ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧ - مهدويت از ديدگاه علامه طباطبايى
در تأليفات مختلف خويش، به ويژه در تفسير الميزان راجع به اين دو بزرگوار، به مناسبت آياتى از قرآن كه به ايشان اشاره دارد، بحث كردهاند.
يكى از آياتى كه به احتمال قوى، به نظر علامه، در ارتباط با امام زمان (ع) مىباشد، آيه شريفه ٢١٠ سوره مباركه بقره است، كه علامه آنرا به عنوان حادثهاى كه وقوعش در دنيا متوقع مىباشد، ذكر كرده، و در بحث راوى به شرح آن مطلب پرداختهاند. به نظر مىرسد، كسى از مفسرين محترم راجع به اين مطلب در اين باره توجه نكردهاند و يا اينكه بنده نديدهام. علامه در بحث روايى در ارتباط با آيه شريفه مورد نظر بحث جديدى را بيان مىكند كه از نظر فلسفه غيبت امام غائب (ع) و از نظر روايات مربوطه، مورد تأييد مىباشد. آيهاى كه در زمينه آن، ايشان مبحث و مسئله امام زمان (ع) را مطرح كردهاند، عبارت است از:
هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ وَ الْمَلائِكَةُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ.
آيا انتظار دارند كه خداوند و فرشتگان، سوار بر ابرها شده نزد آنها بيايند و تكليفشان يكسره شود، با اينكه سرنوشت معين شده و بازگشت امور همه با خداست.
علامه طباطبايى در تفسير، سه احتمال راجع به اين آيه دادهاند. يكى از مفسرين گفتهاند تا حدودى اين آيه پيچيده است، ولى به نظر مىرسد علامه طباطبايى (ره) خوب از عهده آن بر آمده است؛
احتمال اول، اين است كه كفار در انتظار چنين مسئلهاى هستند. ولى علامه اين را رد مىكنند چون آياتى كه قبل و بعد از اين آيه است، در ارتباط با مؤمنين است. و قرآن كلامى در اوج فصاحت است، بنابراين كلام آن در اينجا نيز به يكديگر مرتبط است و مسئله اينجا در ارتباط با مؤمنين است، نه كفار، و آن هم در مورد اختلاف مؤمنين كه اگر مؤمنين، اختلاف را كنار بگذارند و از حق تبعيت كنند، مسئلهاى به وجود نخواهد آمد. به نظر مىرسد كه اگر همين الان هم شما از مؤمنين سؤال كنيد، منتظرند كه آقا بيايد و مسئله را خاتمه دهد. خداوند در پايان مىفرمايد:
... وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ.
[و بازگشت امور همه با خداست.]
ايشان تا اين حد در اينجا بيان مىكنند، و بعد مىفرمايند: در اينجا سه احتمال وجود دارد:
يكى اينكه تحديدى است براى عالم آخرت (يعنى اينكه در عالم آخرت خدا مىفرمايد:
هَلْ يَنْظُرُونَ.
[آيا انتظار دارند ...]
كه به دليل وجود عبارت:
فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ ...
[در زير سايبانى از ابرها ...]
كه مربوط به اين دنياست و به عالم آخرت مربوط نمىشود، در نتيجه اين احتمال درست نيست.
دوم، اينكه تهديدى در انتظار آنان است؛ چه در دنيا و چه در آخرت.
و سوم اينكه تحديدى است در ارتباط با واقعهاى كه توقعش در دنيا متوقع است. البته علامه، در آنجا وارد بحث شده و موارد مربوط به آخرت و وجود عبارت «فِيظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ» در آيه را رد مىكند. چنانكه در آيات ديگرى نيز عبارت:
يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ؛
[خداوند نزد آنها بيايد.]
آمده است و مىتوان آن را به آخرت مربوط كرد، اما تنها جايى كه عبارت «فِيظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ» آمده اينجاست.
\* مرحوم علامه (ره) در بخش روايى تفسير، درباره اين آيه، چه مىفرمايند؟
\* در اين مورد، علامه موقعى كه وارد بحث روايى مىشوند ابتدا سه حديث در تفسير آيه نقل مىكنند و مىفرمايند، در تفسير آيه فوق سه معنا آمده است: معناى اول روز «قيامت» و معناى دوم در مورد «روز رجعت» و سومين معنا «ظهور» مهدى (ع) است.
اين روايات، در ظاهر به چيزهاى مختلفى اشاره مىكنند و متفاوت هستند، اما به نظر علامه چنين است كه: گاهى ائمه (ع) مراتب يك واقعيت را به گونههاى مختلف آوردهاند. و اين به خاطر وحدت و سنخيتى است كه در اين سه معنا وجود دارد.
به نظر علامه، مردم حاضر نشدهاند به خود زحمت دهند و در رابطه با قيامت تحقيق بيشترى كنند و در نتيجه نفهميدهاند كه قرآن راجع به اين روز عظيم چه فرموده است و بدين جهت درباره اين روايات كه شايد