ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٥ - ٦ ظهور امام مهدى (ع)
والذى بعثنى بالحقّ بشيرا ليغيبنّ القائم من ولدى بعهد معهود إليه منّى حتّى يقول أكثر الناس: ما للّه فى آل محمد حاجة، و يشكّ آخرون فى ولادته. فمن أدرك زمانه فليتمسّك بدينه ولا يجعل للشيطان إليه سبيلًا بشكّه فيزيله عن ملّتى و يخرجه عن دينى، فقد أخرج أبويكم من الجنّة من قبل، و إنّ اللّه عزّوجلّ جعل الشياطين أولياء الذين لايؤمنون.[١]
سوگند به آنكه مرا به حق به عنوان بشارت دهنده برگزيد، [امام] قائم از فرزندان من، براساس پيمانى كه ازجانب من برعهده اوست، از ديده ها پنهان مى شود تا آنجا كه بيش تر مردم مى گويند: خدا نيازى به خاندان محمد ندارد. و گروهى ديگر در ولادت او شك مى كنند. پس هر كس زمان او را دريابد بايستى به دين او درآويزد و به واسطه شك خود براى شيطان راهى به سوى خود باز نسازد، تا شيطان او را از آئين من زائل و از دين من بيرون نكند. همچنانكه پيش از اين پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد. به درستى كه خداوند عزّوجلّ شيطان را سرپرست (ولىّ) كسانى كه ايمان ندارند، قرار داده است.
٥. فضيلت انتظار و چشم به راه بودن امام مهدى (ع)
موضوع ديگرى كه در زمينه باور مهدوى در كلام امام رضا (ع) يافت مى شود، موضوع «انتظار فرج» يا چشم به راه گشايش بودن است. آن حضرت در روايات متعددى به موضوع فضيلت انتظار فرج اشاره كرده اند. از جمله در روايتى خطاب به «حسن بن جهم» كه از ايشان در مورد «فرج» مى پرسد، مى فرمايد:
أولست تعلم أنّ انتظار الفرج من الفرج؟ قلت: لا أدرى إلّا أن تعلّمنى. فقال: نعم إنتظار الفرج من الفرج.[٢]
آيا مى دانى كه انتظار فرج [جزيى] از فرج است؟ گفتم: نمى دانم مگر اينكه شما به من بياموزيد. فرمود: آرى انتظار فرج، جزيى از فرج است.
در روايت ديگرى نيز مى فرمايد:
ما أحسن الصبر و انتظار الفرج أما سمعت قول العبد الصالح: «وَارْتَقِبُوا إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ»[٣] «فَانْتَظِرُواإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ»[٤] فعليكم بالصبر إنّما يجى ء الفرج على اليأس و قدكان الذين من قبلكم أصبر منكم ...[٥].
چه نيكوست صبر و انتظار فرج، آيا سخن بنده صالح خدا [شعيب] را نشنيدى كه فرمود: «و انتظار بريد كه من [هم] با شما منتظرم» و «پس منتظر باشيد كه من [هم] با شما از منتظرانم»، بر شما باد به صبر و بردبارى؛ چرا گشايش بعد از نااميدى فرا مى رسد و به تحقيق كسانى كه پيش از شما بودند از شما بردبارتر بودند.
و بالاخره در روايت بسيار زيبايى فضيلت انتظار را اين گونه بيان مى كنند:
... أما يرضى أحدكم أن يكون فى بيته ينفق على عياله ينتظر أمرنا فإن أدركه كان كمن شهد مع رسول اللّه، صلى اللّه عليه و آله، بدرا، و إن لم يدركه كان كمن كان مع قائمنا فى فسطاطه ...[٦]
... آيا هيچيك از شما خوش ندارد كه در خانه خود بماند، نفقه خانواده اش را بپردازد و چشم به راه امر ما باشد؟ پس اگر در چنين حالى از دنيا برود مانند كسى است كه به همراه رسول خدا (ص) در [نبرد] بدر به شهادت رسيده است. و اگر هم مرگ به سراغ او نيايد مانند كسى است كه به همراه قائم ما و در خيمه او باشد.
٦. ظهور امام مهدى (ع)
موضوع ديگرى كه در روايات رضوى به آن پرداخته شده، موضوع ظهور امام مهدى و آثار و پيامدهاى آن است. از جمله در روايتى كه «حسين بن خالد» آن را نقل مى كند آن حضرت در پاسخ اين پرسش كه:
يا ابن رسول اللّه و من القائم منكم أهل البيت؟
اى فرزند رسول خدا! قائم شما اهل بيت كيست؟
مى فرمايد:
قال الرابع من ولدى ابن سيّدة الإماء، يطهّر اللّه به الأرض من كلّ جور و يقدّسها من كلّ ظلم، [و هو] الذى يشكّ الناس فى ولادته و هو صاحب الغيبة قبل خروجه. فإذا خرج أشرقت الأرض بنوره [بنور ربّها] و وضع ميزان العدل بين الناس فلايظلم أحد أحدا، و هوالذى تطوى له الأرض ولايكون له ظلّ و هوالذى ينادى مناد من السماء يسمعه جميع أهل الأرض بالدّعاء إليه يقول: ألا إنّ حجة اللّه قد ظهر عند بيت اللّه فاتّبعوا فإنّ الحقّ معه و فيه و هو قول اللّه عزّوجلّ: «إِنْنَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِينَ»[٧].[٨]
چهارمين از فرزندان من، فرزند سرور كنيزان، كسى است كه خداوند به واسطه وى زمين را از هر ستمى پاك و از هر ظلمى پيراسته مى سازد و او كسى است كه مردم در ولادتش شك مى كنند و او كسى است كه پيش از خروجش غيبت مى كند و آنگاه كه خروج كند زمين به نورش [نور پروردگارش] روشن گردد و در ميان مردم ميزان عدالت را برقرار كند و هيچكس به ديگرى ستم نكند واو كسى است كه زمين براى او درهم پيچيده مى شود و سايه اى براى او نباشد و او كسى است كه از آسمان ندا كننده اى او را به نام ندا كند و به وى دعوت نمايد به گونه اى كه همه اهل زمين آن ندا را بشنوند، مى گويد: «آگاه باشيد كه حجت خدا در كنار خانه خدا ظهور كرده است پس او را پيروى كنيد كه حق با او و در اوست» و اين همان سخن