ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣ - شكايت كجا بريم؟
مىكنيد و زمينههاى سكولاريزه كردن اخلاق و دين و سنتها را فراهم مىآوريد؟ در پاسخ و براى خاموش كردن اعتراض تأسيس فرهنگسراهايى مزين به نام مبارك دين و قانون و اهل بيت (ع) را به رخ كشيدند و اين نقد دلسوزانه را حاصل كج فهمى و آموزههاى عهد عتيق و نخنما تلقى كردند.
البته اين سخن به معناى انكار تلاش بسيارى از مردان و زنان صميمى كه طى سالهاى اخير با حضور خود حيثيت معنوى و مذهبى به اين اماكن بخشيدند نيست.
عرض مىكردم آب و جاروى مساجد در ماه شعبان تمام نشده و از اولين روز ماه مبارك كه ماه رونق مجالس وعظ و تذكر است، به ناگاه سيل بنيانكن برنامههاى تفريحى و سرگرم كننده در عموم شبكههاى تلويزيونى به راه مىافتد. با چنان برنامهريزى دقيقى كه جمله بينندگان در فاصله پخش يكى دو آگهى از شبكهاى به شبكه ديگر رهنمون ى. تا جمله دروس و تذكار معلمان مدرسه نرفته، واعظان وعظ نشنيده و مرشدان ره نپيموده را در قالب انواع سريالهاى طنز آنهم سرشار از درسهايى براى بهتر دروغ بافتن، بهتر به مسخره گرفتن خلق روزگار، بهتر آدم ربودن و بهتر خنداندن دريافت كنند. و متذكر انواع سرگرمى و تفنن و تفريح در بهترين ساعات و آنات پس از افطار (قريب به پنج ساعت در روز) شوند.
مضامين يكدست و مشابه، البته و اتفاقى و ناخواسته سريالها و پخش آنها از طريق بزرگترين و مؤثرترين رسانه ملى طى مدت سى شب ماه مبارك رمضان (به جز شبهاى قدر) موجب شد كه اين حقير از روى احساس تكليف و به جهت امر به معروف و نهى از منكر- آنهم از طريق مجلهاى بىمشترى و بىاثر كه با كاغذهاى دم دستى كاهى منتشر مىشود- عباراتى چند قلمى كند تا شايد براى چند نفرى از خوانندگانش كه آنها هم غير روشنفكر و بىخبر از سياستهاى رسانهاى و ضرورتهاى برنامهسازى ملى و منطقهاى و به شيوه عهد بوق لب به گلايه مىگشايند حجتى داشته باشد. تا مبادا «موعود» را كه موسوم به نام مبارك حضرت ولى عصر (ع) است، غافل و بىتفاوت در صحنه مناسبات اجتماعى و دينى تلقى كنند. وگرنه ساحت جمله برنامهسازان و كارگردانان و توليدكنندگان و امضاء كنندگان منزه از سهو و خطا و اشتباه است و بر اين گفته خدا هم گواه است.
در شرايطى كه لقمههاى مسخرگى و لاقيدى را همزمان با نان و پنير و خرماى افطار در دهان نفس ضعيف و روح خام مىگذاريم ديگر چه مجالى براى متذكر شدن، وعظ شنيدن، دست نياز به سوى آسمان داشتن؟ در هنگامهاى كه جمعى واعظ لامتعظ، نوجوانان، جوانان و عموم مردم را با آخرين شيوههاى لودگى آشنا مىسازند و سرگرمشان مىسازند، نَفَس كدام واعظ و ذاكرِ نشسته در كنج مسجد و هيأت و تكيه كارگر مىافتد؟
شايد برخى ارائه نتايج مثلًا اخلاقى پايان سريالها را كه با گرفتار آمدن آدمربايان در چنگ پليس و پاى سفره عقد و ازدواج نشستن بازيگران به نمايش درمىآيد، ناظر بر انجام «رسالت» رسانه و سلامت و صحت عمل و نظر مىشناسند. اين هم خود سخنى است. اميدواريم كه چنين باشد.
در سالهايى كه غلبه خشونت و تبهكارى بر پرده سينما در غرب برخى را به ستوه آورد، استراتژى «حلقه دهم» فيلمسازان را از بنبست و انفعال خارج ساخت. آنها همه آنچه را كه مىخواستند در نه حلقه به نمايش مىگذاشتند و حلقه دهم را براى جبران مافات به نتيجهگيرى و ورود پليس به صحنه اختصاص مىدادند.
چه كسى مىتواند تأثير انتشار سى شب ادبيات مستهجن، مضامين سخيف و فرهنگ لمپنى مانده از دوران پخش فيلمهاى گنج قارون و امثالهم را در آخرين شب از ذهن و زبان و جان مردم بزدايد؟
چه كسى مىتواند شبهاى ماه مبارك را كه شبهاى كلاس اكابر براى عموم مردم و رونق مساجد و مجالس وعظ و ذكر است برگرداند؟
چه كسى مىتواند شبهاى قدر درك نشده، گناهان بخشوده نشده، مغفرتهاى حاصل نيامده را جبران كند؟
چه كسى ضامن بقاى عمر هفتاد ميليون انسان تا سال آتى و درك رمضانى ديگر است؟
چگونه است كه هيچ مرجعى و مصدرى براى بررسى و مطالعه سوژهها و فيلمنامهها وجود ندارد؟
چگونه است كه ميلياردها تومان سرمايه ملى كه جملگى متعلق به امام زمان (ع) است در اختيار برخى برنامهسازان مبتدى، بىذوق، عارى از درك و فهم ژرف فرهنگى و مذهبى گذاشته مىشود؟
چگونه است كه براى تدارك مطالب و مضامين مورد نياز و شبانهروزى هفت شبكههاى تلويزيونى هيچ مركز علمى، تحقيقاتى و مطالعاتى بهوجود نيامده و هيچ تمهيدى براى تربيت برنامهسازان و توليدكنندگان و كارگردانان فرهيخته، مسلمان، متذكر، آگاه و دردمند فراهم نيامده است؟
چرا مديران و برنامهسازان رسانه ملى به جاى آنكه از سر تأمل و در فرصت يك ساله به تدارك فيلمها و سريالهاى مورد نياز ايامى مانند ماه مبارك رمضان بپردازند، از سر شتاب و در يكى، دو ماه باقى مانده به اين ماه و حتى همراه با فرارسيدن ماه اقدام به ساخت برنامههاى نمايشى مىكنند، بىآنكه هيچ مجالى براى بازبينى و كنترل آنها باشد.
آيا هيچگاه مجال بررسى آنچه رفته و تجديدنظر در آنچه مىرود فراهم نيامده است؟
هركس دو واحد درس روزنامهنگارى و زبان و ادبيات رسانههاى مدرن را مرور كرده باشد مىداند كه امكان مبدل كردن تلويزيون به راديو و يا انتقال كاركرد مسجد و منبر به سيما نيست با اين حال، هيچ انديشمندى واگذارى منصب و مقام مردان مرد از قبيله تعليم و تربيت را به برنامهسازان و برنامهسازى سست و ضعيف روا نمىداند. جاى تأمل در اين باره بسيار است و طريق اصلاح امور بسيار
اين همه، تنها بيان صميمانه همه مردانى است كه امر به معروف و نهى از منكر را شايسته و تكليف رسانهها مىشناسند. تا شايد عزيزانى متذكر محاسبه ميلياردها دقيقه و ساعت از عمر ميليونها انسان مسلمان ساكن در جغرافياى ايران اسلامى شوند. مردان و زنانى كه در اين ايام ميهمان ماه خدايند.
سردبير