ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - ١ ياد او
كند و از اهل ايمان باشد.
نعمت وجود امام زمان (ع)
از نعمتهاى باطنى، نعمت وجود مبارك امام (ع) است. خداوند نعمتى به ما داده كه آن را قدر نمىدانيم. آن نعمت ارزشمند، وجود امام زمان (عج) است. امام عصر (عج) منحصر به گروه خاصى نيست، متعلق به همه است. واسطه رحمت و فيض الهى است. هر كس هر چه دارد به بركت آن وجود است؛ اما همه او را نمىشناسند و با وى ارتباط ندارند.
يكى ديگر از افتخارات و نعمتهاى ما اين است كه در كشور اسلامى و شيعه به دنيا آمدهايم و زندگى مىكنيم. امام حسين (ع) خدا را شكر مىگويد كه او را در محلى به دنيا آورده كه داراى حكومت اسلامى است.[١] اينكه پدر و مادر و خواهر و برادر ما همه مسلمانند، نعمت بزرگ و جبرى است؛ يعنى ما براى آن كارى نكردهايم. خدا تنها به سبب فضل و لطفش اين نعمت را به ما ارزانى داشته است. مىتوانست اين نعمت را به ما ندهد، همانطور كه به عدهاى عطا نكرده است. برخى گمان مىكنند خدا مجبور است كه اين نعمت را عطا كند ولى اگر مجبور بود، مىبايست به ديگران هم عنايت مىكرد. مگر نه اينكه امروز بسيارى از وجود مبارك حضرت صاحب الزّمان (عج) اصلا بىخبرند؛ ولى ما دست كم او را مىشناسيم. پس بايد سپاسگزار خدا باشيم كه از اين همه نعمت مادى و معنوى برخورداريم.
راههاى ارتباط با امام زمان (ع)
براى بهرهمندى از نعمتهاى باطنى، به ويژه نعمت وجود مبارك امام عصر (عج)- بايد چه بكنيم؟ آيا توانستهايم با ايشان ارتباط برقرار كنيم يا نه؟
جوانها بهتر مىتوانند اين راه را طى و ارتباط برقرار كنند، چون گناهانشان كمتر است. از همه مهمتر اينكه دلشان پاكتر است. اگر يكى دو گناه هم كرده باشند، موفق به استغفار مى شوند. براى ايجاد ارتباط قلبى با آن حضرت چند راه وجود دارد:
١. ياد او
ما بايد همواره به ياد آن حضرت باشيم و او را فراموش نكنيم تا ايشان هم از ما ياد كنند؛ در قرآن آمده است:
فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ.[٢]
پس يادم كنيد تا يادتان كنم.
اين كلام از آخرين سخنان مرحوم علامه طباطبايى (ره) است. آيت الله مظاهرى مىفرمودند: روزهاى آخر عمر علامه طباطبايى بود. حال مساعدى نداشتند. با عدهاى از شاگردان علامه براى عيادت به خدمت ايشان مشرف شديم. در آنجا بحثهاى مختلفى شد. من با خود گفتم خوب است كه از آقا بخواهيم مطلبى بگويند و استفاده اى كنيم.
گفتم:
آقا مطلبى بفرماييد تا استفاده كنيم.
در فكر فرو رفتند و بعد فرمودند:
چيزى به خاطرم نمىآيد؛ جز آيه «فَاذْكُرُونِيأَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُوا لِي وَ لا تَكْفُرُونِ» يادم كنيد تا يادتان كنم و سپاسم را بگوييد و ناسپاسى نكنيد.[٣]
خوب فكر كنيم و بنگريم چه كسى بيش از خدا به گردن ما حق دارد و چه كسى مانند خدا ستارالعيوب است و بدىهاى ما را پوشانده است، چه كسى مانند او هيچ گاه آبروى ما را در جمع نريخته است و حتى به ما هم مىگويد از كس ديگرى غيبت نكنيد. اگر كار بدى از ما سر زد، اجازه نمىدهد ديگران آن را فاش كنند. حتى به ما مىگويد حق نداريد گناهى كه مرتكب شدهايد به ديگرى بگوييد. از اين بهتر چه مىخواهيم؟
حتى به من و شما ياد داده كه در نماز شب چهل مؤمن را ياد كنيم. چه كسى مؤمن است؟ كسى كه مسلمان باشد و امام على (ع) را هم دوست بدارد و گنهكار بودن، زنده بودن و مرده بودن انها هم در آن تأثيرى ندارد. وقتى در نماز شب دستمان را بالا مىبريم و مىگوييم: اللهم اغفر لفلان. بار خدايا فلانى را بيامرز، اگر توجه كنيم درمىيابيم معمولا براى آنهايى كه بسيار به ما محبت كردند يا خيلى ما را اذيت كردند، دعا مىكنيم. در اين مواقع آدم بيشتر