ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٢ - ورود ماسومانى گرى توسط يهوديان به آمريكا
دو همزمان در يك لژ عضويت داشتند. جرج واشينگتن در عين حال كه رهبرى جنگ استقلال را بر عهده داشت، به طور منظم در همايشهاى منعقد شده در لژهاى نظامى شركت مىكرد. وى به عنوان استاد اعظم لژ بزرگ «استقلال»[١] برگزيده شده بود و به همين سبب، اين لژ در سال ١٨٠٥. به يادبود او به لژ الكساندر واشينگتن تغيير نام داده شد.
در آثار مورخان جريانهاى درونگرا تصريح شده ٥٠ نفر از ٥٦ امضاكننده اعلاميه استقلال آمريكا و بسيارى از افسران ارتش آمريكا ماسون بودهاند و در لژهاى نظامى گرد هم مىآمدند. ژنرال لافايته، كه خود نيز يك ماسون است، در اين باره مىنويسد:
جورج واشينگتن، هيچ گاه از صميم دل و با رضايت قلبى به افسران غير ماسون وظيفهاى محول نكرد و اصولًا افسران اطراف و نزديك به او، برادرانى بودند كه يك ارتباط پنهانى با هم داشتند.
بنيامين فرانكلين، به عنوان يكى ديگر از بنيانگذاران آمريكا، وضع مشابهى با واشينگتن داشت. مورخان ماسونىگرى، او را بزرگترين ماسون آمريكايى زمان خودش مىدانند كه براى خود يك انجمن ماسونى مخفى به نام «باشگاه پيشبند چرمى»[٢] تشكيل داده بوده و به اين علت چنين نامى را انتخاب كرده بود كه در آن دوره، ماسونها از پيشبندهاى چرمى استفاده مىكردند. فرانكلين در سال ١٧٧٦ به منظور تحقق يك اتحاد سياسى، بلافاصله پس از سفر به فرانسه به سراغ لژهاى فراموسونرى آنجا رفت. در سال ١٧٧٨ هم در مراسم عضو پذيرى «لژ ٩ خواهر»[٣] و «ولتاير»[٤] حضور داشت و در سال بعد نيز به عنوان استاد اين لژ انتخاب شد. وى علاوه بر اين لژ با هر لژ فرانسوى ديگر مانند «سنت جان» اورشليم (بيتالمقدس)[٥] و «دوستان صميمى»[٦] نيز رابطه برقرار كرد. او از روابط برقرار شده با فرانسويان در بناى اتحاد آمريكا- فرانسه استفاده فراوان برد و اصول و قواعد ماسونى را مبناى پيشبرد روابط ديپلماتيك و مذاكرات دوجانبه قرارداده بود. توماس جفرسون يكى ديگر از كسانى بود كه سند پايهگذارى آمريكا را امضا كرد. در كتاب مقدس ماسونىگرى[٧] كه در سال ١٩٦٠ منتشر شده، آمده است كه جفرسون بدون شك يك ماسون فعال بوده است. «اسپنسر ليوز»[٨] كارشناس سازمان گل- صليب هم دلايل مهمى را درباره عضويت جفرسون در اين سازمان ارايه كرده و به بعضى اشارات عجيب كه در نامه جفرسون ديده مىشود، توجه ويژهاى نشان مىدهد. در اين اشارات از نوعى رمز و كنايه استفاده شده كه در نوشتههاى سازمان گل- صليب ديده مىشود.
روابط ميان بنيانگذاران آمريكا و يهوديان، بسيار چشمگير و صميمانه بوده است. در جنگ استقلال آمريكا، يهوديان زيادى جرج واشينگتن را همراهى كردند و با توجه به اينكه آمريكا را «سرزمين موعود» خود مىخواندند، از استقلال آن حمايتهاى مالى قابل توجهى به عمل آوردند. «حييم سولومون»[٩] اولين بانكدار بزرگ كه يك ماسون بزرگ بود و رابرت موريس[١٠] اردوى نظامى واشينگتن را غرق حمايتهاى مالى خود نمودند. اين روابط صميمانه و تفقدهاى ويژه يهوديان را پس از جنگ هم مىتوان به وفور مشاهده كرد.
در سال ١٧٨١ هنگامى كه واشينگتن از نيوپورت[١١] بازديد مىكرد، يهوديان در «لژ شاه داود» و مطابق با آيين ماسونى از وى استقبال شايانى به عمل آوردند. و بدين شكل بود كه اولين جمهورى ماسونى و كابالايى با همكارى يهوديان و ماسونها بر شالودههايى از فرهنگ پيوريتانى كه طبيعىترين دستاورد آن به شمار مىآمد، بنا نهاده شد. پيوند ماسونى- يهودى مورد بحثمان با استقلال آمريكا، موفقيت بزرگ خود را به تمام دنيا اعلام كرد.
رموز كابالايى روى اسكناسهاى آمريكا: نظام نوين سكولار قوم برگزيده
بر روى اسكناسهاى يك دلارى آمريكا، تصاوير بسيار تأمل برانگيزى ديده مى شود. در دو طرف اين اسكناسها دو دايره جداگانه به چشم مىخورد كه در هر كدام از آنها تصويرى رسم شده است. يكى از اين تصاوير، نماد عقابى است كه با يك پنجه خود چند تير و با پنجه ديگرش يك شاخه زيتون را گرفته است و چند ستاره در بالاى سر اين عقاب كشيده شده است. درون دايره دوم تصوير هرمى مخروطى شكل در زير چشمى مشاهده مىشود. هرگز نمىتوان قبول كرد اين تصاوير و نمادها به طور اتفاقى در كنار هم قرار گرفته باشند. مضاف بر اينكه تصاوير ياد شده تنها بر روى اسكناسها ترسيم نشدهاند و در همه جا اين علايم به عنوان نشان بزرگ ايالات متحده و سمبل رسمى آمريكا شناخته مىشوند.
همانطور كه ديديم آمريكا، اولين جمهورى كابالايى و ماسونى دنيا است. و اين دو ويژگى، به خوبى در نشان بزرگ آمريكا انعكاس يافته است. رابرت هيرونيموس[١٢] كه در رساله دكترى خود كه با عنوان: «تحليل تاريخى نقاط اسرارآميز نشان بزرگ آمريكا و ارتباط آن با روانشناسى اومانيستى» درباره اين نشان، ذيل عنوان: «تقدير مرموز آمريكا»[١٣] موارد مهمى را متذكر مىشود.
اين نشان داستان قابل تأمل و جالب توجهى دارد: در چهارم ژوئيه سال ١٧٧٦ سنا كميتهاى مركب از بنيامين فرانكلين، توماس جفرسون و جان آدامز را مأمور طراحى نشان آمريكا مىكند. اين كميته نقاشى به نام پيره ايوژنه دو سيميتر[١٤] را به كار مىگيرد تا اولين نشان آمريكا را ترسيم كنند. نشانى كه فرانكلين در طراحى آن نقش عمدهاى را ايفا مىكرد در يك رويش تصوير حضرت موسى (ع) به همراه بنى اسراييل پس از نجات از دريا و گام نهادن بر خاكى مطمئن، ديده مىشود. حضرت موسى (ع) در حالى كه لشكريان فرعون در آن غرق مىشوند، با دست خود به آنها اشاره مىكند. روشنايى آتش مقدسى كه از ابرها ساطع شده، به حضرت موسى (ع) مىتابد.
طرح طراحى شده توسط جفرسون نيز بسيار جالب بود. در يك طرف آن، قوم بنى اسراييل ديده مىشود كه در روز با يك پاره ابر بالاى سرشان، و در شبانگاه با ستونى از آتش همراهى مىشوند. اين هر دو، طرح عرضه شده ماسونهاى ايالات متحده درباره «قوم بنى اسراييل» بود؛ و صد البته كه اين امر اتفاقى و تصادفى نبوده است.