ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٣ - ماسون ها و مصر باستان
ماسون ها و مصر باستان
هارون يحيى
ترجمه: باران خردمند
در بخش اول مقاله به نظام فرعونى مصر كهن نگاهى انداختيم و به نتايج قابل تأملى درباره زيرساختهاى فلسفى آن دست يافتيم. چنانچه اشاره گرديد جالب توجهترين خصيصه طرز تفكر مصر باستان ماهيت مترياليستى آن بود؛ مترياليسم يا مادهانگارى يعنى باور به ازلى و ابدى بودن ماده. كريستوفر نايت و رابرت لوماس در كتاب خود به نام كليد حيرام حرفهاى مهمى براى گفتن دارند كه تكرار آنها خالى از لطف نيست:
مصريان معتقد بودند ماده هميشه وجود داشته است. در نظر آنان اينكه خداوند چيزى را از عدم خلق كند غيرمنطقى به نظر مىرسيد. به عقيده آنان آغاز جهان زمانى بود كه نظم از بىنظمى خارج شد و از آن زمان تاكنون جنگ ميان نيروهاى نظم و نيروهاى بىنظمى وجود داشته است. اين وضعيت آشفته «نان»(Nun) ناميده شد و براساس توضيحات سومرى ... همه چيز تاريك بود و بىنور، اما درون آن يك نيروى خلاق وجود داشت كه فرمان داد نظم آغاز شود. اين نيرو از وجود خودآگاه نبود و تنها يك احتمال يا پتانسيل به شمار مىرفت كه در بىقاعدگى بىنظمى ظهور كرد.[١]
پس از آن به شباهت قابل توجه سازمان فراماسونرى و اسطورههاى مصر كهن و طرز تفكر مشترك مترياليستى آن دو پى برديم.
ماسونها و مصر باستان
فلسفه مادهگراى مصر باستان پس از اضمحلال اين تمدن همچنان به حيات خود ادامه داد. بعضى يهوديان پذيراى آن شدند و در سايه اصول كابالا به ادامه حيات آن كمك نمودند. از سوى ديگر، گروهى از فلاسفه يونان همان فلسفه را اقتباس كردند و با تفسير مجدد آن مكتب «هرمتيسيسم»(Hermeticism) را به وجود آوردند. كلمه هرمتيسيسم از نام «هرمس»(Hermes) ، همتاى يونانى خداى مصرى «تاث»(Toth) برگرفته شده است. به عبارت ديگر اين فلسفه نسخه يونانى فلسفه مصرى است. سلامى ايشينداغ در توضيح مبدأ اين فلسفه و جايگاه آن در فراماسونرى مدرن مىنويسد: در مصر باستان جامعه مذهبى وجود داشت با طرز تفكرى مبتنى بر هرمتيسيسم فراماسونرى نيز چيزى مشابه آن اتخاذ نمود. كسانى كه با گذراندن تشريفات سازمان به سطوح خاص مىرسيدند، افكار معنوى و احساسات خود را آشكار مىنمودند و به تربيت افرادى كه در سطوح پايينتر قرار داشتند مىپرداختند. فيثاغورث پيرو اين مكتب بود و در ميان آنها آموزش ديد. نظام فلسفى مكتب اسكندرانى و نئوافلاطونى در مصر باستان ريشه دارد و شباهتهاى عمدهاى ميان آن و تشريفات ماسونى وجود دارد.[٢] ايشينداغ پا را فراتر مىنهد و در توضيح تأثير تفكرات مصرى بر مبادى فراماسونرى چنين اظهار مىكند:
فراماسونرى يك سازمان اجتماعى-