ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣ - اتحاد دلتا و بحران خاورميانه
مىبرد.
٤. تمامقد در خدمت اشرار يهود (صهيونيسم جهانى) است.
خوى تند، عجله و لجاجت توصيفناپذير جارى در ميان گردانندگان اين نحله شبه مذهبى، و شرايط سابقالذكر، باعث شده تا آنان با سوءاستفاده از خلأ «قدرت دوم» در جهان سياسى پس از فروپاشى شوروى، همه همّ خود را مصروف، مبارزه و سركوب همهجانبه مخالفين و تحكيم پايههاى حكومت جهانى نمايند.
از آنجا كه اين جريان، ميدان عمل خود را خاورميانه با محوريت فلسطين و بيتالمقدس قرار داده، شرق اسلامى، از قِبل اين جريان، متحمل بيشترين آسيب و خسارت شده است.
عواملى چون:
فقدان آگاهى درباره استراتژى اين جريان در ميان سران دول اسلامى
فقدان اتفاق و همدلى ميان ملل اسلامى
فقدان پيوستگى و ارتباط صميمانه ميان پيروان صديق اديان بزرگ ابراهيمى (اسلام، مسيحيت و يهوديت) باعث بوده تا اين جريان هر روز بيش از پيش ميدان عمل را بر ديگران تنگ و آنها را مواجه با خسارت، قتل و غارت و جنگ ناخواسته كند.
در ميان عموم جنگها و مناقشات منطقهاى و فرامنطقهاى بىاطلاعى از «استراتژى خصم» و غفلت از ضرورت طراحى و تدوين «استراتژى مقابله» چهار خسارت عمده را باعث مىشود:
از دست رفتن مواضع و موقعيتها
سوخت شدن فرصتها و تبديل شدن آنها به تهديد.
كشته و مجروح شدن انسانها
انهدام سرمايهها و امكانات.
در شرايطى كه ذكر آن رفت يعنى فقدان سه عنصر «آگاهى، اتفاق و ارتباط»، در ارتباطات و مناسبات مسلمانان هر لحظه بر حجم گسترده خسارات چهارگانه افزوده است. و اين در حالى است كه همواره مسلمين ناگزير به اخذ موضع مناسب در برابر تاكتيك و استراتژى سياسى، اقتصادى و نظامى خصم و تهديدات آن بودهاند.
طى دو سه سال اخير، كراراً از «ايدئولوژى آرماگدون» و اهداف و مقاصد «مسيحيت پروتستانى» كه امروزه موجب شكلگيرى «اتحاد دلتا» يعنى اتحاد استراتژيك «امريكا، انگليس و رژيم صهيونيستى» شده سخن به ميان آمده و «نشريه موعود» نيز به استناد بسيارى آثار مسيحيان پروتستانى و صهيونيستى، به آنها پرداخته است.
طى ربع قرن اخير ترس از دو موضوع اين جريان و عوامل طراح و هدايتگر پشت پرده آن را وادار به اخذ موضع سريع و گستردن ميدان عمليات سياسى و نظامى در جهان كرده است.
ترس قريب و نزديك، از احتمال شكلگيرى قدرت دوم و رقيب آمريكا در خاورميانه از ميان مسلمانان
ترس بعيد، از احتمال ظهور منجى موعود
- حسب اخبار آخرالزمانى- مسلمانان از شرق اسلامى و عربى.
ترس قريب و نزديك، محصول خلأ قدرت واسپس فروپاشى كمونيسم و شوروى است. اگر چه خلأ قدرت رقيب، سوداى اداره جهان با محوريت ليبرال سرمايهدراى امريكا را در سر سوداوى اشرار يهود كه در حقيقت گرداننده و سياستگزار اصلىاند انداخت اما، رشد تدريجى و پيش رونده «بنيادگرايى اسلامى» و قدرت يافتن انقلابيون مسلمان در ايران، احتمال شكلگيرى «قدرت جايگزين» را متبادر اذهان ساخت. ضمن آنكه احتمال اتحاد و اتفاق اين جريان با ساير دول توانمند شرقى، مثل روسيه و چين، بر اين فرض دامن زد كه «قدرت دوم» در راه است. قدرتى كه «ثروت، بنيادگرايى و مدرنيته» را يكجا جمع نموده و باعث سرعت گرفتن سير انحطاط و پس رفت غرب- و به ويژه امريكا- از صحنه حيات سياسى و فرهنگى جهان مبتلا به سكولاريزم مىشود. همان كه ناگزير به فروپاشى تام و تمام غرب منحط در برابر شرق مىانجامد.
در فرض نظريهپردازان اتحاد دلتا رويكرد بنيادگرايانه و مذهبى مسلمانان، با انتقاد همهجانبه از مدرنيته، مىتواند جايگزين پرقدرت ليبرال سرمايهدارى شود. واقعهاى كه ساموئل هانتينگتون از آن با عنوان «جنگ تمدنها» ياد كرد. اين پيشبينى كه لرزشها و تركهاى پيشروندهاش بر ديوارهاى تاريخ و فرهنگ غربى هويداست، باعث بود تا «اتحاد دلتا» احساس كند از كمترين فرصت براى:
- جبران مافات
- احياگرى بر مبناى سنت سكولاريزم و ليبراليسم
- جلوگيرى از رشد و نضج بنيادگرايى اسلامى
- و بالاخره وارد كردن ضربه و باز دارندگى برخوردار است.
اما ترس و بيم بعيد و دورتر؛
بيم دوم ناشى از آگاهى سران پشت پرده «اتحاد دلتا»- حسب اخبار و پيشگويىها و ...- از قريبالوقوع بودن حادثه شريف ظهور مقدس منجى موعود از