ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩ - مهدويت از ديدگاه علامه طباطبايى
ولى حق در رجعت بيشتر از روز ظهور متجلى مىشود و فساد نيز در آن كمتر است. در قيامت هم كه شر و فساد اصلًا راه ندارد و حق به تمام معنا ظاهر مىشود. ظهور حضرت بقيةالله (ع) مرحله آخر دنيا و چسبيده به عالم آخرت است. عالم دنيا يعنى عالم فساد، و عالم آخرت يعنى بر چيده شدن فساد. رجعت بين ظهور و قيامت است و بنابراين ظهور حق در آن بيشتر و فساد در آن كمتر است.
علامه (ره) در ادامه تفسير آيه مذكور مىفرمايد: به نظر حضرات معصومين (ع) ايام خدا (روزى كه خواستههاى خدا بيشتر عمل مىشود) سه روز است: روز ظهور مهدى (ع) و روز رجعت، روز قيامت. و در روايت ديگرى آمده: ايام خدا سه روز است، روز مرگ، روز رجعت، روز قيامت.
چنان كه ملاحظه مىشود اتحاد اين سه روز بر حسب حقيقت و اختلاف آنها از نظر مراتب ظهور باعث شده كه در تفسير ائمه (ع) كه بعضى از آيات گاهى به روز قيامت، و گاهى به روز رجعت و گاهى به روز ظهور مهدى (ع) تفسير شود. و چنين روزى فى نفسه ممكن است و منكر آن هيچ دليلى بر نفى آن ندارد.
پس از بررسىهاى فوق و با مراجعه به آيات و روايات، احتمال سوم در نظر قوت مىگيرد چون از اين موارد استفاده مىشود كه آخرت آينده، همين دنيا و ظهور امام حقيقى است كه در همين دنيا اتفاق خواهد افتاد.
آرى، روز ظهور امام غائب و مهدى موعود (عج) وعده خداى سبحان است و بايد شباهتى به روز رجعت و روز قيامت داشته باشد. و وجود مقدس امام زمان (ع) آخرين تيرى است كه در جهت هدايت مردم جهان از سوى خداوند به سوى آنان پرتاب شده و لازمهاش اين است كه حقيقت روشن شود و جهالت از بين برود.
علامه طباطبايى در كتاب ظهور شيعه در جواب اين سؤال كه: «آيا مىشود به حقايقى كه در احاديث وجود دارد، دست يافت؟» بعد از يك بحث فلسفى و استشهاد از آيات و روايات مىفرمايند: «نيل به چنين چيزى راهى جز تبعيت از حق ندارند.»
\* لطفاً در مورد ديدگاه علامه درباره روز ظهور نيز براى ما صحبت بفرماييد. و اينكه به نظر ايشان ظهور در چه زمانى واقع خواهد گرديد؟
\* هنگامى كه حضرت ظهور مىكند، تبعيت از حق است كه موجب مىشود بعضى از آن حقايق روشن شود و آمدن حضرت نيز براى همين است. علامه در همان كتاب مىفرمايد: «قرآن كريم در چندين آيه مژده چنان روزى را به اهل حق و حقيت مىدهد. و مىگويد، چنانچه به انبياء سلف خبر داديم، سرانجام دنيا به كام اهل تقوى خواهد بود. و روزى خواهد رسيد كه معبود ديگرى جز خداى يگانه در محيط بشريت خودنمايى نكند و جز دين و آيين حق در عالم انسانى حكومت ننمايد و نشانهاى از رذايل اجتماعى نماند. و سنت قطعيه (اخبار نبى اكرم (ص) و اهل بيت (ع) نيز همين معنا را مشروحاً بيان كرده و اين دوره انسانى و آغشته به سعادت را روز ظهور و پس از ظهور مهدى (عج) معرفى مىنمايد».
مشابه اين سخن علامه، حديثى از امام باقر (ع) نقل مىكنيم: حمران بن اعين در خدمت امام باقر (ع) عرض كرد: يابن رسول الله، دولت حق شما چه زمانى ظاهر مىشود؟ حضرت فرمودند:
«اى حمران، شما از احوالات افراد روزگار خودت مىتوانى بفهمى كه حضرت ظهور مىكند يا نه. حضرت ادامه مىدهند: عالمى بود، به فرزندش مىگفت: من به آخر عمر خود رسيدهام، بيا تا اين علم خود را به تو ياد دهم. او توجهى به علم پدر نكرد. بالاخره موقعى كه خواست از دنيا برود به پسرش گفت: پسرم، من هر چه خواستم به تو بياموزم، تو نخواستى از من بهره بگيرى ولى همسايه آمد پيش من و من يك سرى چيزهايى به او ياد دادهام هر موقع گرفتار شدى برو و از او بپرس. آن عالم از دنيا رفت بعد از مدتى حاكم وقت، خوابى ديد. و براى تعبير آن خواب كسى را خواست. گفتند: كسى نيست. فقط شخصى بوده و از دنيا رفته، پسرى دارد كه جانشين اوست. حاكم پسر را احضار كرد. آن پسر ترسيده رفت سراغ همسايه و ماجرا را براى او تعريف كرد. همسايه به او گفت، چيزى نيست شاه خوابى ديده و تو وقتى نزد او مىروى از تو يك كلمه مىپرسد و تو در جواب مىگويى سال، سال گرگ است. بعد حاكم به تو پاداش و هداياى زياد مىدهد. پسر با شنيدن اين سخن خوشحال شد و قول داد كه آن پاداش را خواهد آورد و با او شريك خواهد شد. پسر به حضور حاكم رفت و در جواب حاكم گفت: سال، سال گرگ است. هدايا را دريافت كرد. بعد با