ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - آشفتگى در مفهوم، مبنا و مصداق
آشفتگى در مفهوم، مبنا و مصداق
اسماعيل شفيعى سروستانى
اشاره: آنچهتقديممىشود متن بازنويسىشده مصاحبهاى است با همين عنوان، كه به مناسبت طرح موضوع عدالت در اين شماره موعود آمادهشده و فراروى خوانندگان محترم قرار مىگيرد.
اينمتندر عينسادگى زبانى حاوى نكاتى كليدى در طرح موضوع عدالت و عدالتخواهى است كه اميد مىرود مقبول طبع افتد. انشاءالله
بيشتر مردموقتى سخناز عدالت بهميان مىآيد ذهنشان متوجهدو موضوع مىشود: اول، آنها از عدالت موضوع برابرى در نان، برابرى در امر معيشتو خورد و خوراكرا مىبينند و دوم مصداقش را در مباحث مربوطبه ضربو شتمو كتكخوردنو احتمالًا كمو زياد شدنچيزىاز خودشان مىدانند. آنها عدالترا در دو وجه «حقوقىو اقتصادى» منحصر مىكنند. اينمسألهچند علتدارد:
يكىاينكهايندو موضوعدر ميانمردم عينىتر و شايعتر است. يعنىاز صبحتا شبدر خيابان، در خانه، در محلكار و در روابط اجتماعى اين مسأله برايشان ملموس است و نياز بهتأمل و تفكر و ژرفانديشى و نگاه كلى بهامور حيات ندارند. مسئلهاى كه مبتلا به همه مردم است. همه شكم دارند، همه جسم دارند. بههمين خاطر كمو زياد و بد و خوبشرا زود لمسمىكنند و چونمناسبات اجتماعى دارند و با هم مراوده دارند، معامله مىكنند، دعوا مىكنند آنرا همزود مىفهمند. بههمين دليل است كه تقريباً بهنوعى اينچنين جا افتاده كهتا مىگوييم موضوع عدالت يا عدل يا امام عدل يا امثال اينها ذهنها بهسرعت متوجه ايندو وجه مىشود. در محاكم هموقتى مراجعه بكنيد مىبينيد بيشتر آنچه كه مورد مجادلهو مناقشه واقعشده از ايننوع است اما از وجوهديگر نهسخن بهميان مىآيد، نهخيلى كسىپيگير موضوعمىشود. بههمين دليل چهبسا در محاكم همآنچه كه بهعنوان قانون مضبوط است، بهعنوان قانون جزا و بهعنوان شناسايى مجرمو جرمشناسىو امثالهم، منحصر بهايندو موضوع مىشود و مصاديق ديگر اين موضوع اصلًا تعريف نشده است