ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - امامت و خاتميت
كنت سمعه الّذى يسمع به و بصره الّذى يبصر به و لسانه الّذى ينطق به و يده الّتى يبطش بها.
[من گوش او مىگردم كه با آن مىشنود، و چشمش كه با آن مىنگرد، و زبانش كه با آن (سخن) مىگويد، و دستش كه با آن مىگيرد.]
مصداق كامل اين قرب نوافل همين مقربين هستند، كه وجود مقدس حضرت امير و ائمه (ع) هستند. وحى، اقسام و انحائى دارد. آنچه كه [خطاب] به مادر موسى آمد، آنچه كه [خطاب] به مادر عيسى آمد، آنچه كه به اولياى الهى رسيد، براى ولايت است، نه براى نبوت و رسالت. ولايت تا روز قيامت مقطع شدنى نيست. وقتى وجود مقدس حضرت بقيةالله (عج) ظهور كند و بساط جهان را پر از عدل و داد كند، اين ولايت هست، اين امامت هست، اين ارتباط با ملائكه هست، اين دريافت خبر هست، اين ليله قدر هست؛ هر سال در شب قدر، ملائكه نازل ى، و اسرار عالم را به پيشگاه ولى آن عصر مىرسانند. سيدنا الاستاد، مرحوم علامه طباطبايى (ره) مىفرمود، كه فقط در اصول كافى دويست روايت در اين زمينه هست. آن روزها كه سخن از علم امام و علم امام به غيب و امثال آن مطرح بود، ايشان مىفرمود: اين، چيزى نيست كه فردى شيعه باشد و معاذ الله، بتواند نسبت به آن خدشهاى داشته باشد. علاوه بر آنچه در كتاب قيم كافى هست، در جوامع روايى ديگر نظير: من لايحضره الفقيه، تهذيب، الإستبصار هست و جوامع ديگر آمده است كه انواع وحى براى ائمه اطهار (ع) مىآيد كه هيچكدام از آنها مربوط به شريعت نيست، كه معاذالله يك حكم جديد بياورد تا حكم پيغمبر نسخ شود. اينطور نيست، يا تبيين آنهاست، يا تشريح آنهاست، يا تحليل آنهاست، يا تدليل و استدلال بر آنهاست يا باطن آنهاست.
اين چهار باب، چهار كتاب مىطلبد: «النبوّة العامّة»، «النبّى الخاص» (نبوت خاصه براى شخص است)، «النّبى من هو؟» (پيامبر كيست؟)، «النّبوّة ما هى؟» (نبوت چيست؟)؛ اين دو فصل، دو تا كتاب مىطلبد. «الإمامة ما هى؟»، «الإمام من هو؟»، امامت عام و امام خاص. اينهم دو تا كتاب مىخواهد.
حال، به لطف الهى [در] اين گفتمان مهدويت و همايش مهدويت و ... بايد [اين مسائل] روشن بشود و اينها واجب عينى شده است. اگر كسى خداى نكرده گرفتار يك شبهه شود، چون اين يك رشتهاى نيست كه همه ذوق آنرا داشته باشند، خداى سبحان همه را براى همه كار نيافريده است:
قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً.[١]
[ (خداوند) شما را به گونههاى مختلف بيافريد.]
بعضى را برا ى علوم عقلى، بعضى را براى علوم نقلى، بعضى براى علوم حديثى، بعضى براى تتبّع، بعضى براى تحقيق. مبادا خداى ناكرده كسى توهم كند، مهدويت با خاتميت سازگار نيست. [حل] اين شبهه، براى شما فضلا واجب عينى است. چون من به الكفاية كه نيست (در حد كفايت، پاسخ دهنده وجود ندارد.)
بنابراين اين موضوع را هرچه بيشتر تحقيق كنيد لذت بيشترى مىبريد، علم بيشترى نصيب شما مىشود، و تقرب شما به اين خاندان بيشتر مىشود. اين خاندان، به لطف الهى، هم دنياى شما را تأمين مىكنند، و هم آخرت شما را تأمين مىكنند. مگر ملائكه مدبّرات امر نيستند، مگر جبرئيل (ع) مسئول علم نيست، مگر ميكائيل (ع)، مسئول كيل و زرق نيست، مگر اسرافيل (ع)، مسئول حيات نيست، مگر عرزائيل (ع)، مسئول ممات نيست. همه اين ملائكه از آن انسان كامل مدد مىگيرند.
وَ عَلَّمَ آدَمَأَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ.[٢]
[اى آدم، آنها (فرشتگان) را از نامهايشان آگاه كن].
مقام آدميت متعلق به انسان كامل است، شخص آدم معيار نيست. امروز وجود مبارك ولى عصر- ارواحنا فداه- معلّم اسماء است. اين مدبرات امر از ولى الهى مدد مىگيرند. اينها اين مقام را دارند. مبادا كسى خيال كند كه ائمه (ع) [چون مردم عادى هستند كه تنها]
يَأْكُلُ الطَّعامَ وَ يَمْشِي فِي الْأَسْواقِ.[٣]
[ (كافران گفتند: چيست اين پيامبر را كه) غذا مىخورد و در بازارها راه مىرود.]
يأكل و يمشى فى الاسواق آن درست است. «أَنْبِئُونِيبِأَسْماءِ هؤُلاءِ» هم درست است. اينها معلم ملائكه هستند، اينها مدبرات امر را به إذن ذات اقدساله تدبير مىكنند. اينها صادر اول هستند، بلكه ظاهر اول هستند. اگر اين مقام مال اينهاست، خوب چرا آدم درباره اينها بحث نكند، و از علوم اينها مدد نگيرد؛ چرا شبهات را رفع نكند. ما كه كنار سفره آنها نشستهايم، لااقل از امامت آنها، از شئون آنها و از مقام آنها دفاع كنيم. مبادا خداى ناكرده، كسى نبيند در اين سايتهاى اينترنتى چه خبر است، اگر نبيند كه مىشود: «تهجم عليه اللّوابس». يا بلاواسطه يا با واسطه بايد از اين سايتها خبردار باشيم. شبهاتى كه الان هست، بخواهيد يا نخواهيد، در فضاى داخل و خارج هست؛ خوب شما بايد جواب دهيد. البته اين جشنها و تبريكها و تهنيتهايى كه تودههاى مردم داشتند، اجرشان با ذات اقدس اله- كه خداوند سبحان به همه اينها اجر دنيا و آخرت دهد- اما آن چهار باب، يعنى چهار كتاب، بايد خوب تبيين شود. روى معيارهاى حكمت و كلام شيعه بايد حل شود. اين يك كار كلامى است كه با كمك حديث بايد روشنتر شود.
پىنوشت:
\* بخشى از خطبه دوم نماز جمعه شهر قم، ١/ ٧/ ١٣٨٤.
[١]. نهجالبلاغه (صبحى صالح)، خطبه ٢٣٥.
[٢]. سوره مائده (٥)، آيه ٣.
[٣]. سوره نوح (٧١)، آيه ١٤.
[٤]. سوره بقره (٢)، آيه ٣٣.
[٥]. سوره فرقان (٢٥)، آيه ٧.