ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٣ - ٣- ٥ رشد عقل و گسترش دانش
در آموزههاى دينى، به ويژه شيعى، به پيوند عقل و اخلاق، توجه ويژه شده است.
امام صادق (ع) مىفرمايد:
إنّا لنحبّ من كان عاقلًا، عاملًا، فهماً، فقيهاً، حليماً، مدارياً، صبوراً، صدوقاً، وفياً.[١]
ما، دوستدار كسانى هستيم كه عقل، دانش، فهم، فقاهت، بردبارى، نرمش و صبر دارند و اهل وفا و راستىاند. [به عبارتى اين والايىها را به هم درآميختهاند].
عقلانيتى كه در آن انسانيت انسان، ناديده گرفته شود و برترىها و والايىهاى او به فراموشى سپرده شود. عقلانيتى است ابزارى و خشك و سوگمندانه، آنچه مورد نظر فرهنگ و تمدّن غربى است و در غرب خود را نموده، اين چنين عقلانيتى است.
در فرهنگ و تمدّن اسلامى، عقلانيت و اخلاق به گونهاى به هم تنيده شده كه جداسازى آن دو از يكديگر كارى است ناشدنى. خردورزى و تكامل مادى و معنوى، كامل كننده و يارى رسان يكديگرند. «مدينه» واژهاى است كه «دين» را دربرگرفته است؛ يعنى بدون دين و ارزشهاى دينى و اخلاقى، بنيانهاى مدينه و تمدّن هم سست و ناپايدار است.
مدينه فاضله مهدوى، سرشار از خردورزى و اخلاق است. در آن دوران، انديشهها به اوج شكوفايى مىرسد، علوم و فنون تكامل مىيابد و همراه آن برترىها و والايىهاى انسانى و اخلاقى، مراحل عالى و ارجمند خود را پيدا مىكند.
امام صادق (ع) فرمود:
العلم سبعة و عشرون حرفاً فجميع ماجاءت به الرّسل حرفان فلم يعرف النّاس اليوم غير حرفين، فإذا قام قائمنا أخرج الخمسة والعشرين حرفاً فبثّها فىالنّاس و ضمّ إليها الحرفين حتّى يبثّها سبعة و عشرين حرفاً.[٢]
دانش، بيست و هفت بخش دارد كه بشر تا كنون دو بخش از آن را آموخته است. به هنگام قيام امام زمان (ع) بيست و پنج باب ديگر بر آن افزوده مىشود و در ميان جامعه گسترش مىيابد.
روشن است كه با پيشرفت علم، به رهبرى پيشواى عالم و عادل، زمينه توسعه همه سويه و بهبود زندگى مردمان، فراهم خواهد آمد و دگرگونى ژرف، پديد خواهد گرديد. از آنجا كه علم تيغ دو دم است و اگر به دست نااهل سپرده شود، ويرانگرى به بار مىآورد، در برنامه آن حضرت تكامل اخلاقى، در كنار تكامل علوم نيز پيشبينى شده است.
امام باقر (ع) مىفرمايد:
إذا قام قائمنا وضع يده على رؤس العباد، فجمع به عقولهم و أكمل به اخلاقهم.[٣]
آنگاه كه قائم ما قيام كند، دست محبت و امامت بر سر بندگان نهد و پس از آن، خردها را بالنده و خلق و خوىها را به تمام و كمال مىرساند.
رشد عقلانى همراه با رشد اخلاقى، جامعهاى رشيد به وجود مىآورد كه شايستگى اداره تمام جهان را پيدا مىكند. حاكميتى كه همراه خود، تربيت و انسانسازى را با عقلانيت و سياست و جامعهپردازى، درآميخته است و رهاورد آن، رهايى انسانهاى گرفتار در بند هوا و هوس و هدايت آنان به سوى هفدى و هدايت همه سويه و همه جانبه است.
امام على (ع) در اين باب مىفرمايد:
يعطففف الهوى على الهدى إذا عطفوا الهفدى على الهوى و يعطفف الرَّأىَ على القرآن إذا عطفوا القرآن على الرَّأى.[٤]
خواهش نفسانى را به هدايت آسمانى بازگرداند، و آن هنگامى است كه- مردم- رستگارى را تابع هوى ساختهاند، و رأى آنان را پيرو قرآن كند، و آن هنگامى است كه قرآن را تابع رأى خود كردهاند.
اين است روح انقلاب اصلاحى و بنيادى امام زمان (عج) كه چشماندازى از تمدّن والا و متعالى الهى- قرآنى است.
پىنوشتها:
[١]. سوره نور (٢٤)، آيه ٥٥.
[٢]. كتاب الغيبة، ابراهيم بن محمد نعمانى، ص ٢٤٠، مكتبة صدوق.
[٣]. كمالالدين، شيخ صدوق، ج ٢، ص ٦٤٦.
[٤]. الكافى، ثقةالاسلام كلينى، ج ٥، ص ٧٣.
[٥]. تحف العقول، ابن شعبه حرافى ص ٢٣٦، بيروت.
[٦]. بحارالأنوار، علامه مجلسى ج ٥٢، ص ٣٦٢، حديث ١٣١.
[٧]. همان، ص ٣١٧.
[٨]. همان، ج ٥١، ص ٨٤.
[٩]. همان، ص ٧٨.
[١٠]. همان، ص ٨٢.
[١١]. همان، ص ٨٣.
[١٢]. سوره اعراف (٧)، آيه ٩٦.
[١٣]. سوره نحل (١٦)، آيه ٩٠.
[١٤]. سوره نوح (٧١)، آيه ١٠ و ١١.
[١٥]. سوره نحل (١٦)، آيه ٩٧.
[١٦]. نهجالبلاغه، صبحى صالح، ترجمه سيد جعفر شهيدى، خطبه ١٣٨.
[١٧]. منتخبالاثر، ص ٤٧٤- ٤٧٣.
[١٨]. سوره يوسف (١٢)، آيه ٢.
[١٩]. سوره آل عمران (٣)، آيه ١٩٣.
[٢٠]. سوره توبه (٩)، آيه ١٢٢.
[٢١]. سوره نساء (٤)، آيه ٨٢.
[٢٢]. الكافى، ج ١، ص ١١، ح ٣.
[٢٣]. تحفالعقول، ص ٢٦٦.
[٢٤]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٣٦.
[٢٥]. همان.
[٢٦]. نهجالبلاغه، خطبه ١٣٨.