ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - امام مهدى، غيبت و جايگاه ما
دادهاند جمعآورى كردهاند و به صورت كتاب در آوردهاند و در مورد اصل وجود امام زمان (ع) يك بحث است كه امام چه نقشى در عالم هستى دارد. يك نكته اين است كه امام واسطه فيض است؛ يعنى فيض از مبدأ فياض بدون واسطه لايق به ماسوى نمىرسد. و بر اين مطالب دليل عقلى و برهان فلسفى داريم. براى اينكه «أبى الله ان يجرى الامور الا باسبابها؛ خدا هر كارى را در اين عالم با اسبابش انجام مىدهد.» فيض هم از مبدأ فياض بايد يك واسطه و سببى باشد كه شايستگى دريافت فيض را داشته باشد و بعد از گرفتن فيض به ماسوى برساند. از اين ارتباط به ربط بين حادث و قديم تعبير مىكنند. يك رابطى مىخواهد كه ماسوى را به قديم (يعنى خداوند تبارك و تعالى) ارتباط دهد و اين واسطه بايد دو جنبه داشته باشد: يك جنبه «يلى الربى؛ از جانب پروردگار» كه فيض را دريافت كند و يك جنبه «يلى الخلقى؛ به سوى مخلوقات» كه فيض را توزيع كند. بنابراين اگر در دعاها و روايات ما آمده است:
بيمنه رزق الورى و ببقائه بقيت الدنيا و بوجوده ثبتت الأرض و السماء.
[به ميمنت او خلايق روزى داده مىشوند و به واسطه وجود او زمين و آسمان برجا ايستادهاست.]
همواره ما براى اين مضامين برهان داريم كه بالاخره بايد يك رابطى باشد. بدون رابط نمىشود عالم طبيعت را با ربّ متعال ارتباط داد و وجود امام عمدهترين نقشش واسطه فيض است؛
أين السبب المتّصل بين الأرض و السّماء.
[كجاست آن عامل اتصال ميان زمين و آسمان.]
و اما اينكه گاهى به عنوان يك شبهه در اذهان القا مىكنند كه: چه كسى از ولادت امام زمان (ع) خبر داده جز يك زن به نام حكيمه خاتون؛ اينها مغلطهاى است كه دشمنان اسلام و شيعه داشتهاند. اصل ولادت را يك زن نقل نكرده. معمولًا، مخصوصاً در قضيه ولادت حضرت مهدى (ع) دشمنان در پى آن بودند تا نگذراند آن مهدى كه پيغمبر خبر داده بود به وجود بيايد، و مترصد بودند. و زمانهاى سابق معمولًا تنها زن قابله و كمك كاران او از كيفيت ولادت خبر داشتهاند و پس از تولد اگر شخصيت مهمى بوده باشد همه شهر مىفهميدند. پس درباره اصل وجود مقدس امام زمان (ع) روايات بىحد و حصرى داريم كه عرض كردم خيلى از آنها از طريق عامه و اهل سنت است و اين مربوط به كيفيت ولادت است كه در آن شب چه حادثهاى واقع شد، و آنرا حكيمه خاتون نقل كرده است.
و چند جهت درباره امام زمان (ع) هست؛ يكى امكان طول عمر، چون از طرفى رواياتى داريم كه فرمودهاند: انكار كنيد كسى را كه مدعى رؤيت است، و از طرفى ما بسيارى از بزرگان خبر از تشرف به حضور آن حضرت (ع) دادهاند. و اينكه جمع بين اينها چگونه است.
\* گاهى جوانان ما از طول عمر حضرت مهدى (ع) مىپرسند، چه پاسخى در اينباره مىشود ارائه كرد؟
مسئله طول عمر را اول بايد ببينيم ممكن است يا ممتنع (غير ممكن). قطعاً ممتنع نيست. وقتى ممكن شد، خداى متعال هم كه قادر مطلق است، قدرت هم كه به امر ممكن تعلق مىگيرد بنابراين امكان طول عمر از نظر عقلى هيچ مشكلى ندارد. از نظر طبيعى و علوم روز هم كه ثابت شده كه اگر كسى آگاهى كامل به حفظ صحت، بهداشت، اسرار خوراك، و اسرار زيستشناسى داشته باشد، زنده مىماند. پيرى يك امر عارضى است، يك علل طبيعى دارد. اگر كسى اين علل طبيعى را پيشگيرى كند، يعنى آشنايى كامل به حفظ صحت داشته باشد، دنياى علم مىگويد چنين كسى ممكن است ساليان سال عمر طولانى بكند. و حتى دانشمندى مىگويد كه آن ملكهاى كه در كندوى عسل است، زنبورانى كه مأمور تهيه غذا هستند، شيرهاى به نام «ژله رويال» براى ملكه درست مىكنند. اگر غذاشناسى انسان به پاى زنبور عسل برسد، دهها هزار سال ممكن است عمر كند كه بيشترش را جوان باشد، اين را علم مىگويد و خلاصه پيرى چيزى جز فرسودگى سلولهاى بدن نيست و اگر كسى آشنايى كامل داشته باشد ممكن است از راه طبيعى نه از راه اعجاز عمرش طولانى بشود.
اين يكى، وانگهى مىگويند «اقوى دليل على شىء وقوعه؛ يعنى قوىترين دليل بر وجود چيزى اين است كه واقع شده.» و در طول تاريخ گذشته ما معمرين (كسانى كه عمر طولانى كردهاند) داشتهايم.
افرادى كه دو هزار و سه هزار سال عمر كردهاند. از نظر قرآنى اگر كسى به ما ايراد بگيرد ما مىبينيم كه خداوند راجع به حضرت نوح مىفرمايد، ٩٥٠ سال در قومش درنگ كرد و دعوت كرد، حالا در چند سالگى به نبوت رسيده؟ راجع به حضرت يونس مىگويد: «فَلَوْلا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ؛ يعنى اگر جزء تسبح كنندگان نبود و بر ذكر يونسيه (لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ) مداومت نداشت، در دل ماهى تا روز قيامت درنگ مىكرد.» پس امكان طول عمر حتى تا قيامت در قرآن تصريح شده است.
بنابراين نه از نظر عقلى، نه ازنظر وقوعى مشكلى نداريم. در جلد ١٣ بحارالانوار قسمتى اختصاص دارد به معمرين تاريخ. وانگهى طبق تصريح آيه قرآن ما اعتقاد داريم حضرت عيسى زنده است. خضر (عبد صالح) زنده است، و الياس نيز زنده است. ما افرادى داريم كه اينها چندين برابر عمر امام زمان (ع) عمر كردهاند. پس طول عمر مسئلهاى غير طبيعى نيست ولى مسئلهاى است غيرعادى. اگر از نظر اعجاز بخواهيم؛
خدايى كاين جهان پاينده دارد
تواند حجتى را زنده دارد
\* آيا در گذشته و در ميان انبيا و اوصياى الهى (ع) سابقه غيبت از مردم را مىتوان سراغ