ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - بعثت، انتظار و ظهور
عربستان هم كه خانه كعبه در آن بود و از اساس پايگاه توحيد و آيين حنيف به شمار مىآمد، در گذر روزگاران متمادى دستخوش تحولات ناروايى شده و مردمان خداپرست و موحد آن سامان به جاى پرستش خداى يكتا، به عبادت بتهاى ساخته دست خود روى آورده بودند. چنان كه انواع و اقسام بتهاى فردى، خانوادگى و قبيلهاى درميانشان پرستش مىشد. زنده به گور كردن فرزندان، قتل و غارتگرى و خشونت و قساوت چونان يك امر عادى در سراسر زندگى مردم عرب سنگينى مىكرد. اصولًا اين روزگار را «عصر جاهلى» ناميدهاند چون مظاهر غيرعقلانى و خلاف خردورزى در زندگى فردى و اجتماعى آنان حاكم بود و اعمال و رفتارشان نه تنها توجيه عقلى نداشت بلكه با مبادى عقلانى در تضاد كامل و تمامعيار بود.
\* همانطور كه فرموديد، بعثت پيامبر خاتم (ص) پس از يك فترت ٦٠٠ ساله رخ داد. آيا مىتوان آثارى از انتظار ظهور پيامبر خاتم (ص) را در عصر بعثت مشاهده كرد؟
آثار آن را مىتوان از اينجا ديد كه وقتى پيامبر (ص) از دنيا رفتند، تمامى عربستان را تحت نفوذ خود داشتند. البته براى رسيدن به اين نقطه مراحلى را در دورههاى بسيار كوتاه مكه و مدينه طى كردند. آنچه كه در دوره مكه نازل شده مباحث عقيده و فرهنگ است و در حوزه مبدأ و معاد جاى مىگيرد و بعد از آن كه در يثرب حكومت تشكيل مىدهند، همه مباحث تحت پوشش قرار مىگيرد. به عبارت ديگر دوره سيزده ساله مكه، دوره سازندگى فردى و تصحيح عقايد و افكار پيروان است، كه نگاهى به آيات و سورههاى مكى قرآن، اين واقعيت را اثبات مىكند.
در مقابل، دوره مدنى، دوره تشكيل حكومت و تصحيح روابط همهجانبه اجتماعى در عرصههاى مختلف زندگى است.
اين تجلى مختصرى است از تمدنى كه آن حضرت با بعثت خود پايهگذارى كرد.
\* جلوههاى اين انتظار را قبل از ظهور پيامبر (ص) چطور مىتوان رصد كرد؟
ما معتقديم كه همه پيامبران به رسالت حضرت بشارت دادهاند و اين بشارت در تورات و انجيل هم آمده بوده است. از لحاظ تاريخى مواردى هست كه نشان مىدهد معتقدان آيينهاى آسمانى، منتظر پيامبرى بودند كه انسان را به آيين توحيدى هدايت كند. دلخوشى يهودىهاى ساكن يثرب در برخورد با مخالفتهاى اعراب يثرب اين بود كه به كمك پيامبرى كه به زودى در سرزمين عربستان ظهور خواهد كرد، از اعراب بتپرست و مشرك به سختى انتقام خواهند گرفت. چون آنها مشرك، و يهودىها [به خيال خودشان] موحد بودند.
يهودىها همواره در درگيرىهايشان گوشزد مىكردند ما منتظر پيامبرى هستيم كه به زودى ظهور مىكند و ما به كمك او از شما انتقام خواهيم گرفت هرچند كه بعد از ظهور آن پيامبر اين عربها بودند كه به وسيله او از آنها انتقام گرفتند.
در روايات تاريخى آمده كه در دوره شعبابىطالب دو نفر به نامهاى اسعدبن زراره و ذكوان بن عبدالقيس از قبيله اوس به مكه مىروند تا از مردم قريش بر ضد خزرج كمك بگيرند. سران قريش به درخواست اوسىها پاسخ منفى مىدهند زيرا اين روزها با مشكل سختى روبهرو هستند و آن ادعاى «محمد (ص)» است كه خود را پيغمبر خدا مىداند و گروهى از جوانان و بردگان قريش به آيين او گرويدهاند. آنان او و مردم يثرب را از نزديك شدن به پيغمبر اكرم (ص) برحذر داشتند تا مبادا فريب سخنان و كلمات سحرآميز او را بخورند، اما اسعدبن زراره مرد خردمندى بود و با يادآورى گفتههاى يهوديان يثرب، احتمال داد كه اين مرد همان پيامبرى باشد كه قوم يهود در انتظار اويند.
حدس وى كاملًا درست بود. اسعد و همراهش در مسجدالحرام به حضور پيامبر رسيد و هر دو مسلمان شدند. بنابراين معتقدم كه اسلام يثربىها در دوره شعب ابىطالب و بين سالهاى هفتم تا دهم بعثت بوده است. ملاحظه مىكنيد كه علاوه بر عقيده پيروان اديان پيشين مبنى بر ظهور پيامبر آخرالزمان، روايات تاريخى هم اين انتظار را در ميان اقوامى چون يهوديان به صراحت تأييد مىكند.
\* از زبان نبى ختمىمرتبت (ص) نقل شده كه هيچ پيامبرى به اندازه من اذيت نشد. مهمترين چيزى كه در شرايط عصر جاهليت ايشان را آزار مىداد چه بود؟
پيش از آنكه پيامبر (ص) به رسالت مبعوث شوند و مردم قريش را دعوت كنند از لحاظ اجتماعى پايگاه ويژهاى داشتند. سران قريش از وقتى كه پايگاه اشرافى خود را در خطر ديدند، با پيامبر (ص) به مخالفت برخاستند و از هر جهتى- چه جسمى و چه روانى- به ايشان آزار رساندند. به گونهاى كه سه سال اول دعوت بسيار مشكل بود و حضرت مىتوانست به سراغ همه برود تا اينكه مأمور شد دعوت خود را از خانواده شروع كند و بعد دعوت علنى را عرضه كرد. در همه مراحل، اگرچه از هر لحاظ با پيامبر آشنا بودند ولى برخوردهاى خشن كردند. پيامبر كه در كوچهها راه مىرفتند دورشان را مىگرفتند و هياهو مىكردند. اگر كسى سراغ پيامبر مىآمد با او برخورد مىكردند، و ياران پيامبر و خود آن حضرت را هم شكنجه دادند به گونهاى كه وقتى در