ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٤
شرحى بر كتاب استراتژى انتظار
عباسعلى پرچىزاده
اشاره: در قسمت نخست اين مقاله، با اشاره به اين جمله از كتاب استراتژى انتظار كه: «انتظار ذاتى وجود آدمى است و ريشه در مافىالضمير همه بندگان دارد و از آن به عنوان امر مشترك مىتوان ياد كرد» به بررسى فطرى بودن موضوع انتظار پرداختيم و مباحثى چون معناى فطرت، اثبات اصل فطرت در وجود آدمى و دلايل انحراف و بازماندن غالب انسانها از گوهر پاك وجودى و فطرت الهى خود را مورد بررسى قرار داديم.
در اين قسمت از مقاله به بررسى برخى از گرايشهاى فطرى انسان- كه به روشن شدن موضوع بحث؛ يعنى اثبات فطرى بودن عقيده به مهدويت كمك شايانى مىكند- خواهيم پرداخت.
بىهيچ شك و ترديد مىتوان گفت كه شاخصترين و متعالىترين گرايش فطرى در وجود انسان، گرايش به خداوند متعال است، تعاليم قرآن كريم نيز مؤداى فطرى بودن گرايش خداجويى در خلقت وجودى انسان است. لذا هر انسانى به مقتضاى خلقت و ساختمان اصلى روحى خود، خدا را مىشناسد بدون اينكه نيازى به اكستاب و تحصيل علوم مقدماتى داشته باشد و ظاهراً قرآن كريم اولين كتابى است كه مسئله فطرت خداجويى و خداپرستى انسان را به طور صريح عنوان كرده است:
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها[١].
امروزه اين مسئله در ميان فلاسفه و روانشناسان جاى بسيار شايستهاى پيدا كرده است. افراد بزرگى نظير اينشتاين، ويليام جيمز، آلكسيس كارل، برگسون، يونگ و ... هم از آن دفاع كردهاند، كه در اينجا مجال پرداختن به آن نيست.[٢] به هر حال خداشناسى فطرى هر آدمى است؛ يعنى هر آدمى به مقتضاى خلقت و ساختمان اصلى روحى خود، خدا را مىشناسد بدون ايكه نيازى به اكتساب و تحصيل علوم مقدماتى داشته باشد. لازم است، در اينجا توضيحى داده شود برخى از مدعيان فطرى بودن خداشناسى مقصودشان از اين مطلب، فطرت عقل است. مىگويند انسان به حكم عقل فطرى، بدون اينكه نيازى به تحصيل مقدمات استدلالى داشته باشد به وجود خداوند پى مىبرد. توجه به نظام هستى و مقهوريت و مربوبيت موجودات خود به خود و بدون اينكه انسان بخواهد استدلال كند اعتقاد به وجود مدبر و قاهر را در انسان به وجود مىآورد. همچنانكه در همه فطرياتى كه در اصطلاح منطق، فطريات ناميده مىشوند مطلب از اين قرار است ولى مقصود از عنوان بالا، فطرت عقل نيست، مقصود ما فطرت دل است. فطرت دل يعنى انسان به حسب ساختمان خاص روحى خود متمايل و خواهان خدا آفريده شده است. در انسان، خداجويى و خداخواهى و