ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩ - اى مردم !
نيست. حضرتش در اينجا به اين آيه استشهاد كردند كه:
ارحام وبستگان در ارث در يك درجه نيستند. بعضى آنها بر بعضى ديگر مقدم مىباشند و من كه خدا هستم به شما سفارش مىكنم كه ارث پسر را دو برابر ارث دختر قرار دهيد. اگر كسى ثروت وخيرى بر جاى گذاشت بايد به پدر و مادر و نزديكان به طور شايستهاى وصيت كند. اين حقى است كه براى متقين معين شده.[١]
مردم! چه گمان مىكنيد؟ و با چه ميزانى قضاوت مىنماييد؟ آيا مىپنداريد كه من سهم و نصيبى ندارم و از پدرم ارث نمىبرم وبين من و پدرم خويشاوندى برقرار نيست؟
آيا خداوند شما را به آيه و دستورى اختصاص داده و پدرم را به دليلى خارج نموده است؟ يا مىگوييد من و پدرم از دو ملت مىباشيم و من مسلمان نيستم تا از پدر مسلمانم ارث ببرم؟ يا اينكه شما عقيده داريد كه داناتر از پدر و پسر عمويم به خصوص و عموم قرآن هستيد؟
... چه خوب داورى است خداى متعال، وچه پيشوايى عالىقدرى است محمد (ص)، و چه خوب قرارگاهى است قيامت. در چنين سرايى و با چنين وضعى كسانى كه خطاى خود را همراه دارند خسارت مىبينند و ديگر ندامت و پشيمانى براى آنها سودى نخواهد داشت.
دختر نبى اكرم (ص) روى خود را به سوى انصار نمود و با كمال شهامت اظهار داشت: اى جوانمردان و پاكدلان اسلام كه مكتب اسلام را پاس مىداريد، اين چه سستى و خمودى است كه در دفاع از اسلام و قانون مقدس الهى پيشه خود ساخته و در نهى از منكر و دفاع از حق مسلم دختر پيامبر (ص) سهلانگارى نموده و به مجامله و مسامحه مىگذاريد و دين خدا را ضعيف و راه تسلط ستمگران راباز مىنماييد تا هر روز به نامى قانون الهى را تغيير دهند.
آيا باور نداريد كه پيامبر اكرم (ص) پدر من مىباشد و با يك دنيا صميميت به ملت خود سفارش نموده كه:
فرد را بايد در فرزندان او حفظ نمود.
اى ملت مسلمان! چه زود دستورات اسلام را فراموش نموديد و احكام قرآن را تأويل و توجيه كرديد. و با چه سرعتى نتيجه كار زشت خود را به صورت آشكار نشان داديد. در صورتى كه شما قدرت داشتيد كه به كمك من برخيزيد. در شما نيروى مقاومت و نگهدارى از قانون الهى وجود داشت.
اى مردم! در مقابل اين منطق گويا آيا مىگوييد: محمد (ص) از دنيا رخت بربست و نوبت او تمام شد و مكتب اسلام تعطيل گشت. چه مرگ او مصيبتى عظيم به وجود آورد و سستىها و ناكامىها براى مردم مسلمان پيدا شد و پيوستگىها و همبستگىها همه از هم پاشيده شد و در اجتماع رخنههاى وسيعى بين افراد و طوائف ايجاد گرديد. جهانى با مرگ حضرتش تاريك شد و مردان خدا و اولياى الهى در مصيبت آن حضرت غمگين و مصيبتزده گشتند و خورشيد و ماه به واسطه كسوف و خسوف نتوانستند نورافشانى كنند و عوالم وجود را در حيات يارى نمايند. ستارگان با عظمت فرو ريختند وآرزوها همه پايمال شد. كوهها همه ريزش نمود و حقوق خاندان عصمت و حريم احكام الهى دستخوش اغراض هوسبازان گرديد و احترام به