ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢ - شعبده رسانه ها
شعبده رسانه ها
اسماعيل شفيعى سروستانى
بمباران اطلاعات، بهترين مخفيگاه اطلاعات خاص است. نهان كردن در آشكارى تمام. اشتغال روزمره و گستره اخبار، به كسى مجال تأمل و پرسش جدى نمىدهد. در چنين وقتى است كه زيركترين و مكارترين اشخاص مىتوانند بىآنكه دچار حيرانى وسردرگمى شوند، بريده و جدا از ديگرانى كه جملگى گيج و ماتاند، به كار و بار ويژه بپردازند؛ بر حجم و گستره بمبهاى خبرى بيفزايند و آنگاه در موضعى بلند، جنگ و جدال قبيلهها و اشخاص را تماشا كنند و از ته دل به بزرگى بلاهت جمعيتى كثير بخندند. و اين شعبده بزرگ عصر ماست.
رگبار بىوقفه اطلاعات چون بارش گرمسيرى، ديد را محدود مىكند، شتاب و عجله به جان مىريزد و خيلى چيزهاى ريز و درشت را از نظر دور مى سازد. استفاده از تعبير «انفجار اطلاعات» براى توصيف اين وضع، بىربط نيست.
در وقت بمباران و انفجار، براى هيچكس مجال تأمل، بردبارى و تفكر نمىماند. حتى در چنين وضعى آدمى امكان درك جايگاه و موقعيت استقرار خود را از دست مىدهد تا چه رسد به امكان كشف علت و عامل انفجار، گستره ويرانى و يا ميزان مرگ و مير افراد.
بمباران اطلاعات همين وضع را ايجاد مىكند. در حالى كه در گرداب اخبار و اطلاعات غرقيم، بىخبريم. از بسيارى جريانات و وقايع غافليم. درباره آنها بىاعتناييم. جهات را نمىشناسيم و درباره اطلاعات تأمل و تفكر نمىكنيم. بنابراين است كه كسى مجال مطالعه و تحليل و در نتيجه تفكر نداشته باشد. انفجار و بمباران اطلاعات سادهترين طريق سانسور و بىخبر نگهداشتن است. رگبار اطلاعات، ذهنها را چنان مشوش مىسازد كه در آن ميانه، خبرى خاص و واقعهاى ويژه مستور مىماند. از قديم گفتهاند: بهترين محل اختفاى اشياء، آشكار نگهداشتن آنهاست. در موضعى پيش چشم، جايى كه هيچكس تصورش را هم نمىتواند بكند.
بمباران اطلاعات، بهترين مخفيگاه اطلاعات خاص است. نهان كردن در آشكارى تمام. اشتغال روزمره و گستره اخبار، به كسى مجال تأمل و پرسش جدى نمىدهد. در چنين وقتى است كه زيركترين و مكارترين اشخاص مىتوانند بىآنكه دچار حيرانى وسردرگمى شوند، بريده و جدا از ديگرانى كه جملگى گيج و ماتاند، به كار و بار ويژه بپردازند؛ بر حجم و گستره بمبهاى خبرى بيفزايند و آنگاه در موضعى بلند، جنگ و جدال قبيلهها و اشخاص را تماشا كنند و از ته دل به بزرگى بلاهت جمعيتى كثير بخندند. جمعيتى كه همه بازىها و شوخىها را جدى گرفته و بدان مشغول است و جان و مال خود را رهن آن همه مىسازد و در مقابل، همه امور جدى را گمان و خيال و شوخى مىپندارد و از حاشيه آنها مىگذرد. و اين شعبده بزرگ عصر ماست. شايد از همين روست كه ساكنان امريكا در زمره ابلهترين مردمانند.
در جهان شعبدهبازان، جدىترين تصميمات و طرحها با سادهترين و گاه ابلهانهترين شيوهها بيان مىشوند و مضحكترين موضوعات، باجدىترين شيوهها تبليغ.
بگذريم ...
در ميان انبوهى از خبرها، خبرى ساده مثل خبر چاپ يك كتاب معمولى و بازارى منتشر شدهبود:
انجمن جغرافياى ملى امريكا در واشنگتن از نسخهاى قديمى از انجيلى رونمايى كرده است كه تحرير آن به «يهودا» نسبت داده مىشود. به نوشته اين انجيل، يهودا به خواست عيسى مسيح محل اختفاى او را به اطلاع مأموران امپراتورى روم رسانده بود .... يهودا در اين انجيل مىگويد: «مسيح به طور خصوصى از او خواست تا محل حضور او را به روميان خبر دهد تا به اين وسيله زمينه عروج او