ماهنامه موعود
(١)
شماره چهل و سوم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
دغدغه معاش؛ نگرانى معاد
٢ ص
(٤)
عصر ظهور، تجلّى ولايت ولىّ الله
٤ ص
(٥)
چيستى و حقييقت امامت
١٢ ص
(٦)
شرح لفظ امامت و واژه هاى وابسته
١٢ ص
(٧)
امامت و امام
١٢ ص
(٨)
نبى
١٣ ص
(٩)
ولايت، ولى
١٣ ص
(١٠)
تعريف امام و امامت
١٤ ص
(١١)
مؤلفه هاى حقيقت امامت
١٤ ص
(١٢)
تمايز امام از غير آن
١٥ ص
(١٣)
تفاوت شيعه و سنى در تعريف امامت
١٥ ص
(١٤)
اما ريشه تناقض در چيست؟
١٦ ص
(١٥)
مراتب امامت
١٧ ص
(١٦)
نسبت بين نبوت و امامت
١٨ ص
(١٧)
رهبرى؛ خلافت يا امامت
٢٠ ص
(١٨)
خليفه در اصطلاح مسلمين
٢١ ص
(١٩)
خليفه در اصطلاح اسلامى
٢١ ص
(٢٠)
امامت در مكتب خلفا
٢١ ص
(٢١)
امامت در مكتب اهل بيت (ع)
٢٣ ص
(٢٢)
نگاهى به عصر غيبت صغرا
٢٦ ص
(٢٣)
1 تاريخ غيبت و چگونگى آغاز آن
٢٦ ص
(٢٤)
الف) آغاز غيبت امام مهدى (ع)
٢٦ ص
(٢٥)
ب) شهادت امام حسن عسكرى (ع)
٢٦ ص
(٢٦)
ج) تلاش حكومت براى يافتن امام مهدى (ع)
٢٨ ص
(٢٧)
د) اقدامات جعفر
٢٨ ص
(٢٨)
نماز بر پيكر امام (ع)
٢٨ ص
(٢٩)
ادعاى امامت و جانشينى
٢٨ ص
(٣٠)
2 ويژگيهاى دوره غيبت صغرا
٣٠ ص
(٣١)
3 اختلافات فرقه اى پس از رحلت امام عسكرى (ع)
٣٠ ص
(٣٢)
زمينه پيدايش فرقه هاى جديد شيعى بعد از رحلت امام عسكرى (ع)
٣١ ص
(٣٣)
منجى موعود ما
٣٢ ص
(٣٤)
محتاج يك نگاه دوباره ايم
٣٧ ص
(٣٥)
شوق وصال
٤٠ ص
(٣٦)
كرامات نورانى
٤٠ ص
(٣٧)
ابر فيض
٤٠ ص
(٣٨)
نهال روشن سپيده
٤١ ص
(٣٩)
مردى از تبار گل ياس
٤١ ص
(٤٠)
نقش يهود در دوران ظهور
٤٢ ص
(٤١)
وعده الهى نسبت به نابودى يهوديان
٤٢ ص
(٤٢)
وعده خداوند نسبت به تسلط دائم بر يهوديان
٤٤ ص
(٤٣)
وعده خداوند در فرونشاندن آتش جنگ يهوديان
٤٥ ص
(٤٤)
بازتاب بنيادگرايى آمريكايى در سياست خارجى آمريكا
٤٨ ص
(٤٥)
ريشه هاى بنيادگرايى آمريكايى
٤٩ ص
(٤٦)
احساس برگزيدگى الهى
٥٠ ص
(٤٧)
دوره شرارت و آخرالزمان
٥٢ ص
(٤٨)
مسيح يهودى و فرجام جهان
٥٦ ص
(٤٩)
1 يهودى شدن مسيحيت آمريكايى
٥٦ ص
(٥٠)
2 مسيح يهودى آمريكايى و صهيون
٦١ ص
(٥١)
القاعده؛ يا زمينه سازان شورش سفيانى
٦٢ ص
(٥٢)
بازى هاى رايانه اى؛ سلاح تبليغاتى
٦٥ ص
(٥٣)
چكيده
٦٥ ص
(٥٤)
ديدگاه آمريكايى
٦٧ ص
(٥٥)
بن لادن و ادّعاى مهدويت
٦٨ ص
(٥٦)
بايسته هاى تبليغ فرهنگ مهدوى
٧٠ ص
(٥٧)
ب) ديدگاه فرهنگى- اجتماعى
٧٠ ص
(٥٨)
آخرالزّمان را باور كنيم
٧٥ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٢ - ب) ديدگاه فرهنگى- اجتماعى

عمل كنند، پاداش كسانى را مى يابند كه در زمان ظهور در پيشگاه قائم (ع) هستند:

هركس دوست مى دارد از ياران [حضرت‌] قائم [كه بر او درود باد] باشد، بايد كه منتظر باشد و در اين حال پرهيزكارى و اخلاق نيكو را پيشه خود سازد، در حالى كه منتظر است. پس چنانچه بميرد و پس از مردنش قائم- كه بر او درود باد- به پا خيزد، پاداش او همچون پاداش كسى خواهد بود كه آن حضرت را درك كرده است. پس كوشش كنيد و در انتظار بمانيد، گوارا باد بر شما [اين اجر] اى گروه مشمول رحمت [خداوند].[١]

بالاخره در سومين روايت، كه پيش از اين نيز بدان اشاره شد، امام مهدى (ع) با يادآورى ناگهانى بودن امر ظهور، از همه شيعيان و منتظران خود مى خواهند كه در زمان غيبت هرآنچه را كه موجب خشنودى آن حضرت مى شود پيشه خود سازند و از هر آنچه كه موجب ناخشنودى ايشان مى شود پرهيز كنند؛ زيرا در غير اين صورت در زمان ظهور هيچ عذرى از آنها پذيرفته نمى شود[٢]

با اين نگاه به انتظار است كه ديدگاه فرهنگى- اجتماعى، شكل گرفته و نگاهى متفاوت نسبت به آنچه تا كنون در زمينه فرهنگ مهدويت وجود داشته، مطرح كرده است.

در اين قسمت از مقاله اگر بخواهيم به شاخص ترين انديشمندانى كه براساس ديدگاه فرهنگى- اجتماعى به تحليل و بررسى انديشه مهدويت و انتظار پرداخته و تلاش كرده اند با طرح اين انديشه راهى براى خروج شيعيان از بن بستهاى عصر غيبت بيايند، اشاره كنيم، به جرأت مى توانيم بگوييم در طول يازده قرنى كه از آغاز غيبت كبراى امام عصر (ع) مى گذرد، هيچ فقيه، متكلم، فيلسوف و مصلح اجتماعى به اندازه امام خمينى (ره) به اين ديدگاه اهتمام نداشته و در اين زمينه تأثيرگذار نبوده است.

امام راحل با طرح انديشه تشكيل حكومت اسلامى در عصر غيبت و تلاش خستگى ناپذير در راه تحقق اين انديشه، به «انتظار» معنا و مفهوم تازه اى بخشيد و تعريفى نو از رسالت و تكليف شيعيان در برابر حجت خدا ارائه داد.

براى روشن تر شدن ديدگاه حضرت امام در اين زمينه، به برخى از مهم ترين شاخصه هاى اين ديدگاه اشاره مى كنيم:

١. ارائه برداشتى متفاوت از مفهوم حجت: ايشان با ارائه مفهومى عميق و بديع از «حجت بودن امام معصوم» اعلام مى دارند كه چون خداوند در روز قيامت به سبب وجود امام زمان و پدران بزرگوارش (ع) بر بندگان احتجاج و نسبت به عمل براساس سيره، رفتار و گفتار اين بزرگواران از مردم بازخواست مى كند، بر آنان لازم است كه همه تلاش خود را براى تحقق سيرت امامان معصوم (ع) در جامعه به كار بندند و در اين زمينه هيچ عذر و بهانه اى از آنها پذيرفته نمى شود.

حضرت امام در كتاب البيع خود به هنگام بررسى ادله ولايت فقيه، ضمن برشمردن توقيع شريف حضرت صاحب الامر (ع) كه در آن آمده است:

... و أمّا الحوادث الواقعة فارجعوا فيها إلى رواة حديثنا فأنهم حجتى عليكم وأنا حجة اللّه.

... و اما در رويدادهايى كه براى شما پيش مى آيد به راويان حديث ما مراجعه كنيد؛ چرا كه آنها حجت من بر شماهستند و من حجت خدايم.

مى فرمايد:

مقصود از حجت خدا بودنِ امام معصوم اين نيست كه فقط بيان كننده احكام است؛ زيرا گفته بزرگانى چون زراره و محمد بن مسلم نيز حجت است و هيچ كس حق مردود دانستن و عمل نكردن به روايات ايشان را ندارد و اين امر بر همگان آشكار است. بلكه منظور از حجت بودن امام زمان و پدران بزرگوارش، صلوات اللّه عليهم اجمعين، اين است كه خداوند تعالى به سبب وجود ايشان و سيره و رفتار و گفتار آنان در تمام شؤون زندگى شان، بر بندگان احتجاج مى كند. از جمله شؤون امامان، عدالت آنان در همه زمينه هاى حكومت است. به عنوان مثال، وجود اميرالمؤمنين، عليه السلام، براى تمام فرمانداران و حاكمان ستم پيشه حجت است؛ زيرا خداوند به واسطه سيرت آن بزرگوار، باب عذر و بهانه را بر همه آنان در تعدى از حدود الهى و تجاوز به اموال مسلمانان و سرپيچى از قوانين اسلامى بسته است. همين گونه اند ساير حجتهاى خداوند، به ويژه حضرت ولى عصر، عليه السلام، كه عدل را در ميان مردم مى گستراند و زمين را از قسط پر مى كند و بر اساس نظامى عادلانه بر مردم حكم مى راند.[٣]

٢. دگرگون ساختن مفهوم انتظار: امام خمينى مفهومى را كه در طول قرون و اعصار از «انتظار» در اذهان بسيارى از شيعيان نقش بسته بود دگرگون ساخت و با تفكرى كه انتظار را برابر با سكون، ركود و تن دادن به وضع موجود معرفى مى كرد به مقابله جدى پرداخت:

همه ما انتظار فرج داريم و بايد در اين انتظار خدمت كنيم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام‌