ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - بعثت، انتظار و ظهور
\* واقعه بعثت را چگونه توصيف مىكنيد. آيا بعثت يك واقعه اجتماعى بوده يا فرهنگى و يا ...؟
بعثت پيامبر اكرم (ص) را بايد در حقيقت در تداوم نهضت انبيا بررسى كرد و فراتر است از اينكه بخواهيم آن را يك واقعه خاص اجتماعى يا نهضت فرهنگى يا سياسى، اقتصادى ببينيم بلكه در حقيقت بايد فلسفه نبوت را در درون آن جستوجو كنيم كه همان هدايت انسانها، تكامل بشريت، و راهنمودن انسانها براى رسيدن به نقطه كمال است كه در حقيقت فلسفه خلقت و آفرينش انسان هم همين است.
پيامبر اكرم (ص) با توجه به آنكه بيش از شش قرن از ظهور پيامبر صاحب شريعت قبلى- حضرت عيسى (ع)- گذشته بود و جهان چشم انتظار يك منجى بود تا از آن وضعى كه داشت رهايى پيدا كند، يك نهضت همه جانبهاى را با بعثت خود فراهم آوردند. بنابراين شايد محدود كردن آن در يك واقعه، محدود كردن فلسفه نبوت و پيامبرى باشد. و درست آن است كه وقتى عقيده داريم، رسالت پيغمبر (ص) و شريعت اسلام آخرين و كاملترين نسخه الهى براى سامان دادن زندگى دنياى بشرى به منظور كسب سعادت اخروى است، بايد بعثت آن گرامى را اوج تحول همهجانبه نهضت پيامبران بدانيم و از بخشىنگرى و محدودسازى آن به حوزه يا حوزههاى خاص به شدت دورى كنيم.
بنده معتقدم بعثت رسول اكرم (ص) در حقيقت نقطه آغاز و سنگ نخست بناى تمدن عظيم دين اسلام براى كمال بخشيدن به بشريت در جستوجوى معنويت است؛ بشريتى كه از مبادى كمال فاصله گرفته بود و در عمق جان تشنه خود، در پى نجات و رهايى از منجلاب انحرافات و دنيازدگىها بود.
\* تجليات و آثار واقعه بعثت را در كداميك از عرصههاى فوق مىتوان مشاهده كرد؟
با بعثت پيامبر اكرم (ص) يك تمدن متكاملى بنا نهاده شد كه آثارش را الآن هم مىبينيم و مطابق اعتقادات ما اين تمدن تا قيامت تداوم خواهد داشت؛ از اين رو اين تمدن همه زمينهها را پوشش مىدهد يعنى تجليات فرهنگى عقيدتى، اقتصادى، سياسى و حتى نظامى، دفاعى و امنيتى دارد. و به طور خلاصه يعنى همه آنچه را كه جامعه و بشريت براى رسيدن به كمال نهايى و لقاى مبدأ متعال بدان نياز داشته پيامبر (ص) آورده است و اين موضوع همه عرصههاى زندگى بشرى را پوشش مىدهد.
به عبارت ديگر، هر آنچه براى رسيدن به هدف و فلسفه آفرينش مورد نياز است و در فلسفه وحى و نبوت و ارسال رسل و انزال كتب آسمانى جاى مىگيرد، در برنامه رسالت قرار داشت چنان كه در آيات قرآن هم بدان اشاره شده است:
وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ[١]. هيچ دانهاى در تاريكىهاى زمين، و هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتابى روشن [ثبت] است.
رسول اكرم (ص) خاتم پيامبران است و شريعت اسلامى، پايانبخش اديان الهى و نسخه نهايى و كاملى كه براساس آن، بشريت راه كامل را خواهد پيمود و به مبدأ هستى و سعادت جاودانى نايل خواهد آمد. لذا مىبايست همه عرصههاى زندگى بشر را پوشش دهد و او را از حيرت و سرگردانى به جاده هدايت رهنمون شود. از اين رو تجليات بعثت رسول اكرم (ص) فراگير است.
\* شرايط عمومى جهان در عصر بعثت؛ به ويژه در امپراتورىهاى حاكم در آن دوران چگونه بود؟
از ظهور حضرت عيسى (ع) تا بعثت پيامبر (ص) ششصد و اندى سال مىگذشت و شرايط جهانِ تحت سيطره دو امپراتورى ساسانى و روم و نيز پايگاه نهضت پيامبر (ص)- يعنى شبه جزيره عربستان- و بعضى نقاط مثل شرق دور و مناطق آفريقا شرايط ناگوارى بود. نقاط مسكونى آن زمان يا تحت سيطره اين دو امپراتورى بودند و يا تحت تأثير فكرى، دينى و سياسى آنها. رومىها پايبند به ديانت حضرت عيسى مسيح و ايرانيان ظاهراً معتقد به آيين زرتشتى؛ اما هر دو امپراتورى از مبادى خود فاصله گرفته بودند و از مبانى عقيدتى خويش دور شده بودند. در ايران روحانيون كه بايد پناه مردم باشند، به دستگاههاى ادارى به گونهاى سيطره داشتند كه اصلًا مردم را درك نمىكردند و از نظر دينى هم در امپراتورى ايران وضع به هم پاشيدهاى را ملاحظه مىكنيم؛ به گونهاى كه برخى به درستى عقيده دارند كه اگر پيامبر اكرم (ص) ظهور نمىكرد و اعراب مسلمان آيين اسلام را به ايران نمىآوردند، ايرانيان پادشاهى ساسانى به مسيحيت مىپيوستند. چنان كه نهضتهاى اصلاحى نيز در آيين اوستايى و به نام زرتشتىگرى صورت گرفت اما موفقيتهاى چندانى عايدشان نشد. بنابراين، واقعاً خلأ دين در ايران عصر بعثت احساس مىشد.
در امپراتورى روم نيز وضع به همين منوال بود. آنها هم از آيين مسيح فاصله گرفته بودند و كتابشان تحريف شده و تنها پوستهاى خالى از آن مانده بود. مخصوصاً درگيرىها و جنگهايى كه مردم را خسته كرده بود. ظلم و ستم بيداد مىكرد. مالياتهاى سنگين و طاقتفرسايى كه با عنوانهاى مختلف از توده مردم گرفته مىشد، در هر دو جهان زرتشتى و مسيحى فشارهاى مضاعفى را به مردم وارد مىكرد و آنان اميد داشتند كه روزى از اين وضعيت فلاكتبار نجات يابند و موعودشان هرچه زودتر ظهور كند.