ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٨ - وقتى بيايى
وقتى بيايى
خيمه بر كوى يار خواهم زد در آن غمگسار خواهم زد اولين تازيانه اى كه زنم بر سر انتظار خواهم زد
وقتى كه تو بيايى؛ مردم را به فراسوى افقهاى عشق و ايمان دعوت مى كنى و آدمى را مهمان دشت گلگون بهشت مى كنى. عشق، زيباترين گلواژه هستى است و تو مى آيى كه شعر اين گلواژه هستى و سرود پاكدلان باغ زندگى را بسرايى.
وقتى كه بيايى، تنها گوهر روى تو است كه مى تواند دلهاى زنگ زده انسانهايى را كه عشق به خدا در آنها جوانه نزده جلا دهد.
وقتى كه بيايى خورشيد امامت تو دوباره به دلهاى پژمرده ما جانى تازه مى دهد و نهال عشق، ايمان، معرفت و هزاران چيز ديگر را در وجودمان مى كارى و با آمدنت زمستان شرمسار مى شود و جاى خودش را به بهارى همچون تو مى دهد. خورشيد توان درخشيدن ندارد چرا كه شرم دارد در مقابل خورشيدى همانند تو بتابد.
الهام ابراهيميان- ايلام- روستاى كل كل
به نام آفريننده شكوفه هايى كه در اول بهار همه با هم سرود شكفتن را نجوا مى كنند.
اگر تو بيايى همه شكوفه ها به شوق ديدارت مى شكفند؛ همه ستاره ها مستانه به دور معشوق خود مى چرخند و باز آسمان رنگ عشق به خود مى گيرد.
باز درياها پر از موجهاى محبت مى شوند. اگر تو بيايى همه عاشقان و مهربانان در مقابل قدوم مباركت سر تعظيم فرود مى آورند.
آه ... كه چه روزى مى شود آن روز؛ روزى كه آسمان از شوق ديدارت گريه مى كند.
اى خدا! به زيبايى همه گلها و آسمانها و درياها قسمت مى دهم كه در ظهور مهدى (ع) تعجيل فرما.
بهنوش فرحبخش- كرمان
اى مهدى موعود وقتى كه مى آيى دلهاى منتظرانت آرام و قرار مى گيرد. وقتى كه مى آيى ديار عاشقان منتظر، گلستان مى شود. وقتى كه مى آيى و با قدوم سبزت قدم بر سرزمين سبز مى گذارى؛ گويى بهارى ترين بهار را با خود مى آورى؛ بهارى كه گلهاى رنگارنگ آن عاشق اند عاشق وجود گل افشان تو. گويى تو معشوق و آن همه گل، عاشق ديدار تواند.
مهدى جان! وقتى كه مى آيى؛ مهر و محبت و عشق مى آيد.
اى آخرين ستاره آسمان نيلگون امامت! ظهورت همچو بارانى است بر شوره زارى از ستمها و پليديها و همچو دادگاه عدلى است براى مستضعفان جهان.
راحله زارع- فارس- مرودشت