ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧ - ديدار با امام زمان (ع)؛ هست ها و بايدها
آقايان مرتضى آقا تهرانى، سيد مهدى حائرى قزوينى، علىاكبر مهدىپور و جعفر ناصرى.
\* اوّلين پرسشى كه به طور طبيعى به ذهن خطور مىكند اين است كه آيا اساساً ديدار با امام زمان (ع) ممكن است يا خير؟ به عبارت ديگر آيا براى ما اين امكان وجود دارد كه به محضر ايشان شرفياب بشويم؟
حجتالاسلام والمسلمين آقا تهرانى: نفى ديدار در يكى از توقيعاتى كه حضرت بقية الله (ع) به آخرين نايب خود دادهاند مطرح شده است. حضرت اين توقيع را حدود يك هفته مانده به زمان مرگ او برايش فرستادهاند او هم قرار شد، آن را به اطلاع همگان برساند. خلاصه محتواى توقيع از اين قرار است كه از اين به بعد هر كسى كه ادعاى ديدار ما را كرد او را تكذيب كنيد.
سياق عباراتى كه قبل و بعد از اين جمله در توقيع آمده به خوبى بيانگر اين موضوع است كه منظور ديدار همانند دوره غيبت صغرى است به همان سبك كه نايبى وجود داشت و هر كسى خبرى و مطلبى داشت آن را به نايب حضرت مىداد و او هم به ايشان مىرساند. فرمودهاند اگر چنين كسى را ديديد تكذيب كنيد. تا حالا هم هر كس چنين دكانى براى خود به راه انداخته همگى دروغگو بودهاند. «على محمد باب» و افراد همانند او و فرقههاى منحرفى كه راه انداختند همه دست ساخته دولتهاى استعمارى وقت بوده است.
مطلب بعدى اين است كه آيا به طور كلى و مطلق هم ديدار محال است؟ يعنى اگر ما از امثال اين مدعيان كه دنبال پخش كردن موضوع هستند بگذريم آيا براى بقيه هم مىتوان چنين احتمالى را قائل شد؟ شما نگاه كنيد، در طول تاريخ كسانى را مىشناسيم كه اسلام شناسان واقعى و اصيلى بودهاند و در تمام عمرشان حتى يك مكروه هم انجام نمىدادهاند؛ مرحوم سيد بحرالعلوم، سيد بن طاووس، آقا سيد ابوالحسن اصفهانى و مانند ايشان كم نبودهاند. اينها گفتهاند، حضرت را ديدار كرديم. اين خود بهترين دليل است براى اينكه در دوره غيبت كبرى مىتوان حضرت را مشاهده كرد و در آن توقيع از همگان نفى ديدار نشده است. علاوه بر اين در كتاب سوداى روى دوست براهين عقلى و نقلى متعددى براى اثبات امكان ديدار حضرت در دوره غيبت كبرى آوردهايم كه عزيزان مىتوانند براى مطالعه بيشتر به آنجا مراجعه كنند.
حجتالاسلام و المسلمين حائرى قزوينى: مسلماً بنا بر رواياتى كه در اختيار داريم و نيز آداب و دستوراتى كه از شرع مقدس رسيده پاسخ اين پرسش مثبت است و امكان تشرف وجود دارد. البته بسيارى از افرادى كه حضرت را مىبينند ايشان را نمىشناسند. سدير صيرفى از امام صادق (ع) نقل مىكند كه فرمودند:
همانا در صاحب اين امر شباهتى به يوسف وجود دارد.
سدير مىگويد، عرضه داشتم: گويا از زندگانى و غيبت آن حضرت ياد مىكنيد؟ حضرت فرمودند:
و چه چيز را اين افراد انكار مىكنند. به درستى كه برادران يوسف كه از اسباط و پيامبرزادگان بودند، با يوسف تجارت كرده و از او [گندم] خريدند. با او سخن گفتند هر چند كه با او برادر بودند و او هم برادر آنها ولى تا وقتى يوسف خودش را معرفى نكرد و نگفت اين [بنيامين] برادر من است او را نشناختند. در اين امت هم خداوند عزوجل با حجت خود زمانى همان كارى را بكند كه با يوسف كرد.
به درستى يوسف پادشاه مصر بود و تنها هجده روز راه با پدرش فاصله داشت. اگر مىخواست مىتوانست به راحتى پدر خود را از اين موضوع مطلع كند. يعقوب و فرزندانش وقتى مژده [يافته شدن يوسف را] شنيدند نه روزه آن مسافت را طى كردند ...
همانطوركه مىبينيد حضرت به طور ضمنى تأكيد مىكنند كه ممكن است بسيارى امام زمان (ع) را ببينند ولى ايشان را نشناسند همان طور كه درباره يوسف و برادرانش اتفاق افتاد. وقتى آنها كه برادر يوسف بودند و حتى ضمن داد و ستد هم برادرانشان را نشناختند به طريق اولى بسيارى از افراد عادى كه حضرت را مىبينند ايشان را نخواهند شناخت. علاوه بر اين، رواياتى را درباره استحباب درخواست ديدار حضرت مهدى (ع)؛ داريم در كتاب شريف مكيال المكارم هشت وجه براى ديدار حضرت بيان شده و همچنين عدهاى از علما، آداب و دستوراتى در كتابهاى خودشان در اين رابطه بيان كردهاند.
حجتالاسلام و المسلمين مهدىپور: مسلماً در دو دوره غيبت صغرى و كبرى ديدار حضرت بقية الله (ع) ميسر بوده و هست. در طول چهارده قرن گذشته تعداد زيادى از علما به اين موضوع تصريح كردهاند.
نخستين كسى كه به تفصيل در اين رابطه سخن گفته، مرحوم سيد مرتضى علمالهدى (م ٤٣٦ ق) است. ايشان در كتابهاى الشافى، تنزيه الانبياء، المقنع فى الغيبة، و مسئله وجيزة فى الغيبة تصريح كردهاند كه ما جايز مىدانيم بسيارى از دوستان و قائلان به امامت آن حضرت در دوران غيبت به خدمت ايشان برسند و در عين حال ديدار خود را مخفى