ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧ - دعاى شب و آه سحر
باز مى گردند و همه درهاى خوشنودى، آمرزش، بخشش، بازگشت، روزى، نيكى و بخشايش نيز گشوده مى شوند. خداوند در اين شب به تعداد موها و پشمهاى چهارپايان [بندگانش را از آتش جهنم] آزاد مى كند. امشب خداوند زمانهاى مرگ را ثبت و روزيهاى يك سال را تقسيم مى كند و همه آنچه را كه در طول سال واقع مى شود نازل مى سازد. اى محمد! هر كس امشب را با منزّه داشتن خداوند (تسبيح)، ذكر يگانگى او (تهليل)، ياد بزرگى او (تكبير)، راز و نياز با او (دعا)، نماز، خواندن قرآن، نمازهاى مستحب (تطوع) و آمرزش خواهى (استغفار) صبح كند، بهشت جايگاه و منزل او خواهد بود و خداوند همه آنچه را كه پيش از اين انجام داده و يا بعد از اين انجام مى دهد، خواهد بخشيد ...[١]
يكى از همسران پيامبر اكرم، صلّى اللّه عليه وآله، حالات ايشان را در شب نيمه شعبان چنين بيان مى كند:
در يكى از شبها كه پيامبر خدا، صلّى اللّه عليه وآله، در نزد من بود ناگهان متوجه شدم كه ايشان بستر خود را ترك كرده است، غيرت خاص زنانه به سراغ من آمد و به گمان اينكه حضرت نزد يكى ديگر از همسران خود رفته است به جستجوى ايشان پرداختم، امّا بناگاه ديدم كه حضرتش مانند جامه اى كه بر زمين افتاده باشد به سجده رفته و چنين راز و نياز مى كند:
«أصبحت إليك فقيرا خائفا مستجيرا فلا تبدّل اسمى و لاتغيِّر جسمى و لاتجهد بلائى و اغفرلى».
به سوى تو آمدم در حالى كه تهيدست، ترسان و پناه جويم، پس نام برمگردان، جسم مرا تغيير مده، گرفتاريم را افزون مساز و از من در گذر.
آنگاه سر خود را بلند كرد و بار ديگر به سجده رفت و در آن حال شنيدم كه مى فرمود:
«سجد لك سوادى و خيالى و امن بك فؤادى هذه يداى بما جنيت على نفسى يا عظيم ترجى لكلّ عظيم إغفرلى ذنبى العظيم فإنّه لايغفر العظيم إلّا العظيم»
سراپاى وجودم براى تو سجده كرده و قلبم به تو ايمان آورده است؛ اين دو دست من با همه جنايتى كه برخود روا داشته ام، پس از بزرگى كه براى هر كار بزرگى اميدها به سوى تو است؛ از گناهان بزرگ من درگذر، جرا كه از گناهان بزرگ در نمى گذرد مگر پروردگان بزرگ.
بعد از اداى اين كلمات سر خود را بلند كرده و براى سومين بار به سجده رفت و اين جملات را بر زبان جارى ساخت:
«أعوذ برضاك من سخطك و أعوذ بمعافاتك من عقوبتك و أعوذ بك منك أنت كما اثنيت على نفسك و فوق ما يقول القائلون».
از خشم تو به خوشنوديت پناه مى برم، از كيفر تو به بخشش تو پناهنده مى شود و از تو به سوى خودت پناه مى جويم، تو همان گونه اى كه خود توصيف كرده اى و بالاتر از آنى كه گويندگان مى گويند.
لحظاتى ديگر سر از سجده برداشت و دوباره به سجده رفت و در حالى كه مى فرمود:
الّلهمّ إنّى أعوذ بنور وجهك الذى أشرقت له السموات و الأرض و قشّعت به الظلمات و صلح به أمر الأوّلين و الآخرين أن يحلّ علىّ غضبك أو ينزّل علىّ سخطك أعوذ بك من زوال نعمتك و فجاة نقمتك و تحويل عافيتك و جميع سخطك، لك العتبى فى استطعت و لاحول و لاقوة إلّا بك».
خدايا به نور وجه تو كه آسمانها و زمين از آن روشن شده، تاريكيها با آن از بين رفته و كار پيشينيان و آيندگان با آن اصلاح شده است پناه مى برم، از اينكه به خشم تو گرفتار شوم و يا دشمنى تو بر من نازل شود. پناه مى برم به تو از زوال نعمتت، نزول ناگهانى عذابت، دگرگونى سلامتى ات و همه آنچه كه خشم تو را در پى دارد. خوشنودى نسبت به آنچه من در توان دارم از آن توست و هيچ حركت و نيروى نيست مگر به سبب تو.
چون اين حال را از پيامبر ديدم او را رها كردم و شتابان به طرف خانه حركت كرد. نفس نفس زنان به خانه رسيدم. وقتى پيامبر صلّى اللّه عليه وآله، به خانه برگشتند و حال مرا ديدند گفتند: چه شده است كه اينچنين به نفس نفس افتاده اى؟
گفتم: اى رسول خدا من به دنبال شما آمده بودم، پس فرمود:
آيا مى دانى امشب چه شبى است؟! امشب شب نيمه