ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٣ - دست انتقام الهى در آستين غيبت
دست انتقام الهى در آستين غيبت
يكى از اسامى گرامى آن ويرانگر كاخهاى ظلم و استبداد و بازستاننده حقوق از دست رفته توده هاى مظلوم جهان، حضرت بقية اللّه ارواحنا فداه، «منتقم» است.
واژه منتقم در احاديث فراوانى به «دست انتقام الهى» اطلاق شده، كه به برخى از آنها در اينجا اشاره مى كنيم:
١. خداوند منان در شب معراج چهره درخشان امام زمان (ع) را چون خورشيدى فروزان به پيامبر عظيم الشأن اسلام ارايه داده فرمود:
يا محمد و عزّتى و جلالى، إنّه الحجّة الواجبة لأوليائى والمنتقم من أعدائى.[١]
اى محمد به عزت و جلالم سوگند كه او حجت واجب بر دوستان من، و منتقم از دشمنان من است.
٢. نيز در شب معراج در همين باره فرمود:
و هذا القائم الّذى يحلّل حلالى و يحرّم حرامى و به أنتقم من أعدائى.[٢]
اين ايستاده همان است كه حلال مرا حلال و حرام مرا حرام مى كند، من به وسيله او از دشمنانم انتقام مى گيرم.
٣. روز عاشورا پس از هنگامه شهادت، فرشتگان به ضجّه درآمدند و عرضه داشتند: بار خدايا با حسين، برگزيده تو و فرزند پيامبرت چگونه رفتار كردند؟! خداوند شبح حضرت قائم (ع) را براى آنان نمودار ساخت و فرمود:
بهذا أنتقم له من ظالميه.[٣]
با همين- ايستاده- انتقام حسين (ع) را از ستمگرانش مى گيرم.
٤. حضرت موسى بن جعفر (ع) در تعقيبات نماز عصر عرضه مى داشت:
و أن تعجّل فرج المنتقم لك من أعداءك.[٤]
و در فرج منتقم خود از دشمنانت تعجيل بفرما.
نوفلى- راوى حديث- به امام كاظم (ع) عرض كرد: اين دعا در حق چه كسى است؟ فرمود:
ذلك المهدىّ من آل محمّد (ص).[٥]
اين دعا در حق حضرت مهدى از آل محمد (ع) مى باشد.
آنگاه به تفصيل از سيرت، صورت و نشانه هاى ظهورش سخن گفت.[٦]
٥. احمد بن اسحاق قمى[٧] به امام عسكرى (ع) در سامرا عرض كرد: امام بعد از شما كيست؟
امام (ع) برخاسته به اندرون رفت، فرزند دلبندش را كه حدودا سه ساله بود و چهره اش چون ماه چهارده شبه مى درخشيد وارد مجلس كرد و خطاب به احمدبن اسحاق فرمود: اگر نبود كه تو در نزد خدا و حجج الهى عزيز و گرامى هستى، من فرزندم را به تو نشان نمى دادم.
احمد بن اسحاق از نشان امامت پرسيد، يك مرتبه آن نور ديده لبهاى نازكتر از گل اش را حركت داد و به عربى فصيح فرمود:
أنا بقيّة اللّه فى أرضه، والمنتقم من أعدائه، فلا تطلب أثرا بعد عين.[٨]
من تنها بازمانده الهى هستم، من دست انتقام الهى از دشمنان اويم، پس از مشاهده ديگر از نشانه مپرس.
در احاديث ياد شده، واژه «منتقم» به آن حضرت اطلاق شده است.
يكى ديگر از القاب گرامى حجت خدا «الثّائر» از ريشه «ثأر» مى باشد.
«ثأر» در لغت به معانى زير آمده:
١. خون مطالبه شده[٩] مقابل «طلّ» به معناى خون هدر رفته؛[١٠]