ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - ديدار با امام زمان (ع)؛ هست ها و بايدها
اينطور هم نيست كه تلاش افراد بىتأثير باشد.
اولين راهى كه بايد در اين رابطه پى گرفت تقوا و ترك گناه است؛ چون تنها راه وصال تقوا است و تنها مانع راه، گناه؛ هنگامى كه احمد بن اسحاق به خدمت امام حسن عسكرى (ع) شرفياب مىشود و امام (ع) فرزند برومند خويش را به او مىنمايانند، به او مىفرمايند:
اگر اين نبود كه نزد خداوند و حجتهاى او عزيزى، هرگز فرزندم را به تو نشان نمىدادم.
اگر كسى مىخواهد به خدمت آقا بقيةالله (ع) برسد و توفيق تشرف را پيدا نمايد بايد كارى كند كه نزد خداوند به كرامت، عزت و شرافت برسد. قرآن راه به دست آوردن اينها را چنين بيان فرموده كه:
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ.
همانا گرامىترين شما نزد خداوند، با تقواترين شماست.
در توقيع حضرت خطاب به شيخ مفيد (ره) آمده:
اگر نبود آنچه از دوستان به ما مىرسد (يعنى گناهان آنها) كه ما آن را از ايشان توقع نداريم يُمن ديدار ما از آنان به تأخير نمىافتاد.
يعنى ممكن است زمان فرج كلى و ظهور نرسيده باشد ولى كسى كه هر شب تا سحر، «يابنالحسن يابن الحسن» مىگويد موفق شود و نيم رخى از آن حجت خدا را تماشا نمايد.
راه دوم، حضور در اماكن خاص مثل حضور در عرفات در روز عرفه است. على بن مهزيار بيست بار از اهواز به مكه مشرف شد و در نهايت هم به خدمت حضرت شرفياب شد. چهل شب چهارشنبه در مسجد سهله و جمكران بيتوته كردن نيز در اين مسير مؤثر است و مىتواند انسان را پيش ببرد.
و بالاخره توسل و تضرع بايد كرد. چهل روز زيارت عاشورا ممكن است براى انسان چنان توفيقى را فراهم آورد.
از همه اينها مهمتر، احساس اضطرار است. اگر كسى احساس كند مشكلش را كسى جز آقا بقيةالله نمىتواند حل كند و با اين احساس اضطرار و انقطاع كامل به در خانه ايشان برود احتمال به دست آوردن توفيق براى او بسيار زياد است؛ حال چه مسلمان و شيعه باشد چه پيرو ديگر اديان و مذاهب.
حجتالاسلام و المسلمين ناصرى: مقدمات لازم براى پيدا كردن شرف ديدار دو دستهاند: قريب و بعيد؛ اولين مطلبى كه بايد مدّ نظر داشته باشيم اين است كه ميان اميرالمؤمنين (ع) و حضرت بقيةالله (ع) فرقى نيست. كسانى مىتوانستند از اميرالمؤمنين (ع) بهره ببرند، كه اهل شده باشند والا پسر نوح كه نااهل شده بود به سفينه راهش ندادند. مسلماً كسانى كه مسائل شرعى را مراعات نمىكنند از اين سفينه بيرون هستند.
اول بايد به انجام همه واجبات و ترك همه محرمات و دورى از لقمه ناپاك مقيد شد و حتىالامكان مستحبات را انجام داد و نمازها را در اول وقت به جا آورد. بعد از اينكه به واسطه تقيّد به اين امور شمعى براى محبت و تشرف به خدمت حضرت درون انسان روشن شد، بايد هر لحظه شعله آنرا بيشتر و آنرا بر افروختهتر كرد. بعضى از بزرگان توصيه مىكردند كه در فراق حضرت بسيار گريه كنيد؛ چون گريه براى ايشان توفيق انسان را زياد مىكند. ارتباط با قرآن، هم بركات بسيارى دارد و هم موانع را به سرعت برطرف مىكند و مايه نزديكى بيشتر با حضرت مىشود.
گريه بر مصائب سيد الشهداء (ع) انسان را طلايى و مستحق اتصال با مركز و كانون نور مىكند. گريه بر ايشان خيلى زود انسان را پاك كرده و بر نصيب فرد از شرف ملاقات مىافزايد. به هر حال كسى كه مىخواهد به خدمت حضرت شرفياب بشود بايد با ايشان حال مشتركى هم داشته باشد. وقتى خود آن حضرت در زيارت ناحيه مقدسه خطاب به جدّ بزرگوارشان فرمودند: «اى جدّ بزرگوارم، هر صبح و شام براى شما مىگريم»؛ چه خوب است منتظران ايشان هم هر صبح و شام توسلى به حضرت سيدالشهدا (ع) داشته باشند. خود اين مىتواند نقطه مشتركى باشد كه فرد را به حضرت بقيةالله (ع) نزديك كند و او را مورد توجه و نظر خاص ايشان قرار دهد. به علاوه كه معمولًا در چنين اوقاتى براى انسان حال دعا و توسل پيش مىآيد و اگر با آن چشم گريان بر مصائب امام حسين (ع) دستانش را به دعا و توسل بردارد و از خداوند ديدار با حضرت بقيةالله ارواحنا فداه را طلب كنند اورا بىنصيب نخواهند گذاشت. آيتالله بهجت از استادشان مرحوم آيتالله قاضى نقل مىكردند كه گفته بود هر كس مدتى به نماز اول وقت ملتزم شود و نسبت به آن ثبات قدم داشت اگر دستش را به دعا بلند كرد و دعايش مستجاب نشد مرا نفرين كند. به عبارت ديگر ايشان به تبعيت از ستادان معتقدند يكى از راههايى كه باعث مىشود دعايمان مستجاب شده، توفيق تشرف به خدمت حضرت بقيةالله ارواحنا فداء را بيابيم همين تقيّد به نماز اول وقت است.