ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٣ - غزل انتظار
مرا بخوان
صدايم كن
اى اشتياق بى انتها
اى ايستاده بر فراز زمان
كه رهگذرى خسته ام
در بيابانى بى آب
تفتيده در آفتاب
و تو تك درخت صحرايى
با سايبانى گسترده و آبى روان
مرا سوى خويش بخوان
اى رويش بهار در هجوم خزان
كه درمانده ام در چالش هاى زندگى
و همهمه هايى كه نام مرا فرياد مى زنند
و تو برتر از هر صداى آشنا و دلنشينى
با طنين گرم هدايت
مرا از ياد مبر
كه مى سوزم
در آتشى كه خود برافروخته ام
و تنها تو مى توانى
خنكاى سرود ابراهيم را
در گوش آتش بخوانى
مرا بخوان در خوش ترين خاطره ايام
در جشن حضور
ع- آزاد
شميم نام شما
|
دلم غبار گرفته از انتظار اينك |
بيا ببين كه دلم مانده غصه دار اينك |
|
|
بيار باده و بزم مرا مهيا كن |
كه آمده است ز ره فصل نوبهار اينك |
|
|
سكوت حق مرا زير پا نهاد افسوس |
و برد از كف من طاقت و قرار اينك |
|
|
هزار سال دلم در هواى تو جوشيد |
و مانده است به شوقت چو چشمه سار اينك |
|
|
هميشه روز شما هست و با شما هستم |
كه ديده است دلم عشق تك سوار اينك |
|
|
تمام شعر من اينك شميم نام شماست |
دلم غبار گرفته از انتظار اينك |