نام رابرت بروس را براى اقامت دوساله به ايران فرستاد.
رابرت بروس يك مبلّغ ايرلندى از اعضاى كالج تثليث دوبلين بود كه در بيستوپنجسالگى و به سال ١٨٥٨ از مقام شماسى خادم كليسا و رتبهاى پايينتر از كشيش به عنوان كشيش، تعميد داده شد و براى خدمت در هيأت انجمن تبليغى كليسا در ناحيه آمرينسار در پنجاب هندوستان مستقر شد. بروس در سال ١٨٦٨ به سبب بيمارى به همراه همسرش به