ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤ - اتحاد دلتا و بحران خاورميانه
ميان سرزمينهاى اسلامى و عربى است. همان كه نوسترآداموس در پيشگويىهاى خود بارها آن را متذكر شده است. جريانى كه به دليل ريشه داشتن در بنيادگرايى حقيقى و به مدد منجى آسمانى، طومار تاريخ آكنده از خودبنيادى، كفر و شرك را در هم مىپيچد.
شايان ذكر است كه بيش از دو دهه از ساخت نسخه اوليه فيلم «مردى كه آينده را مىدانست» يا همان پيشگويىهاى نوسترآداموس مىگذرد. در اين فيلم به صراحت از ظهور مردى پرقدرت از شرق اسلامى در «عربستان» سخن به ميان آمده و دربارهاش تصويرسازى شده است.
اين آگاهى، «اتحاد دلتا» را به ميدان اخذ «استراتژى بازدارندگى» قبل از وقوع ماجرا كشيد. ميدان عمل براى تحقق اين استراتژى از نظر مسيحيان صهيونيست خاورميانه است. ميدانى كه تمامى جغرافياى خاكى پاكستان، ايران، عراق، سوريه، لبنان و حتى كشورهاى عربى و تركيه را در بر مىگيرد. راز چنگ انداختن «اتحاد دلتا» به موضوعاتى از قبيل؛ جنگ صليبى، ظهور مسيح موعود و بالاخره ضرورت راه انداختن «جنگ مجهول و مجعول آرماگدون، به اين موضوع برمىگردد.
وزير امور خارجه امريكا- خانم كاندوليزا رايس- بارها از اين استراتژى- بازدارندگى- ياد كرده است.
بايد اذعان داشت هر دو بيم قريب و بعيد، اتحاد دلتا را نيازمند راه انداختن «جنگ جعلى ارماگدون» كرده است.
از اين جنگ با عنوان «جنگ آخرالزمان» در ادبيات مسيحيان صهيونيست ياد مىشود. محل وقوع آن صحراى هارمجدون- آرماگدون- در جنوب حيفا و نزديك كرانه باخترى رود اردن در فلسطين اشغالى است. جنگى فراگير و اتمى كه بنا به طرح ابداعكنندگانش، جمع كثيرى از مسلمانان، اعراب، مسيحيان كاتوليك و حتى يهوديان كشته مىشوند و پس از آن براى يك هزار سال حكومت مسيح بر جهان محقق مىشود.
وقوع اين جنگ مجعول كه هم اينك اتحاد دلتا در شيپور «آمادهباش و حمله» آن مىدمد:
براى هميشه امكان ظهور قدرت دوم و رقيب- از ميان مسلمانان و شرق اسلامى- را از بين مىبرد.
صورتبندى و نقشه سياسى خاورميانه را ديگرگون مىسازد.
استقرار حكومت جهانى اشرار يهود- مندرج و مستتر در اتحاد دلتا- را موجب مىشود.
نيل به اين مقاصد تا محقق شدن آرماگدون نيازمند حركت اتحاد دلتا در پوشش «جنگ مقدس و ضرورت زمينهسازى براى ظهور» است و البته جز اين، دامهاى ديگرى نيز براى گشودن جبهه وسيع جنگ ميان «شرق اسلامى و اتحاد دلتا» گسترده شده است و از جمله حمله گسترده به لبنان.
نبايد از ياد برد كه گفتوگوى مستمر مبلغان انجيلى صاحب نفوذ از ظهور دوم مسيح و زمينهسازى ظهور آن حضرت و تأسيس پايگاه حكومتىاش در بيتالمقدس با خود چند امكان را دارد:
١. برانگيختن جمعيت كثير مسيحيان پروتستان ساكن در انگلستان و امريكا براى حمايت از استراتژى و اقدامات اتحاد دلتا عليه شرق اسلامى.
شايان ذكر است كه جمعيت حداكثرى اين دو كشور از نظر مذهبى متمايل به كليساى پروتستان و انجيلى هستند.
٢. بدلسازى از موضوع «آخرالزمان، منجى موعود و دجال». و ايجاد مصنوعى شرايط وقوع آن براى مشروع جلوه دادن طرحها و برنامهها.
٣. محتوم جلوه دادن همه اعمال و حركات خشن و سركوبگرايانه اتحاد دلتا عليه مسلمين و جمله مخالفان صهيونيسم در غرب و ساير نقاط جهان. (به اتكاء پيشگويىها و اخبار مجعول).
٤. مشروع جلوه دادن حضور نيروهاى دلتا در خاورميانه و حمايت همهجانبه از صهيونيستها و حضور دائمى و مسلحانه در منطقه براى استفاده از فرصتها، كنترل شرايط و پيشبرد اهداف مطابق استراتژى سابقالذكر.
نبايد از ياد برد كه گشودن جبهه جنگ گسترده- به بهانههاى مختلف و از جمله آرماگدون- جزء خواستههاى جدى اتحاد دلتاست. چنانكه طى سه دهه اخير، از زمان رياست رونالد ريگان تا جورج بوش بر كاخ سفيد، گردانندگان ماجرا درباره آن گفتوگو كردهاند و حتى وقوع آن را جزء آرزوهاى خود به شمار آوردهاند.
اين جنگ تحميلى احتمالى به عبارتى ظهور «استراتژى ويژه اشرار يهود» است كه اتحاد دلتا وظيفه محقق ساختن آن را عهدهدار شده است.
اتحاد دلتا بر آن است تا پيش از ظهور آمادگى تام و قدرت گرفتن مسلمين در دروازه تاريخ جديد، و قبل از فروپاشى كامل اركان سياسى و اقتصادى غرب، در جنگى هولناك همه امكان مادى و فرهنگى شرق اسلامى را منهدم كند و نه تنها براى هميشه امكان ظهور تمام قد «قدرت دوم» در جهان (بيم قريب) را از بين ببرد بلكه، با حضور كامل و تسلط تمام در